English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 16 (3 milliseconds)
English Persian
postponable بتاخیر انداختنی
Other Matches
exuviable انداختنی
fair game دست انداختنی
quizzable دست انداختنی
jettisonable دور انداختنی
throwaway دور انداختنی
hindering بتاخیر انداختن
hinders بتاخیر انداختن
hindered بتاخیر انداختن
hinder بتاخیر انداختن
lie over بتاخیر افتادن متمایل شدن
put over بتاخیر انداختن از سرباز کردن
filibustered کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
filibustering کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
filibusters کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
filibuster کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com