Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (8 milliseconds)
English
Persian
lambencyr
با روشنائی ملایم
Other Matches
lamplight
روشنائی چراغ
artificial lighting
روشنائی مصنوعی
illuminant
روشنائی بخش
outdoor lighting fixtures
چراغهای روشنائی محوطه
distributed flood ligh system
روشنائی کلی توسط پروژکتور
to stand in one's light
جلو روشنائی کسی را گرفتن مجال ترقی بکسی ندادن
gentler
ملایم
gentlest
ملایم
emolliate
ملایم
dolce
ملایم
debonnaire
ملایم
gentle
ملایم
fair spoken
ملایم
self-possessed
ملایم
lamblkin
ملایم
benign
ملایم
benignly
ملایم
easiest
ملایم
easy
ملایم
good tempered
ملایم
good natured
ملایم
moderated
ملایم
temperate
ملایم
moderates
ملایم
bland
ملایم
moderate
ملایم
sedating
ملایم
sedates
ملایم
sedated
ملایم
sedate
ملایم
blander
ملایم
blandest
ملایم
softest
ملایم
softer
ملایم
soft
ملایم
good-natured
ملایم
clement
ملایم
moderating
ملایم
smooth
<adj.>
ملایم
lenitive
ملایم
lentamente
ملایم
restrained
ملایم
easier
ملایم
mild flavoured
ملایم
pigeon livered
ملایم
selfpossessed
ملایم
smoothe
ملایم
sottovoce
ملایم
good-tempered
ملایم
equable
ملایم
smooths
ملایم
smoothest
ملایم
smoothed
ملایم
smooth
ملایم
soft
<adj.>
ملایم
breezy
ملایم
lenis
ملایم
meek
ملایم
mildest
ملایم
milder
ملایم
mild
ملایم
agreeable
ملایم
lambent
ملایم
larghetto
حرکت ملایم
lambently
با تابندگی ملایم
hand gallop
تاخت ملایم
larghetto
اهنگ ملایم
kindlity
بطور ملایم
to tone down
ملایم کردن
to tone down
ملایم شدن
kindly climate
اب وهوای ملایم
larghetto
موزیک ملایم
glacis
شیب ملایم
ash tire
اتش ملایم
fail softly
با خرابی ملایم
gar
سوگند ملایم
genial heat
گرمای ملایم
lento
بطور ملایم
light breeze
نسیم ملایم
genialize
ملایم کردن
gentle slope
شیب ملایم
glacis
سرازیری ملایم
cooling off
ملایم شدن
milden
ملایم کردن
benedict
خوشحال ملایم
od
سوگند ملایم
attemper
ملایم کردن
peanoforte
اهنگ ملایم
temperate climate
اقلیم ملایم
fail soft
با خرابی ملایم
tempered
ملایم کردن
tempers
ملایم کردن
qualifier
ملایم سازنده
qualifiers
ملایم سازنده
odd
:سوگند ملایم
softens
ملایم کردن
softened
ملایم کردن
soften
ملایم کردن
odder
:سوگند ملایم
suave
ملایم مودب
downy
ملایم نرم
shelving
شیب ملایم
temper
ملایم کردن
andante
نسبتا ملایم
mildly
بطور ملایم
kindly
دلپذیر ملایم
approximation
محاسبه ملایم
approximations
محاسبه ملایم
oddest
:سوگند ملایم
lenient
ملایم باگذشت
reproof
ملامت توبیخ ملایم
reproofs
ملامت توبیخ ملایم
lambent
دارای روشنایی ملایم
gentle
اهسته ملایم کردن
lentissimo
خیلی ملایم واهسته
tootle
نی یا فلوت ملایم زدن
tootled
نی یا فلوت ملایم زدن
tootles
نی یا فلوت ملایم زدن
tootling
نی یا فلوت ملایم زدن
ruggedly
بطور ناهموار یا ملایم
gentler
اهسته ملایم کردن
gentlest
اهسته ملایم کردن
braising
با اتش ملایم پختن
braises
با اتش ملایم پختن
braised
با اتش ملایم پختن
braise
با اتش ملایم پختن
benignant
خوش خیم ملایم
sweeten
شیرین شدن ملایم کردن
recessions
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recession
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
cholerine
اسهال وبایی وبای ملایم
sweetening
شیرین شدن ملایم کردن
sweetened
شیرین شدن ملایم کردن
milden
نرم کردن ملایم شدن
bask
باگرمای ملایم گرم کردن
basked
باگرمای ملایم گرم کردن
basking
باگرمای ملایم گرم کردن
basks
باگرمای ملایم گرم کردن
lambency
ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
sweetens
شیرین شدن ملایم کردن
Today's weather is mild by comparison.
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
adagio
آهسته و ملایم
[اجرای آهنگ باهستگی]
espianade
قطعه زمین هموار شیب ملایم
to go easy on somebody
[something]
با کسی
[چیزی]
مهربان
[آهسته]
[ملایم]
رفتار کردن
fail safe system
سیستمی که برای جلوگیری ازخرابی طراحی شده است سیستم با خرابی ملایم
playback rate scale factor
نقط های که اجرای ویدیو در آن ملایم نیست و به علت فریمهای گم شده نامناسب به نظر می رسد
plenum chamber
محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
pan-
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
animation
این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید
animations
این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید
scrolls
متنی که روی صفحه پیکسل به پیکسل ونه خط به خط بالا می رود و حرکت ملایم تری ایجاد میکند
scroll
متنی که روی صفحه پیکسل به پیکسل ونه خط به خط بالا می رود و حرکت ملایم تری ایجاد میکند
temper
مرطوب کردن بازپختن ملایم کردن
tempers
مرطوب کردن بازپختن ملایم کردن
tempered
مرطوب کردن بازپختن ملایم کردن
chemical wash
کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
smooth
صاف شدن ملایم شدن
smooths
صاف شدن ملایم شدن
smoothest
صاف شدن ملایم شدن
dulcify
ملایم کردن اصلاح کردن
smoothed
صاف شدن ملایم شدن
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
Susurrus
صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com