English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
Other Matches
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن
play a legal trick کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
To give it an appearance ( a semblance ) of leagality . To ligitimize something . کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
Welsh کلاه گذاشتن
welch کلاه گذاشتن
outfoxing کلاه سرکسی گذاشتن
palm off <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
outfox کلاه سرکسی گذاشتن
to bonnet a person کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxed کلاه سرکسی گذاشتن
take for a ride <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
outfoxes کلاه سرکسی گذاشتن
To swindle someoue . To take someone for a ride. سر کسی کلاه گذاشتن ( کلاهبرداری )
to do a number on somebody <idiom> سر کسی کلاه گذاشتن [اصطلاح روزمره]
to rob peter to pay paul کلاه تقی راسر نقی گذاشتن
swindled کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindle کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
To live on borrowed money . To play for time . این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
cask کلاه جنگی کلاه خود
casks کلاه جنگی کلاه خود
legal شرعی
canonical شرعی
religious شرعی
juridical قانونی شرعی
sutra حکم شرعی
repudiation طلاق شرعی
local apparent noon فهر شرعی
legal شرعی قضایی
prsbytery دادگاه شرعی
lawful مشروع شرعی
justifiability جواز شرعی
ordinace دستور شرعی
canonicity جواز شرعی
canonicity شرعی بودن
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
adopting the opinion تقلید در مسائل شرعی
established church کلیسای قانونی و شرعی
judicial شرعی وابسته بدادگاه
judiciary شرعی وابسته بدادگاه
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
canonized درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
Talmud مجموعه قوانین شرعی وعرفی یهود
canonizes درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonised درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonizing درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonize درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonising درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
canonises درزمره مقدسان شمردن شرعی کردن
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
pompom گل کلاه
head piece کلاه
ice-caps یخ کلاه
cappa کلاه
hat کلاه
capped کلاه
aigret گل کلاه
cap کلاه
pretty fellow کج کلاه
panache پر کلاه
bilk کلاه سر
beau کج کلاه
chapeau کلاه
ice-cap یخ کلاه
ice cap یخ کلاه
opera hat کلاه له شو
nightcaps شب کلاه
nightcap شب کلاه
hats کلاه
headgear کلاه
jack a dandy کج کلاه
bathing cap کلاه حمام
casket کلاه خدمت
caskets کلاه خدمت
kepi کلاه کپی
polled راس کلاه
bathing caps کلاه حمام
crash helmets کلاه ایمنی
hairpiece کلاه گیس
cockade نشان کلاه
crush hat کلاه بازیگرخانه
d's cap کلاه قیفی
hairpieces کلاه گیس
hatpin گیرهی کلاه
miyred کلاه دار
casque کلاه خود
swindlers کلاه بردار
belvedere کلاه فرنگی
swindlers کلاه گذار
bareheaded بدون کلاه
milliner کلاه فروش
swindler کلاه بردار
swindler کلاه گذار
hatboxes جعبه کلاه
mutch کلاه کتانی
summer house کلاه فرنگی
uncap کلاه از سر برداشتن
belvidere کلاه فرنگی
capping کلاه سازی
tricorn کلاه سه ترک
tricone کلاه سه ترک
postiche کلاه گیس
service cap کلاه خدمت
black cap کلاه سیاه
hatbox جعبه کلاه
door lintel کلاه چهارچوب
hatpins گیرهی کلاه
hat block قالب کلاه
hat in hand کلاه دردست
bonnet کلاه سرگذاشتن
bonnets کلاه سرگذاشتن
pitch cap کلاه زفت
hat tree کلاه اویز
high hat کلاه بلند
helmet کلاه خود
helmet liner کلاه فیبری
helmet liner کلاه کاسک
helmet کلاه اهنی
petasus کلاه بالدار
peruke کلاه گیس
helmets کلاه اهنی
pergola کلاه فرنگی
pergolas کلاه فرنگی
periwig کلاه گیس
fools cap کلاه قیفی
fop کج کلاه ابله
galea کلاه خود
rip-off کلاه برداری
gaud کلاه برداری
rip-offs کلاه برداری
stetson کلاه کابوی
stetson کلاه وسترن
stetsons کلاه کابوی
trilbies کلاه شاپو
rain cap کلاه کریلی
rain hat کلاه بارانی
pavilions کلاه فرنگی
pavilion کلاه فرنگی
hatter کلاه فروش
stetsons کلاه وسترن
helmets کلاه خود
swindled کلاه برداری
wig کلاه گیس
hoods کلاه اهنی
hoods کلاه خود
avant-sorps کلاه فرنگی
frauds کلاه برداری
hood کلاه اهنی
fraud کلاه برداری
rug [American E] کلاه گیس
hood کلاه خود
streamers نوارلباس یا کلاه
streamer نوارلباس یا کلاه
panama hat کلاه پاناما
plume پر کلاه زنان تل
wigs کلاه گیس
cocks کج نهادگی کلاه
mantles کلاه توری
plumes پر کلاه زنان تل
hats کلاه کاردینالی
snowcap برف کلاه
polls راس کلاه
cock کج نهادگی کلاه
poll راس کلاه
fraudulence کلاه برداری
hat کلاه کاردینالی
balaclavas کلاه دوچشمی
mantle کلاه توری
cocking کج نهادگی کلاه
balaclava کلاه دوچشمی
panama hats کلاه پاناما
tiaras کلاه پادشاهی
skullcaps کلاه بره
fraudulent کلاه بردار
swindle کلاه برداری
steel cap کلاه فولادی
tiara کلاه پادشاهی
beret کلاه بره
skullcap کلاه بره
berets کلاه بره
swindles کلاه برداری
steel helmet کلاه اهنی
milliners کلاه فروش
balaclavas نوعی کلاه اسکی
turban کلاه عمامه مانند
To puff with pride. <proverb> باد در کلاه افکندن.
peaks کلاه نوک تیز
defraud کلاه برداری کردن
gross f. کلاه برداری بزرگ
crash helmets کلاه خود ایمنی
casquet کلاه خودسبک وباز
periwig کلاه گیس زدن
defrauding کلاه برداری کردن
pavilion عمارت کلاه فرنگی
defrauded کلاه برداری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com