English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (12 milliseconds)
English Persian
superheated vapor بخار ابر گرم
Search result with all words
haze بخار
steam بخار
steam بخار اب
steam بخار کردن
steamed بخار
steamed بخار اب
steamed بخار کردن
steaming بخار
steaming بخار اب
steaming بخار کردن
steams بخار
steams بخار اب
steams بخار کردن
Turkish bath گرمابه بخار
Turkish baths گرمابه بخار
engine ماشین بخار
gas بخار
gases بخار
gassed بخار
gasses بخار
horsepower اسب بخار
hydro electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
hydro-electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
flue لوله بخار
flue تنوره لوله اب گرم یا بخار
flues لوله بخار
flues تنوره لوله اب گرم یا بخار
hooter سوت بخار
hooters سوت بخار
fume بخار
fume غضب بخار دادن
fume بخار شدن
fume دود بخار
fumed بخار
fumed غضب بخار دادن
fumed بخار شدن
fumed دود بخار
fumes بخار
fumes غضب بخار دادن
fumes بخار شدن
fumes دود بخار
fuming بخار
fuming غضب بخار دادن
fuming بخار شدن
fuming دود بخار
steamier شبیه بخار
steamier دارای بخار مه الود
steamier پر حرارت پر بخار
steamiest شبیه بخار
steamiest دارای بخار مه الود
steamiest پر حرارت پر بخار
steamy شبیه بخار
steamy دارای بخار مه الود
steamy پر حرارت پر بخار
boiler دیگ بخار
boiler مولد بخار
boilers دیگ بخار
boilers مولد بخار
steamer کشتی بخار
steamer ماشین بخار
steamers کشتی بخار
steamers ماشین بخار
vaporization بخار سازی
vaporization تبدیل به بخار
ammonia محلول یا بخار امونیاک
drum طبلک بخار طبلک
drummed طبلک بخار طبلک
throttle دریچه کنترل بخار یابنزین
throttled دریچه کنترل بخار یابنزین
throttles دریچه کنترل بخار یابنزین
throttling دریچه کنترل بخار یابنزین
steamroller جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollering جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollers جاده صاف کن دارای نیروی بخار
reek بخار
reek بخار دهان
reek بخار ازدهان خارج کردن
reeked بخار
reeked بخار دهان
reeked بخار ازدهان خارج کردن
reeking بخار
reeking بخار دهان
reeking بخار ازدهان خارج کردن
reeks بخار
reeks بخار دهان
reeks بخار ازدهان خارج کردن
vaporised بخار شدن
vaporises بخار شدن
vaporising بخار شدن
vaporize بخار شدن
vaporized بخار شدن
vaporizes بخار شدن
vaporizing بخار شدن
purl حاشیه حلقه دود یا بخار
purled حاشیه حلقه دود یا بخار
purling حاشیه حلقه دود یا بخار
purls حاشیه حلقه دود یا بخار
puff دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
puffing دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
Other Matches
precipitation of moisture انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
vaporific بخار زا
vapour بخار
vapour بخار اب
water vapor بخار اب
vapo بخار
vapor بخار
halitus بخار
vaporer بخار زا
vaporific بخار شو
brume بخار
aqueous vapor بخار اب
miasma بخار بد بو
miasmas بخار بد بو
steam generator دیگ بخار
flue boiler دیگ بخار
flue dust بخار گاز
vaporimeter بخار سنج
cheval vapor اسب بخار
steam gauge بخار سنج
steam gas بخار دواتشه
steam fog مه حاصل از بخار اب
exhaust steam بخار خروجی
bucket of steam سطل بخار
steam engine موتور بخار
steam engine ماشین بخار
pulsimeter تلمبه بخار
steam distillation تقطیر با بخار اب
mercury vaper بخار جیوه
fumatorium اطاق بخار
live steam بخار زنده
horse power اسب بخار
gasiform بخار مانند
furnace dust بخار کوره
gas tank بخار بنزین
mofette بخار بدبو
pet cock شیر بخار
steam boiler دیگ بخار
steam stripping تقطیر با بخار اب
steam boat کشتی بخار
