English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (35 milliseconds)
English Persian
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
Search result with all words
accenting : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
Other Matches
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
accentuated با تکیه تلفظ کردن
accentuate با تکیه تلفظ کردن
accentuates با تکیه تلفظ کردن
accentuating با تکیه تلفظ کردن
accentuated تکیه دادن تاکید کردن
accentuates تکیه دادن تاکید کردن
accentuate تکیه دادن تاکید کردن
accentuating تکیه دادن تاکید کردن
bolstered تکیه دادن
rests تکیه دادن
rest تکیه دادن
bolsters تکیه دادن
bolster تکیه دادن
to lean against the wall به دیوار تکیه دادن
to lean out of the window به پنجره تکیه دادن
leaned تکیه دادن بطرف
lean تکیه دادن بطرف
leans تکیه دادن بطرف
accubation تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
benchrest سکو برای تکیه دادن تیرانداز
insisted تکیه کردن بر
insisting تکیه کردن بر
insists تکیه کردن بر
recline تکیه کردن
reclined تکیه کردن
leans تکیه کردن
reclines تکیه کردن
lean تکیه کردن
to base one self تکیه کردن
insist تکیه کردن بر
rely تکیه کردن
to lean on a reed تکیه بر اب کردن
relies تکیه کردن
to throw oneself on تکیه کردن بر
relied تکیه کردن
leaned تکیه کردن
relying تکیه کردن
to emphasize تکیه کردن [زبان شناسی]
support تکیه گاه تصدیق کردن
fulcrum تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
to lean something against something چیزی را به چیزی تکیه دادن
accenting تکیه
unaccented بی تکیه
accented تکیه
lolled لم تکیه
loll لم تکیه
accent تکیه
enclitic بی تکیه
recumbency تکیه
lolling لم تکیه
accents تکیه
lolls لم تکیه
emphasis تکیه
reliance تکیه
accumbency تکیه
leanings تکیه
atonic بی تکیه
leaning تکیه
support تکیه گاه
anchorage تکیه گاه
bridge seat تکیه گاه
point of support تکیه گاه
slump over تکیه زدن
boilerplate تکیه کلام
lean تکیه زدن
accentual تکیه دار
anchorages تکیه گاه
fulcrum تکیه گاه
mahlstick تکیه دست
postpositive الحاقی و بی تکیه
propping تکیه گاه
heel rest تکیه گاه
stand تکیه گاه
rests تکیه گاه
saddle bearer تکیه گاه
prop تکیه گاه
support roller تکیه گاه
anchoring تکیه گاه
counterfort دیوار تکیه
rest تکیه گاه
arm rest تکیه گاه
anchors تکیه گاه
support bearing تکیه گاه
propped تکیه گاه
leans تکیه زدن
maulstick تکیه دست
leaned تکیه زدن
stayed تکیه مهار
stay تکیه مهار
catch-phrases تکیه کلام
catch-phrase تکیه کلام
anchor تکیه گاه
backrest تکیه گاه
bearing تکیه گاه
accumbent تکیه کننده سرغذا
bearing pressure فشار تکیه گاهی
to lean against something تکیه زدن به چیزی
journals تکیه گاه اصلی
bearing stress تنش تکیه گاهی
bearing plate صفحه تکیه گاه
abutment تکیه گاه نیمپایه
prop تیر شمع تکیه
propping تیر شمع تکیه
support conditions شرایط تکیه گاهی
accentually مطابق تکیه صدا
journal تکیه گاه اصلی
support pression فشار تکیه گاه
hinged support تکیه گاه مفصلی
direct support تکیه گاه بی واسطه
seat bars میلههای تکیه گاه
simple support تکیه گاه ساده
propped تیر شمع تکیه
accumbent تکیه دار خوابیده
indirect support تکیه گاه بی واسطه
core print تکیه گاه ماهیچه
lateral support تکیه گاه کناری
lateral support تکیه گاه جانبی
armpits تکیه گاه ارنج
armpit تکیه گاه ارنج
restraining support تکیه گاه گیردار
perceptual anchorage تکیه گاه ادراکی
solid support تکیه گاه جامد
anchoring effect اثر تکیه گاهی
anchorage distance فاصله تکیه گاهی
movable support تکیه گاه متحرک
bow hand دسته تکیه گاه
elastic support تکیه گاه ارتجاعی
free support تکیه گاه ازاد
rests تکیه گاه استراحت
rest تکیه گاه استراحت
bearing width عرض تکیه گاه
arch abutment تکیه گاه قوس
bench wall دیوار تکیه گاه
fixed support تکیه گاه گیردار
settlement of abutments نشست تکیه گاه
slogans تکیه کلام شعار
support تکیه گاه پایه
slogan تکیه کلام شعار
bolster تکیه گاه حافظ دهانه پل
span فاصله دو تکیه گاه تیر
spanned فاصله دو تکیه گاه تیر
movable support تکیه گاه قابل انتقال
bolstered تکیه گاه حافظ دهانه پل
bossing تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bolsters تکیه گاه حافظ دهانه پل
boss تکیه گاه یاتاقان شفت ها
staddle چوب دستی تکیه گاه
bosses تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed تکیه گاه یاتاقان شفت ها
catchword تکیه سخن مفتاح کلام
spanning فاصله دو تکیه گاه تیر
stiffened at the supports تقویت شده در تکیه گاهها
accentually بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
spans فاصله دو تکیه گاه تیر
bearing pressure on foundation فشار تکیه گاهی شالوده
bearing pile تکیه گاه پایه کوب
accent mark یکی از علائم تکیه در موسیقی
support movement تغییر مکان تکیه گاه
support resistance واکنش یا مقاومت تکیه گاه
backs پشتی کنندگان تکیه گاه
bearing support تکیه گاه متحمل بار
stretchers تکیه گاه پای پاروزن
back پشتی کنندگان تکیه گاه
reaction of support عکس العمل تکیه گاه
stretcher تکیه گاه پای پاروزن
support تکیه بدن ژیمناست روی دستها
postposition لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
slab for bearing سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
arrow rest تکیه گاه تیر روی کمان
accentuation بکار بردن ایین تکیه صدا
slugs گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugged گلوله تکیه گاه فنر تنبل
Do not lean out! به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
armpits چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
barytone کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
armpit چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
i rely solely on god... تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
beam on elastic supports تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
slug گلوله تکیه گاه فنر تنبل
simply supported deep beam تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
be raise to the bench بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
cheekpiece تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
do [verb] روی [فعلی که همراه می آید] تکیه میکند
string board تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
pretone هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
flying buttresses طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
expansion bearing تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
flying buttress طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
masculinerhme قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
lay back spin چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
false work تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
cantilever تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
vocalize تلفظ کردن تشکیل دادن
seat وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
abutments تکیه گاههای انتهائی دیوارهای پشتیبان دیوارههای انتهائی دوطرف پل
rest stroke کشیدن سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
anchored به چیزی بسته شده تکیه داده شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com