Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
trichinize
با کرم گوشت خوک الوده شدن
Other Matches
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
miry
الوده
unclean
الوده
in for
الوده
contaminates
الوده
contaminating
الوده
spotty
الوده
contaminated
الوده
smeary
الوده
bedraggled
الوده
contaminate
الوده
pollutant
الوده کننده
pollutants
الوده کننده
contaminant
جسم الوده
sludgy
لجن الوده
contaminating
الوده کردن
bitten with
الوده دچار
unchaste
الوده دامن
smutch
الوده کردن
imbrue
الوده کردن
smutchy
الوده وکثیف
soilure
الوده سازی
contaminants
جسم الوده
infects
الوده کردن
polluters
الوده کننده
polluter
الوده کننده
slimy
لجن الوده
defile
الوده کردن
infecting
الوده کردن
envenom
الوده کردن
septic
گندیده الوده
contamination
الوده کردن
sullying
الوده شدن
sully
الوده شدن
sullies
الوده شدن
sullied
الوده شدن
contaminate
الوده کردن
infect
الوده کردن
red-handed
بخون الوده
muck
الوده کردن
contaminated
الوده کردن
defiling
الوده کردن
defiles
الوده کردن
contaminates
الوده کردن
contaminative
الوده کننده
defiled
الوده کردن
contaminated
الوده یا کثیف کردن
contaminates
الوده یا کثیف کردن
contaminating
الوده یا کثیف کردن
contaminate
الوده یا کثیف کردن
erythroid
الوده یامایل بخونریزی
bacterize
بامیکرب الوده شدن
red handed
دست بخون الوده
to imbrue in blood
الوده بخون کردن
smuttiest
با سیاهک الوده شده
smuttier
با سیاهک الوده شده
flyblown
الوده بتخم حشرات
to imbrue with blood
الوده بخون کردن
contaminants
ملوث الوده کننده
smutty
با سیاهک الوده شده
contaminant
ملوث الوده کننده
taints
رنگ کردن الوده شدن
taint
رنگ کردن الوده شدن
fly blow
الوده به تخم مگس کردن
tainting
رنگ کردن الوده شدن
smog
هوای الوده به دود وبخار
smoggy
پوشیده از مه غلیظ الوده با دود
wallow course
خندق مخصوص ضدعفونی خودروهایی که به مواد ش م ر الوده شده اند
hot spots
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spot
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
flesh
گوشت
meat
گوشت
basting
گوشت
viand
گوشت
meats
گوشت
brawn
گوشت
flesh and blood
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
preserved meat
گوشت
proud flesh
گوشت نو
granulation tissue
گوشت نو
pulpless
بی گوشت
mess
:شلوغ کاری کردن الوده کردن
flybelt
منطقه الوده به حشره تسه تسه
messes
:شلوغ کاری کردن الوده کردن
lamb
گوشت بره
lambs
گوشت بره
beef tea
جوهریاشیره گوشت
consomme
اب گوشت تنگاب
meaty
گوشت دار
blowfly
مگس گوشت
meat fly
مگس گوشت
pancreases
خوش گوشت
pancreas
خوش گوشت
collop
برش گوشت
caruncle
گوشت پاره
carnosity
گوشت زیاد
carnification
گوشت سازی
carneous
گوشت مانند
butchery business
گوشت فروشی
brisket
گوشت سینه
carrion
گوشت گندیده
shoulder
گوشت سردست
leg
گوشت ران
chop
گوشت دنده
chop
گوشت کتلت
chopping board
تختهسبزیو گوشت
white meat
گوشت سفید
luncheon meat
گوشت ساندویچی
flab
گوشت اضافی
flab
گوشت شل و آویزان
top round
گوشت کبابی
haslet
گوشت کبابی
green meat
گوشت کهنه
gambrel
قلاب گوشت
fuzz ball
گوشت زیادی
fruit pulp
گوشت میوه
spareribs
گوشت دنده
french chop
گوشت دنده
fleshmonger
گوشت فروش
flesher
گوشت فروش
flesh hook
قلاب گوشت کش
flash hook
قلاب گوشت
pemmican
گوشت خشکانده
incarnant
گوشت نو اور
killcalf
گوشت فروش
the pulp of an apple
گوشت سیب
surloin
گوشت مازه
sarcophagous
گوشت خوار
pulpous
گوشت دار
pemican
گوشت خشکانده
murrain
گوشت مرده
meatman
گوشت فروش
masher
گوشت کوب
mangler
گوشت خرد کن
lenten
بی گوشت لاغر
leal meat
گوشت لخم
lappet
گوشت اویخته
diastasc
اب خوش گوشت
meatiest
گوشت دار
venison
گوشت گوزن
pot roast
گوشت اب پزشده
emaciated
گوشت رفته
beefy
گوشت الو
pork
گوشت خوک
horseflesh
گوشت اسب
sirloins
گوشت راسته
sirloin
گوشت راسته
ham
گوشت ران
grill
گوشت کباب کن
grilling
گوشت کباب کن
shin
گوشت قلم پا
grills
گوشت کباب کن
mutton
گوشت گوسفند
red meat
گوشت گاووگوسفند
pot roasts
گوشت اب پزشده
beefed up
گوشت گاو
stringers
چنگک گوشت
mince
گوشت قیمه
veal
گوشت گوساله
outgrowth
گوشت زیادی
dripping
چکیده گوشت
stringer
چنگک گوشت
goose
گوشت غاز
shins
گوشت قلم پا
meatier
گوشت دار
beef
گوشت گاو
rib
گوشت دنده
gravy
شیره گوشت
minces
گوشت قیمه
pareve
بدون گوشت وشیر
parve
بدون گوشت وشیر
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
pork butcher
گوشت خوک فروش
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
pie
کلوچه گوشت پیچ
granulet
گوشت نوبالا اورده
omophagic
گوشت خام خور
beefsteak
گوشت ران گاو
foreshank
گوشت ساق گاو
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
masticator
چرخ گوشت خردکنی
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
omophagia
گوشت خام خوری
omophagous
گوشت خام خور
roast beef
گوشت گاوکباب شده
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
lob
گوشت یا پوست اویخته
bullying
گردن کلفت گوشت
bully
گردن کلفت گوشت
fry
سرخ کردن
[گوشت]
bullies
گردن کلفت گوشت
bullied
گردن کلفت گوشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com