Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English
Persian
franklin stove
بخاری اختراعی فرانکلین
Other Matches
Don pulled the rug out from under me in my deal with Bill Franklin.
دان معامله من و بیل فرانکلین را به هم زد.
inventive
اختراعی
inventional
اختراعی
forgetive
اختراعی
excogitative
اختراعی
neologisms
لغت اختراعی نوواژه
neologism
لغت اختراعی نوواژه
aningenious artisan
افزار مندی که هوش اختراعی دارد
new deal
برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
patent
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی
patents
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی
patenting
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی
patented
حق ثبت شده انحصاری برای استفاده از اختراعی
letters patent
نامه سرگشاده یا فرمانی که از طرف شاه به صاحب اختراعی داده شود
new marxism
مکتب اختراعی "ژرژ سورل " که عمدتا" بر تحریک افکارزحمتکشان به انقلاب متکی است
radiators
بخاری
radiator
بخاری
heaters
بخاری
halituous
بخاری
heater
بخاری
chimneys
بخاری
chimney
بخاری
stoves
بخاری
stove
بخاری
steam lance
یخ اب کن بخاری
gaseous
بخاری
soot
دوده بخاری
electric heater
بخاری برقی
chimney piece
پیش بخاری
andiron
پیش بخاری
fire screen
پنجره بخاری
chimneypiece
گچ بری بخاری
chimneypiece
نمای بخاری
fire guard
پیش بخاری
fire place
بخاری دیواری
stoker
سیخ بخاری
stovepipe
لوله بخاری
tun
لوله بخاری
turn cap
خفه کن بخاری
vapoury
بخاری بخارمانند
steamship
کشتی بخاری
steam pile driver
شمعکوب بخاری
fire side
پای بخاری
fire side
بخاری دیواری
interior heater
بخاری اتومبیل
mantel board
در بالای بخاری
steam brake
ترمز بخاری
steam hammer
چکش بخاری
steam pile driver
دنگ بخاری
grated
بخاری پنجرهای
mantelpieces
نمای بخاری
fire-irons
لوازم بخاری
fender
پیش بخاری
fireplace
بخاری منقل
mantelpiece
نمای بخاری
fireplaces
بخاری منقل
radiators
خنک کن بخاری
radiator
خنک کن بخاری
grates
بخاری تو دیواری
grate
بخاری پنجرهای
grate
بخاری تو دیواری
grated
بخاری تو دیواری
pokers
سیخ بخاری
mantlepieces
نمای بخاری
poker
سیخ بخاری
chimney breasts
سینه بخاری
chimney breast
سینه بخاری
chimneys
بخاری دیواری
fireside
پای بخاری
grates
بخاری پنجرهای
firesides
پای بخاری
chimney
بخاری دیواری
mantel
طاقچه بالا بخاری
louver
فانوس دودکش بخاری
ingle-nook
[گوشه لوله بخاری]
chimney-back
صفحه پشت بخاری
louvre
فانوس دودکش بخاری
mantel piece
گچبری دور بخاری
louvers
فانوس دودکش بخاری
steam shovel
خاک انداز بخاری
battery steamer
کوره باتری بخاری
wood stove
بخاری هیزمی یا چوبی
capital
سرستون سرلوله بخاری
kitchener
بخاری خوراک پزی
abat vent
کلاهک دودکش بخاری
mantlepieces
گچ بری دور بخاری
fire irons
لوازم پای بخاری
firescreen
سپر جلو بخاری
mantelpiece
گچ بری دور بخاری
chimney piece
ارایش روی بخاری
firedog
سه پایه پیش بخاری
fireguard
سپر جلو بخاری
mantelpieces
گچ بری دور بخاری
fireguards
سپر جلو بخاری
mantelpieces
طاقچه بالا بخاری
mantelpiece
طاقچه بالا بخاری
hearth rug
قالیچه پیش بخاری
inglenook
گوشه لوله بخاری
mantlepieces
طاقچه بالا بخاری
heaters
بخاری دستگاه تولید گرما
heater
بخاری دستگاه تولید گرما
andiron
سه پایهای که کنار بخاری می گذاشتند
chimney-mantle
[قسمت افقی پیش بخاری تزئینی]
yachts
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
inhalator
اسبابی که با ان بخاری رادرشش فرو برند
yacht
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
steamboat
قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
fire irons
سیخ و سه پایه وسایراسبابهای جلو بخاری
poking
کنجکاوی کردن بهم زدن اتش بخاری
chimney-corner
[گوشه یا کناره ی عقب نشین بخاری یا شومینه]
pokes
کنجکاوی کردن بهم زدن اتش بخاری
poked
کنجکاوی کردن بهم زدن اتش بخاری
poke
کنجکاوی کردن بهم زدن اتش بخاری
chimney sweeper
کسی که دوده لوله بخاری راپاک میکند
overmantel
ارایش طاقچه دار در روی نمای بخاری
space heater
بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
paddle boat
کرجی بخاری که با چرح پره دار رانده میشود
paddle boats
کرجی بخاری که با چرح پره دار رانده میشود
steeplejacks
بنا یا تعمیر کار برج و مناره و دود کش بخاری
steeplejack
بنا یا تعمیر کار برج و مناره و دود کش بخاری
chimney sweeps
کسی که کارش پاک کردن لولهی بخاری و شومینه است
chimney sweep
کسی که کارش پاک کردن لولهی بخاری و شومینه است
snag boat
کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
non condensing
ماشین بخاری که بخار کارکرده رابجای اینکه تبدیل به اب کند بهوامی فرستد
back pressure turbine
توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
backlogs
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlog
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com