Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (12 milliseconds)
English
Persian
queasily
با حالت تهوع
Search result with all words
qualm
حالت تهوع
qualms
حالت تهوع
sickness
حالت تهوع
sicknesses
حالت تهوع
nausea
حالت تهوع
nauseate
حالت تهوع دست دادن
nauseated
حالت تهوع دست دادن
nauseates
حالت تهوع دست دادن
mawkish
حالت تهوع نسبت به غذای بدمزه
queasiness
حالت تهوع
I feel nauseated.
حالت تهوع دارم.
Other Matches
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
mal de mer
تهوع
adnauseam
تهوع
sick headache
تهوع
nausea
تهوع
adnauseam
بدرجهء تهوع
qualmish
دچارحالت تهوع
nauseant
تهوع اور
morning sickness
تهوع بامدادی
nauseousness
تهوع اوری
nauseating
تهوع اور
sickening
تهوع اور
queasy
تهوع اور
fulsome
تهوع اور
nauseous
تهوع اور
queazy
تهوع اور
sickener
چیز تهوع اور
emetic gas
گاز تهوع اور
to feel sick
حال تهوع داشتن
sickish
تااندازهای تهوع اور
wamble
احساس تهوع کردن
to be sick
حال تهوع داشتن
vomiting agent
عامل تهوع اور
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
carsickness
تهوع در اثر بودن در اتومبیل
nauseant
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
i sickened at the sight
از دیدن ان حال تهوع بمن دست داد
seasickness
تهوع وبهم خوردگی حال در سفر دریا
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
predicament
حالت
phase
حالت
tempers
حالت
febricity
حالت تب
feverishness
حالت تب
glass eyed
بی حالت
phased
حالت
tempered
حالت
temper
حالت
phases
حالت
stance
حالت
stances
حالت
moods
حالت
mood
حالت
idiocrasy
حالت
ill conditioned
بد حالت
case
حالت
predicaments
حالت
estate
حالت
estates
حالت
make
حالت
if
حالت
makes
حالت
posture
حالت
postured
حالت
self
حالت
postures
حالت
queasiness
حالت قی
posturing
حالت
line condition
حالت خط
cases
حالت
pyreticosis
حالت تب
temperament
حالت
state
حالت
temperaments
حالت
stated
حالت
unexpressive
بی حالت
situation
حالت
expression
حالت
manner
حالت
states
حالت
status
حالت
expressions
حالت
attitude
حالت
state-
حالت
condition
حالت
stating
حالت
attitudes
حالت
disposition
حالت
fettle
حالت
grain
حالت
situations
حالت
glassy state
حالت شیشهای
vitreus state
حالت شیشهای
excited state
حالت برانگیخته
gas phase
حالت گازی
expressive eyes
چشمان با حالت
continuum state
حالت پیوستار
feminineness
حالت زنانه
feminity
حالت زنانه
febile
دارای حالت تب
final state
حالت پایانی
facial expression
حالت چهره
free wheeling
حالت خلاصی
fugitiveness
حالت شخص
incipience
حالت نخستین
input mode
حالت ورودی
insert mode
حالت درج
isopiestic
حالت فشارمتعادل
jussive
حالت امری
kashrut
حالت جواز
kashruth
حالت جواز
lethargically
با حالت سبات
limit state
حالت حدی
linearity
حالت طولی
liquid state
حالت مایع
locative
حالت مکانی
logical state
حالت یک منطقی
lucid interval
حالت افاقه
initial state
حالت اغازی
incipincy
حالت نخستین
goutiness
حالت نقرسی
grittiness
حالت شنی
ground state
حالت پایه
hang over
حالت خماری
heat proof quality
حالت نسوزی
i.c.
حالت اولیه
iciness
حالت یخی
oxidation state
حالت اکسایش
idiocrasy
حالت مخصوص
idle position
حالت سکون
ignition condition
حالت احتراق
in a state of depression
در حالت افسردگی
in form
خوش حالت
inactive status
حالت انتساب
humanness
حالت انسانیت
exceptional case
حالت استثنایی
nervousness
حالت عصبانی
adrenergic reponse state
حالت پر ادرنالینی
affectedly
با حالت بخودگرفته
affectivity
حالت عاطفی
amentia
حالت هذیان
answer mode
حالت جواب
answer mode
حالت پاسخ
antisepsis
حالت ضد عفونی
arborescence
حالت شاخهای
worst-case scenario
بدترین حالت
worst case scenario
بدترین حالت
atilt
با حالت حمله
automatism
حالت خودکاری
conversational mode
حالت محاورهای
defensively
با حالت تدافع
defensively
حالت دفاعی
sphericity
حالت کروی
Lucky you!
<idiom>
خوش به حالت!
defensive
حالت تدافع
genitive
حالت اضافه
sulkily
با حالت قهر
accusative
حالت مفعولی
drive state
حالت سائقی
accidentalness
حالت اتفاقی
acedia
حالت خ-لسه
balanced state
حالت تعادل
balanced state
حالت متوازن
balanced state
حالت متعادل
deadness
حالت مرده
deliverable state
در حالت تحویل
deplorble condltion
حالت زار
doubtfulness
حالت تردید
doughiness
حالت خمیری
downiness
حالت کرکی
drinking bout
حالت مستی
objectives
حالت مفعولی
drowsihead
حالت نیمخواب
eburnation
حالت عاجی
eigenstate
حالت انرژی
energy state
حالت انرژی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com