Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (10 milliseconds)
English
Persian
Let's see how much you can take.
<idiom>
ببینیم تا چه حد توانایی
[استقامت]
داری .
[اصطلاح روزمره]
Search result with all words
to see what
[mettle]
he is made of
<idiom>
تا ببینیم او
[مرد]
چقدر توانایی
[تحمل]
دارد
Other Matches
intelligence
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
I wI'll have to see.
حالاباید ببینیم
Let's see how much you can take.
<idiom>
ببینیم چند مرد حلاج هستی.
[اصطلاح روزمره]
puissance
توانایی
strenght
توانایی
potently
با توانایی
influencing
توانایی
influences
توانایی
influenced
توانایی
influence
توانایی
potence
توانایی
means
توانایی
reached
توانایی
reach
توانایی
able-bodied
توانایی
faculties
توانایی
faculty
توانایی
energy
توانایی
energies
توانایی
might
توانایی
potentialities
توانایی
potentiality
توانایی
reaching
توانایی
capability
توانایی
reaches
توانایی
authority
توانایی
powered
توانایی
powering
توانایی
powers
توانایی
ability
توانایی
abilities
توانایی
power
توانایی
credential
توانایی
ably
با توانایی
expertise
توانایی
competence
توانایی
skill
توانایی
qualification
توانایی
convertibility
توانایی تغییر
general ability
توانایی عمومی
capability
توانایی مقدورات
if possible
در صورت توانایی
ability test
آزمون توانایی
energies
توانایی کار
energy
توانایی کار
numerical ability
توانایی عددی
capacity
توانایی کار
capacity
صلاحیت توانایی
capacity
توانایی گنجایش
capacities
توانایی کار
capacities
صلاحیت توانایی
capacities
توانایی گنجایش
potency
توانایی نیرومندی
mental ability
توانایی ذهنی
non ability
عدم توانایی
spatial ability
توانایی فضایی
special ability
توانایی اختصاصی
to the best of ones ability
بامنتهای توانایی
verbal ability
توانایی کلامی
vim
انرژی توانایی
working capacity
توانایی کار
authority
توانایی اجازه
have (something) going for one
<idiom>
توانایی داشتن
sentience
توانایی حسی
risibility
توانایی خندیدن
reasoning ability
توانایی استدلال
strengths
قوه توانایی
powerlessly
با عدم توانایی
strength
قوه توانایی
feasibility
توانایی انجام
solvency
توانایی پرداخت بدهی
(have) what it takes
<idiom>
توانایی انجام کار
one-upmanship
<idiom>
توانایی سر بودن از دیگران
get to
<idiom>
توانایی داشتن برای
nondeletable
عدم توانایی حذف
nonscrollable
عدم توانایی انتقال
almightiness
توانایی برهمه چیز
starting power
توانایی راه اندازی
psi ability
توانایی فرا روانی
absorptive
توانایی مکش یا جذب
authority
توانایی انجام کاری
capable
توانایی انجام کاری
with all one's might
با تمام نیرو با همه توانایی
as far as in me lies
تا انجاکه در حدود توانایی من است
insolvency
عدم توانایی در پرداخت بدهی
insolvent
فاقد توانایی پرداختن دیون
feel up to (do something)
<idiom>
توانایی انجام کاری رانداشتن
with might and main
با تمام نیرو با همه توانایی
mac quarrie test for mechanical ability
آزمون توانایی فنی مک کواری
may
توانایی داشتن قادر بودن
overload
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
authorisations
اجازه یا توانایی انجام کاری
authorization
اجازه یا توانایی انجام کاری
overloads
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
ability grouping
گروه بندی بر پایه توانایی
overloaded
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
potential
<adj.>
[توانایی برای انجام کاری]
I don't have it in my power to help you.
من توانایی کمک به شما را ندارم.
school and college ability test
آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
to be out of one's depth
از توانایی و یا مهارت
[کسی]
خارج بودن
waiting delay
تاخیر ناشی از عدم توانایی پرداخت
potential
توانایی انرژی برای کار کردن
circuit
اطلاعات مربوط به توانایی یک مدار مخصوص
circuits
اطلاعات مربوط به توانایی یک مدار مخصوص
degradation
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
otis lennon mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس-لنون
conduction
توانایی یک ماده برای هدایت جریان
knowledge is power
دانایی توانایی است توانابودهرکه دانابود
arithmetic
توانایی یک وسیله برای انجام توابع ریاضی
reliability
توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیارموثروبدون خطا
random access
توانایی دستیابی سریع به محلهای حافظه به هر ترتیبی
channelled
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
Stress reduces an employee's working capacity'
استرس توانایی کاری کارمندان را کاهش می دهد.
civil nuclear powers
کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
conductive
مربوط به توانایی ماده برای هدایت جریان
channels
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channel
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channeling
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channeled
ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
capacitance
توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
HRG
توانایی نمایش تعداد زیادی پیکس در واحد مساحت
to prove oneself
نشان دادن
[ثابت کردن]
توانایی انجام کاری
interoperability
توانایی دو وسیله یا کامپیوتر برای رد و بدل کردن اطلاعات
computing
میزان سرعت یا توانایی کامپیوتر برای انجام یک محاسبات
maintainability
توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
design load
حداکثر بار یا نیرویی که اجزاء سازهای توانایی ان را دارند
failure safety
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
congestion
وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
resolutions
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
to be unable to hold a candle to somebody
<idiom>
در برابر کسی پائین رتبه بودن
[در توانایی یا مهارت و غیره]
fault
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
reliability
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
faulted
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
faults
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
resolution
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
stability
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر بدون لکه
multi tasking
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
auto
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن
numerical indicator tube
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
autos
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
nanocomputer
کامپیوتری که توانایی پردازش داده ها را دربیلیونیمهای یک ثانیه دارا میباشد
multitasking
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرا دو یا چند برنامه همزمان
electronic
توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
mysticism
مسائلی که فهم انها از حدود توانایی حواس فاهر خارج باشد
adaptations
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
image
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
adaptation
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
images
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
automatic
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی
adaptive channel allocation
توانایی سیستم برای تغییر پاسخ ها و فرآیندها طبق ورودی ها و رویدادها و موقعیتها
automatics
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی
voice
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
autos
توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن
resolution
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
resolving power
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
voicing
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
auto
توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن
resolutions
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
voices
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
robustness
توانایی سیستم برای ادامه کار کردن حتی با وجود خطا در حین اجرای برنامه
blind dialling
توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
overstriking
توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان
auto
توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
autos
توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
plot
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
low resolution graphics
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
ZMODEM
گونه پیشرفته پروتکل ارسالی MODEM که قادر به تشخیص خطا و توانایی ارسال مجدد است در صورتی که اتصال قط ع شود
plots
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
Ackerman's function
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
featuring
تابع یا توانایی خاص یا طراحی از نرم افزار یا سخت افزار
features
تابع یا توانایی خاص یا طراحی از نرم افزار یا سخت افزار
compatibility
توانایی دونرم افزار یا سخت افزار برای کارکردن باهم
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
featured
تابع یا توانایی خاص یا طراحی از نرم افزار یا سخت افزار
downward
توانایی سیستم کامپیوتر پیچیده برای کار با یک کامپیوتر ساده
feature
تابع یا توانایی خاص یا طراحی از نرم افزار یا سخت افزار
flexibility
توانایی سخت افزار یا نرم افزار برای تط ابق با موقعیتها یا کارهای مختلف
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
connectivity
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
autos
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
helical wave guide
لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
deep stall
وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
autos
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
auto
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
typeover
توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
recognition
1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای ..
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com