English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
furiously با حالت غضب
Search result with all words
prone حالت درازکش
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
dump بخشی از حافظه که ریو رسانه دیگر تط بیق شود یا به حالت دودویی چاپ شود
reduce تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
grain حالت
grain رگه خمیره حالت زبری
half دیسک درایویی که مقابل آن نیمی از حالت استاندارد باشد.
half مودمی که در هر لحظه در یک حالت کار میکند.
passage انتقال از حالتی به حالت دیگر
passages انتقال از حالتی به حالت دیگر
strain حالت موروثی
strains حالت موروثی
temperament حالت
temperaments حالت
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
enhance عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhanced عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhances عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhancing عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
state دولتی حالت
state حالت
state- دولتی حالت
state- حالت
stated دولتی حالت
stated حالت
states دولتی حالت
states حالت
stating دولتی حالت
stating حالت
flexibility حالت گیر
free حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
freed حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
freeing حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
frees حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
basic حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basics حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
condition حالت
average در حالت کلی
averaged در حالت کلی
averages در حالت کلی
averaging در حالت کلی
standby حالت انتظار
standbys حالت انتظار
toggle مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggles مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
remainder حالت تعلیق
resonance حالت همگام
resonances حالت همگام
sense زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
sensed زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
senses زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
demur ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
modulate فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulates فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulating فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogue ی از حالت آنالوگ هستند
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogue ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogue از حالت آنالوگ به دیجیتال
analogue مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue مدارهای PCB موجود در کامپیوتر برای تبدیل داده خروجی دیجیتال به حالت آنالوگ
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogues ی از حالت آنالوگ هستند
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogues مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogues ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogues از حالت آنالوگ به دیجیتال
analogues مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues مدارهای PCB موجود در کامپیوتر برای تبدیل داده خروجی دیجیتال به حالت آنالوگ
status حالت
scanner وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanners وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carriers حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
reprisal در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
attention حالت خبردار
attentions حالت خبردار
capitals حالت بزرگ حروف
capitals در مقابل حالت کوچک
sentimentality حالت احساساتی
absences حالت غیاب
expressionism هنرپیشهای که درکارش رعایت حالت رامیکند
expressionism حالت دوست
expressionist هنرپیشهای که درکارش رعایت حالت رامیکند
expressionist حالت دوست
peculiarities حالت ویژگی
peculiarity حالت ویژگی
expression حالت
expression القای حالت
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
estate حالت
ill conditioned بد حالت
situation حالت
estates حالت
expressions حالت
manner حالت
disposition حالت
idiocrasy حالت
case حالت
cases حالت
unexpressive بی حالت
make حالت
predicament حالت
predicaments حالت
self حالت
pyreticosis حالت تب
situations حالت
tempered حالت
posturing حالت
postures حالت
postured حالت
temper حالت
makes حالت
queasiness حالت قی
attitude حالت
if حالت
attitudes حالت
fettle حالت
febricity حالت تب
feverishness حالت تب
posture حالت
tempers حالت
glass eyed بی حالت
mood حالت
moods حالت
phases حالت
phased حالت
phase حالت
line condition حالت خط
stances حالت
stance حالت
domesticity حالت اهلی
linearity حالت طولی
perpendicularity حالت عمودی
limit state حالت حدی
possessive حالت اضافه
thirstily با حالت تشنگی
possessives حالت اضافه
locative حالت مکانی
veins حالت تمایل
goutiness حالت نقرسی
grittiness حالت شنی
lucid interval حالت افاقه
logical state حالت یک منطقی
faintly در حالت ضعف
dative حالت برایی
liquid state حالت مایع
vitreus state حالت شیشهای
fluidity حالت مایعی
lethargically با حالت سبات
kashruth حالت جواز
jussive حالت امری
in a state of depression در حالت افسردگی
crudely در حالت خامی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
input mode حالت ورودی
isopiestic حالت فشارمتعادل
ignition condition حالت احتراق
idle position حالت سکون
kashrut حالت جواز
ground state حالت پایه
hang over حالت خماری
insert mode حالت درج
heat proof quality حالت نسوزی
resilience حالت ارتجاعی
humanness حالت انسانیت
i.c. حالت اولیه
iciness حالت یخی
idiocrasy حالت مخصوص
childishness حالت بچگی
command mode حالت فرماندهی
continuum state حالت پیوستار
conversational mode حالت محاورهای
amentia حالت هذیان
corresponding state حالت متنافر
counterpoise حالت تعادل
creaminess حالت سرشیری
affectivity حالت عاطفی
deadness حالت مرده
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
affectedly با حالت بخودگرفته
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
colloidal state حالت کلوییدی
answer mode حالت جواب
balminess حالت مرهمی
borderline state حالت مرزی
balanced state حالت متعادل
balanced state حالت متوازن
burst mode حالت پیوسته
balanced state حالت تعادل
chararcter mode حالت دخشهای
automatism حالت خودکاری
circuit opening حالت مدارباز
circumstantiality حالت وکیفیت
atilt با حالت حمله
arborescence حالت شاخهای
antisepsis حالت ضد عفونی
answer mode حالت پاسخ
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
drive state حالت سائقی
facial expression حالت چهره
defensive حالت تدافع
febile دارای حالت تب
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
defensively حالت دفاعی
final state حالت پایانی
defensively با حالت تدافع
nervousness حالت عصبانی
conjugality حالت زناشویی
free wheeling حالت خلاصی
fugitiveness حالت شخص
gas phase حالت گازی
genitive حالت اضافه
expressive eyes چشمان با حالت
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
drowsihead حالت نیمخواب
acedia حالت خ-لسه
eburnation حالت عاجی
eigenstate حالت انرژی
accidentalness حالت اتفاقی
energy state حالت انرژی
accusative حالت مفعولی
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
erectness حالت عمودی
exceptional case حالت استثنایی
excited state حالت برانگیخته
sulkily با حالت قهر
glassy state حالت شیشهای
Lucky you! <idiom> خوش به حالت!
translucence حالت زجاجی
translucency حالت زجاجی
tridimensionality حالت سه بعدی
trilaterality حالت سه جانبی
triliteralism حالت سه حرفی
triploidy حالت سه تایی
tubularity حالت لولهای
ultimacy حالت غایی
unipolarity حالت یک قطبی
unisexuality حالت یک جنسی
unstable state حالت ناپایا
unpolarized state حالت ناقطبیده
vascularity حالت اوندی
vascularity حالت عروقی
vegetality حالت گیاهی
transitivity حالت متعدی
transition state حالت گذار
torpidity حالت بیحالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com