English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (27 milliseconds)
English Persian
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
Other Matches
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
jotted با شتاب نوشتن
jots با شتاب نوشتن
jot با شتاب نوشتن
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
to commit to paper نوشتن ثبت کردن
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
spells املاء کردن درست نوشتن
prescribes نسخه نوشتن تعیین کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribe نسخه نوشتن تعیین کردن
annotation نوشتن تذکرات تقریظ کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
annotations نوشتن تذکرات تقریظ کردن
prescribed نسخه نوشتن تعیین کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
spelled املاء کردن درست نوشتن
prescribing نسخه نوشتن تعیین کردن
overwrite جانویسی کردن جای نوشتن
spell املاء کردن درست نوشتن
rubricate بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
interpage در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
refers توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
phoneticism عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
macro کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
writes نوشتن
to put down نوشتن
scribbles بد نوشتن
set down نوشتن
scribbling بد نوشتن
pens نوشتن
pen نوشتن
scribble بد نوشتن
penning نوشتن
to reduce to writing نوشتن
to set down نوشتن
indite نوشتن
penned نوشتن
scribbled بد نوشتن
write نوشتن
inscribing نوشتن
scrawled بد نوشتن
write head هد نوشتن
scrawling بد نوشتن
superscrible نوشتن
put down <idiom> نوشتن
to drive a pen or quill نوشتن
scrawl بد نوشتن
inscribe نوشتن
scrawls بد نوشتن
pt down نوشتن
inscribes نوشتن
inscribed نوشتن
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
impanel در صورت نوشتن
commentating تقریظ نوشتن
i am weary of writing از نوشتن خسته
circumscribes نوشتن در دور
noting نت موسیقی نوشتن
notes نت موسیقی نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
to dip ones pen in gall سخت نوشتن
demythologize تفسیر نوشتن
itemizing به اقلام نوشتن
hyphenate با خط پیوند نوشتن
write off زود نوشتن
commentate تقریظ نوشتن
pen خامه نوشتن
commentated تقریظ نوشتن
read/write خواندن- نوشتن
rewritten باز نوشتن
read/write head هدخواندن- نوشتن
table در فهرست نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
rewrite دوباره نوشتن
rewrite باز نوشتن
tables در فهرست نوشتن
tabling در فهرست نوشتن
commentates تقریظ نوشتن
tablets بر لوح نوشتن
circumscribed نوشتن در دور
overwrite دومرتبه نوشتن
rewritten دوباره نوشتن
autographs دستخط نوشتن
program برنامه نوشتن
over write جای نوشتن
prefaced دیباچه نوشتن
preface دیباچه نوشتن
preambles مقدمه نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
tired of writing خسته از نوشتن
programs برنامه نوشتن
gloss حاشیه نوشتن بر
allegorize تمثیل نوشتن
rewrote دوباره نوشتن
overwrite زیاد نوشتن
overwrite جای نوشتن
circumscribe نوشتن در دور
rewrites دوباره نوشتن
rewrites باز نوشتن
enlist درفهرست نوشتن
enlisting درفهرست نوشتن
miswrite اشتباه نوشتن
enlists درفهرست نوشتن
rewriting دوباره نوشتن
inscroll در طومار نوشتن
autograph دستخط نوشتن
prefacing دیباچه نوشتن
rewriting باز نوشتن
prefaces دیباچه نوشتن
autographed دستخط نوشتن
list در فهرست نوشتن
autographing دستخط نوشتن
rewrote باز نوشتن
itemised به اقلام نوشتن
invoice فاکتور نوشتن
invoiced فاکتور نوشتن
invoices فاکتور نوشتن
invoicing فاکتور نوشتن
itemizes به اقلام نوشتن
annotate تفسیر نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
annotated یادداشت نوشتن
circumscribing نوشتن در دور
write up به تفصیل نوشتن
write-up به تفصیل نوشتن
annotate یادداشت نوشتن
r/w خواندن- نوشتن
graphomania شهوت نوشتن
itemises به اقلام نوشتن
itemising به اقلام نوشتن
itemize به اقلام نوشتن
write-ups به تفصیل نوشتن
itemized به اقلام نوشتن
annotated تفسیر نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
annotating تفسیر نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
editorializing سرمقاله نوشتن
scribbling باشتاب نوشتن
poeticize شعر نوشتن
poetize شعر نوشتن
scribble باشتاب نوشتن
scribbled باشتاب نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
annotates تفسیر نوشتن
editorialised سرمقاله نوشتن
editorialises سرمقاله نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
to write off به اسانی نوشتن
to write out بتفضیل نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
elegize قصیده نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
scribbles باشتاب نوشتن
double space یک خط درمیان نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
graphic وابسته به فن نوشتن
write-offs زود نوشتن
wirte only تنها نوشتن
prose نثر نوشتن
write out به تفصیل نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
handwrite بادست نوشتن
precis خلاصه نوشتن
write-off زود نوشتن
pens خامه نوشتن
penmanship طرز نوشتن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com