English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
lithoprint با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
Other Matches
stele ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stela ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
calcify اهکی یا سنگی کردن
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
barrier reef سد اب سنگی
rock fill dam سد سنگی
lithoid سنگی
stony سنگی
petrous سنگی
lithic سنگی
petrean سنگی
petrolsal سنگی
equiponderance هم سنگی
stoney سنگی
clapper bridge پل سنگی
monolithic تک سنگی
paleolithic پارینه سنگی
lithographs چاپ سنگی
Stone Age پارینه سنگی
rock salt نمک سنگی
lithograph چاپ سنگی
gabion تور سنگی
paleolithic دیرینه سنگی
lithographic print چاپ سنگی
polyantography چاپ سنگی
eolith اسکله سنگی
mesolithic میانه سنگی
autography چاپ سنگی
layer of rock لایه سنگی
stone work کار سنگی
stone lining پوشش سنگی
stone lining روکش سنگی
lithography چاپ سنگی
rock wash پوشش سنگی
concretion سنگی شدن
cordon ازاره سنگی
stonework ساختمان سنگی
cordons ازاره سنگی
Lantern-cross صلیب سنگی
layer of rock طبقه سنگی
bracket کژ پشت سنگی
stone سنگ میوه سنگی
slingshot [American E] تیر و کمان سنگی
lithography روش چاپ سنگی
columnar basalt ستونهای سیاه سنگی
checkstone گیره سنگی کوهنوردی
aggregate کلوخه مصالح سنگی
pertrosal bone استخوان سنگی یاحجری
stones سنگ میوه سنگی
bed rock ledge لایه سنگی کف بستر
stoning سنگ میوه سنگی
weather moulding سنگی که اب باران راردمیکند
basaltic stratum لایه سیاه سنگی
boulder well چاه قلوه سنگی
breccia جوش خرده سنگی
stone ballast مصالح شکسته سنگی
en delit میل ستون سنگی
catapult [British E] تیر و کمان سنگی
dutch stonewall دیوار سنگی هلندی
aggregates کلوخه مصالح سنگی
hard pan قشر سنگی شده
snowdrifts تره تیزک سنگی
snowdrift تره تیزک سنگی
high cross [صلیب سنگی دوره آنگلوساکسون]
aggregate cement ratio نسبت مواد سنگی به سیمان
stonewall formation اسکلت پیادهای دیوار سنگی
dry mansory [دیوار سنگی خشکه چین]
stone work ساختمان سنگی بنایی با سنگ
photolighograph عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
Celtic cross [چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
aguilla [ستون هرمی شکل سنگی]
dripstone سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
greybeard کوزه سنگی برای باده
obelisk ستون هرمی شکل سنگی
obelisks ستون هرمی شکل سنگی
herm هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
hermes هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
lithoidal دارای شکل سنگ یا ساختمان سنگی
neolith الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید
dolmen ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
stylolite ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
his leg rested on a stone پایش روی سنگی قرار گرفته بود
plant mix مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
ballast سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
acrolith مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
acrolith [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
muller سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
bedrock سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
sisyphus سیسیفوس که محکوم به غلتاندن سنگی بروی کوه بود
acrolithus [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
chromolithograph عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
terrane طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
colluvim تخته سنگی که در اثر شکاف سنگ وغیره غلتیده وبپای کوه افتاده
pillories نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pilloried نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
herma ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
parapet حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapets حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
over break خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
warp-weighd loom دارهای وزنی [این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
take off برداشتن پرواز کردن هواپیما
warps منحرف کردن تاب برداشتن
warped منحرف کردن تاب برداشتن
photograph عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
split ترک برداشتن تقسیم کردن
photographed عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
open برداشتن پوشش یا باز کردن در
photographing عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographs عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
opened برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens برداشتن پوشش یا باز کردن در
warp منحرف کردن تاب برداشتن
forborne دست برداشتن تحمل کردن
removal از بین بردن برداشتن پیاده کردن
lop باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lops باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
lopped باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
to d. up a liquid مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
vasectomies عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomy عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
takes برداشتن
to pick up برداشتن
ingether برداشتن
ingather برداشتن
countertrace برداشتن از
removes برداشتن
to mop up برداشتن
sublate برداشتن
take برداشتن
flaws مو برداشتن
flaw مو برداشتن
removing از جا برداشتن
removing برداشتن
removes از جا برداشتن
to pull off برداشتن
remove از جا برداشتن
pickup برداشتن
delete برداشتن
glom برداشتن
to take up برداشتن
deleted برداشتن
lifts برداشتن
deletes برداشتن
to run away with برداشتن
deleting برداشتن
take up برداشتن
pick up برداشتن
lifting برداشتن
remove برداشتن
include در برداشتن
includes در برداشتن
lift برداشتن
lifted برداشتن
moistening نم برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
to have one's p taken عکس برداشتن
to fly to arms سلاح برداشتن
unmasking نقاب برداشتن از
unmasks نقاب برداشتن از
surmounts ازمیان برداشتن
removing برداشتن مهر
to sweep away ازمیان برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
unveils حجاب برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
transcribing رونوشت برداشتن
clearance برداشتن مانع
uncap سر پوش برداشتن از
polled نمونه برداشتن
uncap کلاه از سر برداشتن
resign دست برداشتن
snap up تند برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
heave خیز برداشتن
map نقشه برداشتن از
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com