Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
postdate
بتاریخ ماقبل نوشتن
postdated
بتاریخ ماقبل نوشتن
postdates
بتاریخ ماقبل نوشتن
postdating
بتاریخ ماقبل نوشتن
Other Matches
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
the last .but one
ماقبل اخر
precedent
ماقبل مقدم
postdated
تاریخ ماقبل
precedents
ماقبل مقدم
prehistory
ماقبل تاریخ
predecessors
ماقبل سلف
postdate
تاریخ ماقبل
predecessor
ماقبل سلف
past
پیش ماقبل
ogygian
ماقبل تاریخی
postdates
تاریخ ماقبل
postdating
تاریخ ماقبل
penult
ماقبل اخر
prehistoric
ماقبل تاریخی
internal rhyme
قافیه ماقبل اخر
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
prehistoric times
ازمنه ماقبل تاریخ
antepenultimate
پیش از ماقبل اخر
The prehistoric creatures .
موجودات ماقبل تاریخ
azoic
دوران ماقبل تاریخ
antepenul
پیش از ماقبل اخر
input reactor
سلف ورودی پیچک ماقبل
A prehistoric fossil.
یک سنگواره (فسیل ) ماقبل تاریخ
eozoic
مربوط به دوره ماقبل کامبرین
prevocalic
ماقبل حرف صدا دار
protolithic
وابسته بدوران ماقبل عصرسنگ
encipher
برمز نوشتن رمز نوشتن
mammoth
فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
protohistory
مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
broch
[ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
mammoths
فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
cromlech
ساختمان سنگهای ماقبل تاریخی بشکل تپه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
DVD
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
cist
[قبر ماقبل تاریخ مانند جعبه که اغلب همراه با سنگ نشانه بود.]
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
prehistorical
پیش تاریخی وابسته به قبل از تاریخ ماقبل تاریخی
zero supperssion
موقوف کردن صفرها جایگزینی صفرهای ماقبل یک عدد با جای خالی به طوریکه صفرها در موقعیت چاپ عددفاهر نشوند
penultimate
یکی به اخر مانده ماقبل اخر
prehistory
ماقبل تاریخ تاریخ قبلی
series resistance
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
protohistory
تاریخ ماقبل تاریخ
inscribed
نوشتن
scrawls
بد نوشتن
inscribes
نوشتن
inscribing
نوشتن
scrawling
بد نوشتن
scrawled
بد نوشتن
inscribe
نوشتن
scribbled
بد نوشتن
indite
نوشتن
scribble
بد نوشتن
writes
نوشتن
scribbles
بد نوشتن
put down
<idiom>
نوشتن
write head
هد نوشتن
pt down
نوشتن
scribbling
بد نوشتن
superscrible
نوشتن
scrawl
بد نوشتن
to set down
نوشتن
to put down
نوشتن
pens
نوشتن
write
نوشتن
to drive a pen or quill
نوشتن
penning
نوشتن
to reduce to writing
نوشتن
set down
نوشتن
pen
نوشتن
penned
نوشتن
editorialises
سرمقاله نوشتن
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
editorialising
سرمقاله نوشتن
editorialize
سرمقاله نوشتن
editorialised
سرمقاله نوشتن
engross
درشت نوشتن
editorialized
سرمقاله نوشتن
demythologize
تفسیر نوشتن
precis
خلاصه نوشتن
impanel
در صورت نوشتن
double space
یک خط درمیان نوشتن
elegize
قصیده نوشتن
i am weary of writing
از نوشتن خسته
editorializing
سرمقاله نوشتن
editorializes
سرمقاله نوشتن
handwrite
بادست نوشتن
itemizing
به اقلام نوشتن
itemises
به اقلام نوشتن
allegorize
تمثیل نوشتن
invoice
فاکتور نوشتن
graphomania
شهوت نوشتن
scrolls
کتیبه نوشتن
tired of writing
خسته از نوشتن
to dip ones pen in gall
سخت نوشتن
penmanship
طرز نوشتن
prose
نثر نوشتن
itemised
به اقلام نوشتن
read/write head
هدخواندن- نوشتن
read/write
خواندن- نوشتن
itemising
به اقلام نوشتن
itemize
به اقلام نوشتن
r/w
خواندن- نوشتن
itemized
به اقلام نوشتن
itemizes
به اقلام نوشتن
scroll
کتیبه نوشتن
rewriting
باز نوشتن
inscroll
در طومار نوشتن
overwrite
دومرتبه نوشتن
overwrite
زیاد نوشتن
overwrite
جای نوشتن
tabling
در فهرست نوشتن
tables
در فهرست نوشتن
tabled
در فهرست نوشتن
table
در فهرست نوشتن
annotated
حاشیه نوشتن
annotated
یادداشت نوشتن
annotated
تفسیر نوشتن
annotates
حاشیه نوشتن
noting
نت موسیقی نوشتن
annotates
یادداشت نوشتن
note
نت موسیقی نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
over write
جای نوشتن
miswrite
اشتباه نوشتن
prefacing
دیباچه نوشتن
prefaces
دیباچه نوشتن
prefaced
دیباچه نوشتن
preface
دیباچه نوشتن
preambles
مقدمه نوشتن
preamble
مقدمه نوشتن
annotate
حاشیه نوشتن
enlists
درفهرست نوشتن
enlisting
درفهرست نوشتن
enlist
درفهرست نوشتن
annotate
یادداشت نوشتن
annotate
تفسیر نوشتن
annotates
تفسیر نوشتن
rewrote
باز نوشتن
rewrote
دوباره نوشتن
autograph
دستخط نوشتن
commentating
تقریظ نوشتن
annotating
تفسیر نوشتن
commentates
تقریظ نوشتن
commentated
تقریظ نوشتن
commentate
تقریظ نوشتن
write-offs
زود نوشتن
write-off
زود نوشتن
write off
زود نوشتن
write-ups
به تفصیل نوشتن
write-up
به تفصیل نوشتن
write up
به تفصیل نوشتن
poeticize
شعر نوشتن
autographed
دستخط نوشتن
autographing
دستخط نوشتن
autographs
دستخط نوشتن
rewritten
باز نوشتن
rewritten
دوباره نوشتن
annotating
حاشیه نوشتن
annotating
یادداشت نوشتن
rewriting
دوباره نوشتن
rewrites
باز نوشتن
rewrites
دوباره نوشتن
rewrite
باز نوشتن
rewrite
دوباره نوشتن
circumscribing
نوشتن در دور
circumscribes
نوشتن در دور
circumscribed
نوشتن در دور
circumscribe
نوشتن در دور
poetize
شعر نوشتن
write out
به تفصیل نوشتن
list
در فهرست نوشتن
scribbling
باشتاب نوشتن
scribbles
باشتاب نوشتن
to write off
به اسانی نوشتن
pen
خامه نوشتن
penned
خامه نوشتن
scribbled
باشتاب نوشتن
penning
خامه نوشتن
pens
خامه نوشتن
graphic
وابسته به فن نوشتن
jots
با شتاب نوشتن
gloss
حاشیه نوشتن بر
write head
نوک نوشتن
wirte only
تنها نوشتن
tablet
بر لوح نوشتن
tablets
بر لوح نوشتن
programs
برنامه نوشتن
program
برنامه نوشتن
scribble
باشتاب نوشتن
jot
با شتاب نوشتن
invoicing
فاکتور نوشتن
invoiced
فاکتور نوشتن
to write out
بتفضیل نوشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com