Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (9 milliseconds)
English
Persian
intermingle
با هم امیختن
intermingled
با هم امیختن
intermingles
با هم امیختن
intermingling
با هم امیختن
Search result with all words
compound
: ترکیب کردن امیختن
compounded
: ترکیب کردن امیختن
compounds
: ترکیب کردن امیختن
scramble
درهم امیختن
scrambled
درهم امیختن
scrambles
درهم امیختن
scrambling
درهم امیختن
combine
امیختن
combines
امیختن
combining
امیختن
fold
بهم امیختن
folded
بهم امیختن
folds
بهم امیختن
synthesised
امیختن
synthesises
امیختن
synthesising
امیختن
synthesize
امیختن
synthesized
امیختن
synthesizes
امیختن
synthesizing
امیختن
fuse
فیوزدارکردن امیختن
fuse
امیختن
fused
فیوزدارکردن امیختن
fused
امیختن
loading
امیختن موادخارجی به شراب
brew
امیختن
brewed
امیختن
brews
امیختن
coalesce
بهم امیختن
coalesced
بهم امیختن
coalesces
بهم امیختن
coalescing
بهم امیختن
blend
امیختن
blends
امیختن
oxygenate
اکسیژن امیختن
oxygenated
اکسیژن امیختن
oxygenates
اکسیژن امیختن
oxygenating
اکسیژن امیختن
interweave
باهم امیختن
interweaves
باهم امیختن
interweaving
باهم امیختن
interwove
باهم امیختن
mingle
امیختن
mingled
امیختن
mingles
امیختن
mingling
امیختن
meddle
امیختن
meddled
امیختن
meddles
امیختن
grade
جورکردن باهم امیختن
grades
جورکردن باهم امیختن
knead
سرشتن امیختن
kneaded
سرشتن امیختن
kneading
سرشتن امیختن
kneads
سرشتن امیختن
consolidation
درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
amalgamate
امیختن
amalgamated
امیختن
amalgamates
امیختن
amalgamating
امیختن
mix
امیختن مخلوط کردن
mix
امیختن
mixes
امیختن مخلوط کردن
mixes
امیختن
mixing
بهم زدن امیختن
incorporate
امیختن
incorporates
امیختن
incorporating
امیختن
shuffle
بهم امیختن
shuffled
بهم امیختن
shuffles
بهم امیختن
shuffling
بهم امیختن
admix
امیختن
admix
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
attemper
نرم کردن امیختن
barbarize
با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
carbonation
عمل امیختن با
carburet
باذغال امیختن
commingle
بهم امیختن
conjugate
درهم امیختن توام
immingle
درهم امیختن
immingle
بهم امیختن مخلوط کردن
immix
در هم امیختن
inosculate
امیختن
insalivate
با خدو اغشتن با بزاق امیختن
interblend
در هم امیختن
interblend
امیختن
interfuse
بهم امیختن افشاندن
interfusion
بهم امیختن
interlace
در هم امیختن در هم بافتن
interlard
امیختن
intermix
بهم امیختن
intermix
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
intermixing
در هم امیختن
interosculate
بهم پیوستن بهم امیختن
inviscade
با چسب امیختن
inviscate
باچیزچسبناک امیختن
lard to butter
جازدن کره بوسیله امیختن باچربی هاو روغنهای دیگرمانند پیه خوک
mell
امیختن
Other Matches
synthetize
امیختن
to stir up
امیختن
to alloy gold with copper
امیختن
womanize
بازنان امیختن
sulfurate
با گوگرد امیختن
sulfuret
با گوگرد امیختن
mixing in place
امیختن در جا مخلوط در جا
oxygenize
با اکسیژن امیختن
plant mixing
امیختن در کارخانه
sentimentalize
با احساسات امیختن
sulfate
با اسید سولفوریک امیختن
pepsinate
با جوهر گوارنده امیختن
sulphate
با اسید سولفوریک امیختن
sectarianize
با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
to mull a mull of
داغ کردن و امیختن باادویه و قند
premix
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
to puddle clay and sand
ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
womannize
زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
roadmix
اختلاط در سر راه امیختن در راه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com