steam boat کرجی بخار
steam bath حمام بخار
saturated body بخار مشبع
pulsometer تلمبه بخار
gland steam بخار دورزبانه
sudatorium حمام بخار
volatilize بخار شدن
vapour pressure فشار بخار اب
vapory بخار الود
vapory شبیه بخار
vapory بخار مانند
vapory بخار وار
vaporous مانند بخار
sweating bath حمام بخار
superheated steam بخار داغ
stream turbine توربین بخار
steamship کشتی بخار
steamboat کشتی بخار
steam whistle سوت بخار
steam valve دریچه بخار
steam turbine توربین بخار
steam trap تله بخار
steam ship کشتی بخار
vapor pressure فشار بخار
vapor trail لولههای بخار
vaporous بخار دار
vaporizer مولدهای بخار
vaporizer بخار کننده
vaporizable بخار شدنی
vaporing بخار دادن
HP اسب بخار
vaporer بخار دار
vapour bath حمام بخار
vaporarium حمام بخار
vaporable بخار شدنی
steam hammer چکش بخار
atmology علم بخار اب
colic بخار یاگازمعده
turbine توربین بخار
turbines توربین بخار
vapor trail مسیر عبور بخار
vaporous مانند بخار پوچ
vapor deposition رسوب سازی با بخار
steam tight مانع خروج بخار
steam heating ایجاد حرارت با بخار
high pressure steam بخار فشار قوی
blast جریان هوایا بخار
gland steam بخار دور اب بند
blasts جریان هوایا بخار
sauna حمام بخار فنلاندی
saunas حمام بخار فنلاندی
equilibrium vapor pressure فشار بخار تعادل
electric horsepower اسب بخار الکتریکی
electric boiler دیگ بخار برقی
dry pipe لوله بخار خشک
bottom blow شیر ته دیگ بخار
boilermaker سازنده دیگ بخار
boiler room اطاق دیگ بخار
boiler maker سازنده دیگ بخار
boiler maker متصدی دیگ بخار
rainmaker وسیله متبلورکننده بخار اب
saturated vapour بخار سیر شده
metric horsepower اسب بخار متریک
mercury vapor rectifier یکسوساز بخار جیوه
mercury arc lamp لامپ بخار جیوه
steam fitter تعمیر کارلوله بخار
margine boiler دیگ بخار کشتی
steam propulsion of ships راندن کشتی ها بوسیله بخار
steam curing عمل اوردن بتن با بخار
make up feed اب مصرفی دیگ بخار ناو
checkman متصدی کنترل اب دیگ بخار
fire room اطاق دیگ بخار ناو
exhaust pipe لوله خروج بخار یا دود
feed water اب رسیده به دیگ بخار ناو
humidity میزان بخار اب موجود درهوا
bleeder type steam engine ماشین بخار با شیر اطمینان
hydroelectricity برق تولید شده ارز اب یا بخار
hydroelectric وابسته به تولید نیروی برق بوسیله اب یا بخار
ignition rectifier یکسوساز بخار جیوهای باالکترودهای اتش زنه
mephitis بخار مهلک ومتعفنی که از زمین بلند میشود
paddle wheel چرخ پره دار متحرک کشتی بخار
Many people were hurt when the boiler exploded. وقتیکه دیگ بخار ترکید خیلیها مجروح شدند
crosshead لوله انتهای میل لنگ یاپیستون موتور بخار
virtual temperature دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
puffs دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
condensation cloud ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد
non condensing ماشین بخاری که بخار کارکرده رابجای اینکه تبدیل به اب کند بهوامی فرستد
boilerplate قطعهای از متن که بارهاکلمه به کلمه در سندهای گوناگون استفاده میشودورق اهن دیگ بخار
ager نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
vapor pressure فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
pneumatolysis تاثیر بخار گرم ومایعات وفشار درتشکیل سنگهای معدنی واقع در مجاورت سنگهای اذرین
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
psychrometer دستگاه بخار سنج هوا رطوبت سنج
miasma دم یادمه بد بو بخار یادمه مسموم کننده
miasmas دم یادمه بد بو بخار یادمه مسموم کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com