English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
astraddle با پاهای از هم گشاده
Other Matches
open handed گشاده دست گشاده کف
patented گشاده
vogie گشاده رو
patulous گشاده
patent گشاده
open faces گشاده رو
open faced گشاده رو
patents گشاده
patenting گشاده
patulously گشاده
bighearted گشاده دل سخی
openhanded گشاده دست
freehanded گشاده دست
barefacedness گشاده رویی
open letter نامه سر گشاده
big-hearted گشاده دست
open eyed گشاده چشم
open letters نامه سر گشاده
vnder canvas در چادری با بادبانهای گشاده
largess گشاده دستی بخشیدگی
heels پاهای عقب
heel پاهای عقب
astride با پاهای گشاداز هم
generosity خیر خواهی گشاده دستی
with open arms بااغوش باز بابازوهای گشاده
plumiped دارای پاهای پردار
feather footed دارای پاهای پردار
stag position وضع پاهای باز
foot sore دارای پاهای زخمی
duckfooted دارای پاهای شهن
footsore دارای پاهای زخمی
rough footed دارای پاهای پردار
rough legged دارای پاهای پردار مودرچهارقلم
spindle legged دارای پاهای درازوباریک لندوک
stag jump پرش با پاهای باز در هوا
gait طرز حرکت پاهای اسب
fin footed دارای پاهای پرده دار
red legs نام چندجورپرنده که پاهای قرمز دارند
hermit crabs خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
hermit crab خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
spindle shanked دارای پاهای دراز وباریک لندوک
gaited اسب دارای حرکت پاهای معین
jack knife خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها
capriole پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
side staddle hep پرش به بالا با پاهای باز ودستها به طرفین
leg of mutton دارای پاهای مثلثی شکل شبیه گوسفند
She has long and shapely legs . ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
straddle seat تعادل روی پارالل روی دستها با پاهای باز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com