English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
to charm asleep با افسون خواب کردن
Other Matches
witch افسون کردن
becharm افسون کردن
bewitched افسون کردن
ensorcel افسون کردن
bewitches افسون کردن
bewitch افسون کردن
bewitch افسون کردن
enchant افسون کردن
ensorcell [literary] افسون کردن
ensorcel [American] [literary] افسون کردن
witches افسون کردن
fascinates افسون کردن
charm :افسون کردن
enchant افسون کردن
fascinate افسون کردن
fascinated افسون کردن
enchants افسون کردن
to conjure a way با افسون دور کردن
voodoo جادوگری افسون کردن
voudou جادوگری افسون کردن
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
hypnagogic خواب اور خواب کننده
somnific خواب اور خواب الود
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
morpheus الهه خواب خواب پرور
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
dreamier خواب مانند خواب الود
to rock to sleep خواب کردن
sopite خواب کردن
to put to bed خواب کردن
to lull to sleep خواب کردن
hypnotised بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotised خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizes بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotises بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizing خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotized بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotized خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotize بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotising خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizing بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes خواب هیپنوتیزم کردن
waked از خواب بیدار کردن رد پا
drowses خواب الود کردن
drowsed خواب الود کردن
drowse خواب الود کردن
hypnotises خواب هیپنوتیزم کردن
siesta خواب بعدازفهر کردن
get off to sleep خواب کردن خواباندن
to break the sleep از خواب بیخواب کردن
wake از خواب بیدار کردن رد پا
siestas خواب بعدازفهر کردن
drowsing خواب الود کردن
wakes از خواب بیدار کردن رد پا
enchantment افسون
fascination افسون
sirenian افسون گر
charm افسون
charm :افسون
incantation افسون
incantations افسون
spell افسون
spelled افسون
spells افسون
enchantments افسون
bewitchery افسون
bewitchment افسون
conjuration افسون
juju افسون
rise از خواب برخاستن طغیان کردن
rises از خواب برخاستن طغیان کردن
spell bound افسون شده
cantation افسون گری
incantation افسون گری
incantations افسون گری
witching افسون کننده
spellbound افسون شده
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
drowze چرت زدن خواب الود کردن
glamor افسون زرق و برقbroadsword
incantation افسون خوانی جادوگری
incantations افسون خوانی جادوگری
glamour افسون زرق و برق
maunder بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
black paternoster افسون برضد روح پلید
He is fast asleep. خواب خواب است
They have successfully managed the balancing act between retaining the rustic charm and modern conversion. آنها با موفقیت توانستند تعادل بین افسون روستایی و تبدیل مدرن را ایجاد کنند.
to have pins and needles مور مور کردن [در اثر خواب رفتگی]
nap خواب
dreams خواب
watchfulness بی خواب
floor gully کف خواب
shut-eye خواب
asleep خواب
dreaming خواب
dreamed خواب
dream خواب
post dormitum پس خواب
bedfellows هم خواب
bedfellow هم خواب
sleepless بی خواب
noctambulism خواب
noctambulation خواب
sleep خواب
sleeping خواب
sleeps خواب
napping خواب
naps خواب
isocline هم خواب
napped خواب
somnambulation خواب گردی
somniferous خواب اور
somnifacient خواب الود
somnambulistic خواب گرد
bedtime وقت خواب
bedtimes وقت خواب
somnifacient خواب اور
slumbrous خواب الود
somnambulism خواب گردی
hypnology خواب شناسی
he is a او خواب است
hypnologist خواب شناس
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
hypnogenesis ایجاد خواب
hypnic خواب اور
dortour اتاق خواب
somnolence خواب الودگی
somnolism خواب مصنوعی
hypnoid خواب گونه
hypnagogic خواب اور
sopor خواب عمیق
steeped in slumber مست خواب
hypnolepsy حمله خواب
hypersomnia خواب زدگی
somnifugous خواب زدا
hypnogenic خواب انگیز
pile خواب پارچه
drowsihead خواب الودگی
siesta خواب نیمروز
drowsihead سنگینی خواب
piled خواب پارچه
fluff خواب پارچه
fluffed خواب پارچه
fluffing خواب پارچه
siestas خواب نیمروز
dreamful خواب مانند
dream reader خواب تعبیرکن
naps خواب نیمروز
coved cornice قرنیز کف خواب
to oversleep oneself خواب ماندن
slumber خواب سبک
slumbered خواب سبک
slumbering خواب سبک
slumbers خواب سبک
fluffs خواب پارچه
sleeper خواب رونده
footsack کیسه خواب
cataplexy خواب حیوانی
mummy bag کیسه خواب
hypnoidal خواب گونه
get off to sleep خواب رفتن
the new of dreams عالم خواب
sleepers خواب رونده
terrace بهار خواب
hypnosis خواب هیپنوتیزم
hypnosis خواب در اثرتلقین
hypnosis خواب مصنوعی
opiates خواب اور
opiate خواب اور
terraces بهار خواب
dreamed خواب دیدن
dogsleep خواب سبک
profound sleep خواب سنگین
bed clothes جامه خواب
soporific خواب اور
to fall asleep به خواب رفتن
soporific خواب الود
to doze off به خواب رفتن
interpretation of a dream تعبیر خواب
antihypnotic خواب شکن
hypnotic خواب اور
hypnotic تولیدکننده خواب
bed room اطاق خواب
predormitum پیش خواب
dream خواب دیدن
hypnopompic خواب و بیدار
dreaming خواب دیدن
dreams خواب دیدن
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
hypnos or nus رب النوع خواب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com