English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
they mingle their tears با هم گریه می کنند
Other Matches
Laugh and the world laghs with you, weep and you w. <proverb> بخندى ,دنیا با تو مى خندد گریه کنى باید بتنهایى گریه گنى.
Laugh and the world laughs with you , weep and you wepp alone. <proverb> بخند تا دنیا با تو بخندد گریه کن تا تنها گریه کنى.
weeping succeeds laughter گریه پس ازخنده می اید از پی خنده گریه است
sobs گریه گریه کردن
sobbed گریه گریه کردن
sobbing گریه گریه کردن
sob گریه گریه کردن
to provoke somebody until a row breaks out <idiom> کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessor تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
multiprocessing system سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
When brothers quarrel, only fools believe. <proverb> برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
MMU مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
bawls گریه
bawling گریه
bawl گریه
tears گریه
tear گریه
bawled گریه
greet گریه
greeted گریه
greets گریه
weeping گریه
sobbing بغض گریه
to pipe one's eye گریه کردن
slobbering گریه بچگانه
slobbered گریه بچگانه
sobs بغض گریه
slobber گریه بچگانه
slobbers گریه بچگانه
cries گریه کردن
cries فریاد گریه
tear jerking گریه اور
sob بغض گریه
To begin to weep . to burst into tears . گریه افتا دن
cry فریاد گریه
bemoans گریه کردن
bemoaning گریه کردن
bemoaned گریه کردن
bemoan گریه کردن
cry گریه کردن
tearjerker گریه اور
sobbed بغض گریه
f. tears گریه زورکی
crybabies زود گریه کن
giving گریه کردن
tear-jerker گریه انگیز
tear-jerkers گریه انگیز
give گریه کردن
weeper گریه کننده
gives گریه کردن
weeping گریه کننده
musk cat گریه زیاد
weep گریه کردن
crybaby زود گریه کن
weeps گریه کردن
sob stories داستان گریه اور
sob story داستان گریه اور
boohoo هقهق گریه کردن
To weep and wail . گریه وزاری کردن
boohooed هقهق گریه کردن
crying is useless گریه سودی ندارد
boohoos هقهق گریه کردن
to play the woman گریه کردن ترسیدن
to gulp down ones tears گریه رادرگلوحبس کردن
boohooing هقهق گریه کردن
he wept involuntarily بی اختیار گریه کرد
companding دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
Tears remedy every irremediable ailment. <proverb> گریه بر هر درد بى درمان دواست .
mourns ماتم گرفتن گریه کردن
mourned ماتم گرفتن گریه کردن
To burst into tears (laughter). زیر گریه ( خنده ) زدن
mourn ماتم گرفتن گریه کردن
sob همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
She looks pathetic in that dress . این لباس به تنش گریه می کند
sobs همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
She wept herself to sleep . آنقدر گریه کرد تا خوابش برد
sobbing همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
sobbed همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
to turn on the waters یکدفعه شروع به گریه کردن [اصطلاح روزمره]
It is no use crying over spilt milk . <proverb> بعد از ریختن شیر ,گریه فایده ندارد.
hysterics حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
whimpered نالیدن زار زار گریه کردن
whimper نالیدن زار زار گریه کردن
whimpering نالیدن زار زار گریه کردن
whimpers نالیدن زار زار گریه کردن
PRI پشتیبانی کنند
he warned them to obey اطاعت کنند
he is well spoken of از او تعریف می کنند
they dispute about nothing درسرهیچ نزاع می کنند
i hear him complain میشنوم که شکایت می کنند
they make much noise زیاد شلوق می کنند
compatible با هم درست کار می کنند
My feet hurt. پاهایم درد می کنند.
they make much noise خیلی صدا می کنند
had it trans ted بدهید ترجمه کنند
charnel house مردگان راتوده می کنند
the trumpets blows شیپورها صدا می کنند
Murray code - بیت استفاده می کنند
daisy chain سومین را و... فراخوانی می کنند
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
They act after their kind. جنس خود رفتار می کنند.
screen coordinator هماهنگ کنند پوشش دریایی
the iron interest کسانی که در اهن کار می کنند
they went to r. themselves رفتند که نامه نویسی کنند
knife board میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
fire support coordinator هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
fillister رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
Those who agree,raise their hands. موافقین دستهایشان رابلند کنند
saw doctor ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
mud sill پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
tandem وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
mountain dew ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
oleomargarine کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
nogging اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
mouse که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
mouses که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
oast کورهای که رازک را دران خشک می کنند
the police are on his track مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
pontoons کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
pontoon کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
tandems وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
musette اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
mealing table صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
combatable قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
The story goes that … آورده اند که (چنین روایت کنند )…
They fight like cat and dog . باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
collaret یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
fleas i. doges and cats کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
She is the talk of the town . همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
Providence watches over him. از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
tightrope طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
ccd که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
combination مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
numerical داده ذخیره شده کار می کنند
tightropes طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
Birds of a feather flock together . <proverb> پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
who are your reference? چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
meat safe قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
koumiss قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
company grade پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
hydrotherapeutic بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
corporal oath سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
kirmess جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
kago تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
priestcraft دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
hydropath establishment بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
mutton chop دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
processes که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
pulper اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
pond life جانوران بی مهره [که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
pentarch یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
functional مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
database که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
huck aback حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
qualifying shares سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
Refugees believe Germany is a land of milk and honey. پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
message اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
messages اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
oatcake کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
The squirrels are storing up nuts for the winter. سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
process که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
databases که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
carriages کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
These trees deprive the house of light . این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
generation کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
The surely clean you out in this nightclub . دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
live lining ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
carriage کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
generations کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
rissoles کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissole کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
boat people پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
column ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
In a quarrel they do not distribute sweetmeat. <proverb> توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
lachryma christi باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
Can you get it repaired? آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
This car is assembled in Iran. این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
columns ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
manil hemp کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
time سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
timed سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
times سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
backplane مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
picalilli ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
command sponsored dependent بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
in house training برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
gates قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
guild hall عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com