Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
You can teel they're brothers, they're like two peas in a pod.
با یک نگاه می توان تشخیص داد که برادرند، مثل سیبی هستند که از وسط دو نیم کرده باشند.
Other Matches
as like as two peas
مانند سیبی که دو نیم کرده باشند
like two peas in a pod
<idiom>
مثل سیبی که از وسط دو نیم کرده باشند.
scarf joint
جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
covenantee
کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
modes
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
mode
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
vacuum concrete
ملات بتنی که هوای انرا توسط ویبراتور تخلیه کرده باشند
scarf weld
جایی که دو میل اهن را نیم ونیم کرده باهم جوش داده باشند
optical
قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند
maps
با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
map
با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
sensitivities
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivity
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
malic
سیبی
standard
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
Applegreen
<adj.>
<noun>
سبز سیبی
colony
گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
to peel an apple
پوست سیبی را گرفتن
a crunchy apple
سیبی برشته و ترد
power meter
دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
eight bit system
کم توان که CPU آن می توان کلمات هشت بیتی را پردازش کند
anti-
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
pome
میوه سیبی گلوله یا کره
pomiferous
دارای میوههای سیبی شکل
To pick an apple off the tree.
سیبی را از درخت کندن
[چیدن]
.
burger
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
micr
سیستمی که حروف را با تشخیص الگوهای جوهر مغناطیسی تشخیص میدهد.
swiss steak
گوشت خرد کرده مخلوط با اردوچاشنی سرخ کرده
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
I have a tooth abscess.
دندانم ماده کرده ( چرک کرده )
rating
توان نامی توان قدرت
ratings
توان نامی توان قدرت
lsb
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
A jars mouth may be stopped ,a mans cannot.
<proverb>
در کوزه را مى توان بست اما دهان آدمى را نمى توان بست.
recognition
1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای ..
exceptions
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exception
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
volt ampere meter
دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
mini
کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
symmetric difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
cad
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
equality
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
identification
تشخیص تشخیص دادن
identification friendly or foe
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
glance
نگاه نگاه مختصر
glanced
نگاه نگاه مختصر
glances
نگاه نگاه مختصر
best gold
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
the like of you
باشند
arrays
می باشند
array
می باشند
shearling
چیده باشند
implication
B درست باشند
implications
B درست باشند
inclusion
B درست باشند
to be of the opinion that ...
به این عقیده باشند که ...
to be tuned in to a channel
کانالی را گرفته باشند
corporation
که دارای شخصیت حقوقی باشند
cradle scythe
داسی که درچهارچوب کارگذاشته باشند
silver inwrought with gold
سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
they are t of their doctrines
موافب اصول خودمی باشند
beer on draught
ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
corporations
که دارای شخصیت حقوقی باشند
draught beer
ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
special troops
یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
parallelled
اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel
اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelling
اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleled
اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleling
اگر به توجه نیاز داشته باشند
lashkar
گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
recognized asylum seeker
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
dish wash
ابی که دران فرف شسته باشند
dish water
ابی که دران فرف شسته باشند
asylee
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
picked quarrel
نزاعی که با بهانه یا عمداراه انداخته باشند
hippocras
شرابی که بان ادویه زده باشند
pinole
ارد ذرت بو داده که با شکرامیخته باشند
parallels
اگر به توجه نیاز داشته باشند
floating harbour
لنگرگاهی که ازموج شکنهای شناورساخته باشند
person entitled to asylum
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
velvet powdered with pearls
مخملی که روی انرابادانههای مرواریداراسته باشند
plants indigenous to that soil
هستند
ScriptX
هستند
are
هستند
they are all of one mind
هستند
i p that they are both gone
احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
lateral route
جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
perfunctoriness
چگونگی کاری که سرسری انجام داده باشند
lipoprotein
مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
sexto
کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
theocracies
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
theocracy
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
funded debt
وامی که دربرابران وجوهی رااختصاص داده باشند
whitleather
پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
octet
گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
varicosity
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
sparse array
ارایهای که در ان اکثرورودی ها دارای مقدار صفرمی باشند
corporative state
حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
The applicants must be above
[over]
the age of 18.
متقاضیان بایستی از هجده سال به بالا باشند
duett
قطعهای که برای دوخواننده یادونوازنده ساخته باشند
they are well matched
هم کفو هستند
they are at loggerheads
هر دو سنگ یک من هستند
who are they?
انها کی هستند
there are numbers who
بسیاری هستند که
scrap book
مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند
Afro-
پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
display tolerance
میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
alternates
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternated
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
peering
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
alternate
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
to greenwash
نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
peered
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peer
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
jump instruction
پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
they are well matched
حریف یکدیگر هستند
Such people are wicked .
اینگونه آدمها شر هستند
such as are happy
انهایی که خوشبخت هستند
5, 7, 9 are odd numbers .
5؟7؟9 اعداد فرد هستند
The roads are obstructed.
جاده ها مسدود هستند.
analog
ی از حالت آنالوگ هستند
analogue
ی از حالت آنالوگ هستند
analogues
ی از حالت آنالوگ هستند
packaged
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
few
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewer
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewest
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
wraparound
کمر بند یا چیزی که دور بدن شخصی بسته باشند
intercalated strata
چینه هایی که ازروی بی ترتیبی در میان چینههای دیگرقرارگرفته باشند
hanging committee
انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
driven well
چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
identity matrix
ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
package
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packages
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
So much for our holiday.
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
radialengine
موتوری که استوانههای ان بشکل پرههای چرخ قرارگرفته باشند موتورچرخی
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
packs
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
pack
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
That's the end of our holiday.
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
powers
توان
ambidextrous
دو سو توان
isoelectric
هم توان
p
توان
low power
توان کم
equipotent
هم توان
oligotrophic
کم توان
vigour
توان
capacitance
توان
ambidextral
دو سو توان
vigor
توان
vim
توان
potency
توان
powered
توان
potential
توان
exponents
توان
throughput
توان
high-powered
پر توان
power
توان
exponent
توان
powering
توان
Price are fixed here .
دراینجا قیمتها ثابت هستند
Take things as you find them.
<proverb>
مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
They are at daggers drawn. They are bitter enemies.
بخون یکدیگه تشنه هستند
great dangers impend over us
خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
These football players are the pick of the bunch .
این فوتبالیست ها گل سر سبد هستند
series
مداری که قط عات آن با هم سری هستند
However difficult the circumstances
[are]
, ...
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
ring topology
در حلقه بهم وصل هستند
the ins
انان که سر کا یا دارای متامی هستند
The two are rhyming words .
این دو لغت هم قافیه هستند
X/OPEN
ول ایجاد سیستمهای باز هستند
numeric
که فقط حاوی اعداد هستند
dialectical materialism
اساسا اقتصادی یا مادی هستند .
cont line
فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
equivalence
تابع منط قی که وقتی درست است همه ورودی ها مشابه باشند
manhood suffrage
حق رای یا ا انتخاب که بمردهایی داده میشود که دارای سال قانونی باشند
NOR function =
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
radialized
دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
paces
حفظ توان
power output
توان خروجی
exponentiation
به توان رساندن
flexural strength
توان خمشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com