Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
nervous breakdown
بحران روانی
nervous breakdowns
بحران روانی
Other Matches
acme
بحران
panics
بحران
crisis
بحران
crises
بحران
economic crisis
بحران اقتصادی
energy crisis
بحران انرژی
great depression
بحران بزرگ
identity crisis
بحران هویت
crises shaken
<adj.>
بحران زده
economic depression
بحران اقتصادی
precritical
قبل از بحران
depressions
بحران اقتصادی
financial crisis
بحران مالی
crisis team
گروه ضد بحران
recessions
بحران اقتصادی
recession
بحران اقتصادی
gold crisis
بحران طلا
depression
بحران اقتصادی
business depression
بحران کسب و کار
to be off the hook
<idiom>
پشت سرگذاشتن بحران
to be over the worst
<idiom>
پشت سرگذاشتن بحران
to be over the hump
[American]
<idiom>
پشت سرگذاشتن بحران
to be out of the woods
<idiom>
پشت سرگذاشتن بحران
to come out of the woods
<idiom>
پشت سرگذاشتن بحران
the hour has struck
موقع بحران رسید
precritical
مقدمه بحران قبل از وخامت
tension
بحران تحت فشار قرار دادن
tensions
بحران تحت فشار قرار دادن
juncture
بحران موقعیت ویژه بهم پیوستگی اتصال
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels.
صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
psychic
روانی
liquid limit
حد روانی
mellifluence
روانی
fluency
روانی
psychical
روانی
freedom
روانی
flow
روانی
flowed
روانی
psychological
روانی
facility
روانی
flows
روانی
freedoms
روانی
subversive
روانی
subversives
روانی
fluidity
روانی
mental
روانی
volubility
روانی
yield point
حد روانی
psychogenesis
پدیدایی روانی
physical psychological
تنی- روانی
mental test
ازمون روانی
complexes
عقده روانی
psychic secretion
تراوش روانی
psychic trauma
اسیب روانی
psychodiagnosis
تشخیص روانی
psychological test
ازمون روانی
neurasthenia
خسته روانی
psychic energy
نیروی روانی
playing the man
بازی روانی
psychic blindness
نابینایی روانی
psychosocial
روانی- اجتماعی
physical psychological
جسمی- روانی
psychiatric hospital
بیمارستان روانی
psychiatric nurse
پرستار روانی
psychiatric social work
مددکاری روانی
psychic apparatus
دستگاه روانی
psychic deafness
ناشنوایی روانی
psychasthenia
ضعف روانی
psychognosis
شناخت روانی
psychograph
نمودار روانی
psychopathy
اختلالات روانی
psychopaysical
روانی- فیزیکی
psychopharmacology
داروشناسی روانی
versatility
روانی مهارت
psychosexual
روانی- جنسی
psychosurgery
جراحی روانی
psyho
بیمار روانی
sociopsychological
اجتماعی- روانی
stream of consciousness
تسلسل روانی
psychopathy
معالجه روانی
psychomotor
روانی- حرکتی
psychological space
فضای روانی
psycholepsis
افت روانی
psycholepsy
افت روانی
psychological environment
محیط روانی
psychological factors
عوامل روانی
psychological field
میدان روانی
psychological operations
عملیات روانی
psychological scale
مقیاس روانی
supersensible
روحی روانی
mental status
وضع روانی
flowed
روانی سلاست
mood
وضع روانی
moods
وضع روانی
nervous breakdown
فروباشی روانی
nervous breakdowns
فروباشی روانی
mentally
از نظر روانی
analeptic
نیروبخش روانی
cathexis
انرژی روانی
cathexis
تمرکز روانی
cathexis
نیروگذاری روانی
ease of style
روانی انشا
endopsychic
درون روانی
exopsychic
برون روانی
gift of the gab
روانی زبان
psychological warfare
جنگ روانی
sanity
سلامت روانی
psychotherapy
درمان روانی
flows
روانی سلاست
psychopath
بیمار روانی
neuroses
اختلال روانی
neurosis
اختلال روانی
stress
فشار روانی
stresses
فشار روانی
stressing
فشار روانی
psychosis
بیماری روانی
psychotic
بیمار روانی
flow
روانی سلاست
complex
عقده روانی
psychoanalysis
تحلیل روانی
psychiatry
پزشکی روانی
fluidity
روانی بیان
intrapsychic
درون روانی
psychopaths
بیمار روانی
mental derangement
اشفتگی روانی
mental examination
معاینه روانی
mental economy
اقتصاد روانی
mental disease
بیماری روانی
mental illness
بیماری روانی
mental disorder
اختلال روانی
mental disorder
بیماری روانی
psychiatric disorder
اختلال روانی
mental disturbance
اختلال روانی
mental health
بهداشت روانی
mental health
سلامت روانی
mental hygiene
بهداشت روانی
mental conflict
تعارض روانی
liquid limit
مرز روانی
liquid limit test
ازمون حد روانی
nervous breakdown
واماندگی روانی
[پزشکی]
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
nervous breakdown
درماندگی روانی
[پزشکی]
psychopath
مبتلا بامراض روانی
neuropsychiatric
درمان روانی عصبی
psi ability
توانایی فرا روانی
stresses
تنش جسمانی- روانی
to speak with f.
به روانی سخن گفتن
psychasthenia
خستگی روانی بی تصیمی
stress tolerance
تحمل فشار روانی
stressable
<adj.>
فشار روانی پذیر
facility
وسیله تسهیل روانی
psychodiagnostics
ابزارهای تشخیص روانی
psychopaths
مبتلا بامراض روانی
neuropsychiatric
مرض روانی و عصبی
phrenology
جمجمه شناسی روانی
stress
تنش جسمانی- روانی
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
pgr
بازتاب گالوانیکی- روانی
stressing
تنش جسمانی- روانی
psychogalvanic reflex
بازتاب گالوانیکی- روانی
mental measurement
اندازه گیری روانی
mental element of crime
عنصر روانی جرم
viscosity
ناروانی کند روانی
psychological warfare
عملیات جنگ روانی
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
psychopathologist
اسیب شناس روانی
psychonomics
محیط شناسی روانی
psychomotor tests
ازمونهای روانی- حرکتی
psychomotor retardation
کندی روانی- حرکتی
psychomotor agitation
بیقراری روانی- حرکتی
psychologism
پیروی از اصول روانی
psychic determinism
علیت گرایی روانی
depth psychology
تجزیه و تحلیل روانی
psychodrama
نقش گزاری روانی
intrapsychic conflict
تعارض درون روانی
psychodynamics
پویش شناسی روانی
psychognosis
مطالعه عمیق روانی
psychopathology
اسیب شناسی روانی
psychognosy
مطالعه عمیق روانی
reagent
موضوع ازمایش روانی
psychosomatic disease
بیماری روانی- تنی
reflux column
ستون باز روانی
california psychological inventory
پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychotherapeutic
وابسته بدرمان روانی
reflux condenser
چگالنده باز روانی
mental deficiency
عقب ماندگی روانی وفکری
psychognosy
تحقیقات روانی روان پژوهش
acute stress reaction
واکنش حاد فشار روانی
psychognosis
تحقیقات روانی روان پژوهش
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychopathology
علم اسیب شناسی روانی
psychoneural parallelism
توازی نگری روانی- عصبی
psychomotor stimulant
داروی محرک روانی- حرکتی
dsm
راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
psychoneurosis
ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
psychergograph
دستگاه اندازه گیری کار روانی
cathectic
وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
illinois test of psycholinguistic
ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
new deal
برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
psychanalyze
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com