English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
bite off more than one can chew <idiom> با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
Other Matches
too many irons in the fire <idiom> بایک دست چند هندوانه بلند کردن
as many as هر چندتا....که
many fold چندتا
some چندتا
wheen چندتا
how many چند چندتا
multiple ضرب چندتا
various چندتا چندین
watermelons هندوانه
melon هندوانه
watermelon هندوانه
water melon هندوانه
melons هندوانه
coloquintida هندوانه ابوجهل
to inflate any one with pride هندوانه زیربغل گذاشتن
to have two strings to one bow با یک دست دو هندوانه برداشتن
colocynth هندوانه ابو جهل
spread oneself too thin <idiom> با یک دست چند هندوانه برداشتن
to curry favour [British E] /favor [American E] with somebody هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن
to crawl to somebody هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن
No man can serve two masters. <proverb> با یک دست نمى شود دو هندوانه را برداشت .
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
curry favor <idiom> هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن برای دوستی ویا کمک
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
exalts بلند کردن
lifted بلند کردن
heists بلند کردن
heighten بلند کردن
heist بلند کردن
erects بلند کردن
heaved بلند کردن
lifting بلند کردن
heightened بلند کردن
heightening بلند کردن
heightens بلند کردن
lifts بلند کردن
exalt بلند کردن
to kick up با پا بلند کردن
throw up بلند کردن
walk off with بلند کردن
elevating بلند کردن
upraise بلند کردن
exalting بلند کردن
erecting بلند کردن
heave بلند کردن
hoist بلند کردن
erect بلند کردن
hoisted بلند کردن
elevates بلند کردن
erected بلند کردن
lift بلند کردن
elevate بلند کردن
to throw up بلند کردن
hoists بلند کردن
craned وسیله بلند کردن
chairlifts سردست بلند کردن
chairlift سردست بلند کردن
steal بلند کردن چیزی
craning وسیله بلند کردن
steals بلند کردن چیزی
soars بلند پروازی کردن
soar بلند پروازی کردن
soared بلند پروازی کردن
crane وسیله بلند کردن
cranes وسیله بلند کردن
hoist وسیله بلند کردن
lift fire بلند کردن اتش
turn down <idiom> کم کردن صدای بلند
hydraulic lift بلند کردن اب به نیروی اب
hoists وسیله بلند کردن
hoisted وسیله بلند کردن
to make a dust گردو خاک بلند کردن
shoplifting بلند کردن جنس از مغازه
hoists بلند کردن وسایل سنگین
pedestal بلند کردن ترفیع دادن
bank کپه کردن بلند شدن
harangue باصدای بلند نطق کردن
haranguing باصدای بلند نطق کردن
hoist بلند کردن وسایل سنگین
harangues باصدای بلند نطق کردن
to put forth بلند کردن نمایش دادن
vociferate با صدای بلند ادا کردن
pedestals بلند کردن ترفیع دادن
harangued باصدای بلند نطق کردن
raise a dust گرد و خاک بلند کردن
sound off باصدای بلند صحبت کردن
banks کپه کردن بلند شدن
hoisted بلند کردن وسایل سنگین
lifted بلند کردن شریک رقص اززمین
lay hands one someone دست روی کسی بلند کردن
lift بلند کردن شریک رقص اززمین
craning باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
to pick up women <idiom> دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
lifting بلند کردن شریک رقص اززمین
craned باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
long ball [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
ululate باصدای بلند ناله وزاری کردن
lifts بلند کردن شریک رقص اززمین
cranes باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
crane باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
forklift ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
jab بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
jabbed بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
deal lift بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
toe raise تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
collect وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to blast something با صدای خیلی بلند بازی کردن [آلت موسیقی]
to go catting [to look for sexual partners] <idiom> رفتن برای دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
collecting وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collects وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
spike میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
extend وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
extending وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
extends وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
to pick up somebody [to find sexual partners] بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
lever اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
levers اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
clears دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clear دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
pried بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pries بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
sags یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sag یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
highfalutin بلند
longed بلند
skyscrapers بلند
longer بلند
longest بلند
long- بلند
tallest قد بلند
tall بلند
fortes بلند
tallest بلند
taller قد بلند
tall قد بلند
longs بلند
skyscraper بلند
loudspeaker بلند گو
eminent بلند
high grown بلند قد
long بلند
forte بلند
loudly بلند
grandiose بلند
aloud بلند
loftily بلند
willowy بلند
taller بلند
rumbustious بلند
eton collan بلند
pointers خط کش بلند
pointer خط کش بلند
towering بلند
talll قد بلند
talll بلند
amplifiers بلند گو
highest بلند
high بلند
amplifier بلند گو
lengthwise بلند
upland بلند
high (1 9 to 36) بلند
highs بلند
megaphone بلند گو
soaring بلند
megaphones بلند گو
mouth filling بلند
legged پا بلند
vociferous بلند
loud speaker بلند گو
uplands بلند
staffed چوب بلند
gaberdine ردای بلند
gantelope دستکش بلند
icarian بلند پرواز
gantlope دستکش بلند
chivalric بلند همت
boisterous laughter خنده بلند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com