Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
English
Persian
chronological
بترتیب وقوع
Other Matches
respectively
بترتیب
christcross row
بترتیب الفبانوشتن
chronologic
بترتیب تاریخی
column major order
بترتیب ستونی
first in first out
بترتیب ورود
chronological
بترتیب تاریخی
alphabeticaily
بترتیب حروف تهجی
respective
بترتیب مخصوص خود
last in first out
بترتیب عکس ورود
In chronological order.
بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
Act according to the previous procedure.
بترتیب گذشته عمل کنید
alphameric sequence
ترکیب حروف و اعداد بترتیب توالی
chronicling
شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicles
شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicle
شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicled
شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronologize
بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
chronology
شرح وقایع بترتیب زمانی علم ترتیب تاریخ
phototude
لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
count off
شمارش به ترتیب شماره بترتیب شماره " بشمار "
far between
کم وقوع
occurance
وقوع
occurence
وقوع
outbreak
وقوع
occurrence
وقوع
outbreaks
وقوع
incidence
وقوع
occurrences
وقوع
externality
وقوع درخارج
recurrenge
وقوع مکرر
rede
وقوع مصلحت
the scene is laid in paris
جای وقوع
contingency
احتمال وقوع
contingencies
احتمال وقوع
come through
وقوع یافتن
imminence
قرابت وقوع
infrequency
ندرت وقوع
interjacency
وقوع در میان
come off
وقوع یافتن
centricity
وقوع درمرکز
bring to pass
به وقوع رساندن
frequentness
کثرت وقوع
presence
وقوع وتکرار
scenes
جای وقوع
scene
جای وقوع
localities
محل وقوع
incidence
تصادف وقوع
done
وقوع یافته
frequency
کثرت وقوع
frequencies
کثرت وقوع
under way
درشرف وقوع
locality
محل وقوع
red handed
حین وقوع جنایت
carries
نشانه وقوع وام
carry
نشانه وقوع وام
prejudgment
قضاوت قبل از وقوع
carrying
نشانه وقوع وام
allopatric
بتنهایی وقوع یافته
alpha radiation
وقوع طبیعی پرتو
trichromatism
وقوع درسه حالت
accident proof
علت وقوع حادثه
carried
نشانه وقوع وام
failure logcing
ثبت وقوع خرابی
imminency
وقوع خطر نزدیک
imminence
وقوع خطر نزدیک
chronological
ترتیب زمانی وقوع
bring about
سبب وقوع امری شدن
early event time
زودترین زمان وقوع یک واقعه
latest event time
دیرترین زمان وقوع یک واقعه
mark time
<idiom>
منتظر وقوع چیزی بودن
rhyme scheme
ترتیب وقوع قوافی در بندشعری
venue
محل وقوع جرم یا دعوی
venues
محل وقوع جرم یا دعوی
hunch
فن احساس وقوع امری در اینده
hunches
فن احساس وقوع امری در اینده
hunching
فن احساس وقوع امری در اینده
hunched
فن احساس وقوع امری در اینده
preordain
قبلا وقوع امری را ترتیب دادن
word order
ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
straw in the wind
<idiom>
نشانه کوچک قبل از وقوع حادثه
pigs might fly
وقوع هر چیزبعید نیست کاردنیا را چه دیدی
impend
اویزان کردن در شرف وقوع بودن
preclude
مانع شدن ممانعت از وقوع چیزی
precluding
مانع شدن ممانعت از وقوع چیزی
precludes
مانع شدن ممانعت از وقوع چیزی
precluded
مانع شدن ممانعت از وقوع چیزی
alibis
غیبت هنگام وقوع جرم جای دیگر
conditional
مین کننده وقوع چندین کار مشخص
anticipation
سبقت وقوع قبل از موعد مقرر پیشدستی
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
alibi
غیبت هنگام وقوع جرم جای دیگر
the bird is p of that event
مرغ وقوع ان رویدادرا ازپیش احساس میکند
looped
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loops
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
a stitch in time saves nine
<proverb>
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
flag
نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
attended operation
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
flag
بیت ای در کلمه که در صورت وقوع سر زیر ریاضی یک میشود
flags
نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
flags
بیت ای در کلمه که در صورت وقوع سر زیر ریاضی یک میشود
intercurreace
مداخله وقوع درمیان ورود یک ناخوشی درناخوشی دیگر
error handling
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
special vertict
رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
to prove an a
اثبات اینکه شخص هنگام وقوع جرم دران محل نبوده
faults
خودکار فرآیندی که به طور منط قی یا ریاضی وقوع خطا درمدار را تشخیص میدهد
faulted
خودکار فرآیندی که به طور منط قی یا ریاضی وقوع خطا درمدار را تشخیص میدهد
fault
خودکار فرآیندی که به طور منط قی یا ریاضی وقوع خطا درمدار را تشخیص میدهد
condition
1-وضعیت یک مدار یا وسیله یا ثبات 2-وسایل مورد نیاز برای وقوع یک عمل
counter revolution
عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
fallout
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
metal deactivator
مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
unconditional
دستوری که کنترل را از یک بخش برنامه به دیگری منتقل میکند , بدون بستگی داشتن به وقوع شرایط ی .
this day six months
شش ماه بعد در چنین روزی جهت بیان امر غیر قابل وقوع بکار می رود
flowchart
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flow diagram
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
faults
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faulted
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
fault
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
presentiments
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
presentiment
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
warned
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warn
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warns
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
probability factor
ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
quasi contract
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
run duration
خطایی که هنگام اجرای برنامه یا وقوع خطا در حین اجرای برنامه تشخیص داده شود
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com