English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
English Persian
What about a cup of tea? با یک فنجان چای چطوری ؟
Other Matches
howdy چطوری؟
How do you do?How are you? چطوری ؟ ( احوالپرسی )
Hey, old chap! <idiom> چطوری رفیق قدیمی! [اصطلاح روزمره]
cupful فنجان
cupule فنجان
cupfuls فنجان
cotyla فنجان
acetabulum فنجان
calices فنجان
a cup یک فنجان
drinking glass فنجان
thimblerigger فنجان باز
pannikin فنجان فلزی
Absolutely disproportionate [totally] فیل و فنجان
cuppa یک فنجان چای
mazard پیاله فنجان
cup of tea فنجان چای
cups فنجان گذاشتن
cup فنجان پیاله
cup فنجان گذاشتن
cupped فنجان پیاله
cupped فنجان گذاشتن
cups فنجان پیاله
teacup فنجان چای
teacups فنجان چای
calix پیاله فنجان
demitasse فنجان قهوه خوری
cupped بشکل فنجان دراوردن
cup بشکل فنجان دراوردن
cups بشکل فنجان در اوردن
cupped بشکل فنجان در اوردن
cup بشکل فنجان در اوردن
cups بشکل فنجان دراوردن
tea cup فنجان چای خوری
teacupful بقدر یک فنجان چای
it a day روزی یک فنجان چای خوری
as different as chalk and cheese <idiom> مثل فیل و فنجان [متفاوت]
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
teabowl فنجان چای خوری بی دسته
tea cloth دستمال برای خشکاندن فنجان ها
Shall I pour you a cup of tea? برایتان یک فنجان چای بریزم ؟
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
Two coffees please . لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
I could do with a cup of coffee. از یک فنجان قهوه بدم نمی آید
cups حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cup حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cupped حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com