English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (3 milliseconds)
English Persian
fortune smiled on him بخت برویش لبخند زد
Other Matches
she smiled sweetly لبخند یا تبسم شیرینی داشت شیرین لبخند میزد
He has acces to all quarters. تمام درها برویش باز است
smiling لبخند
smiler لبخند زن
smiles لبخند
smiled لبخند
smile لبخند
smirky لبخند دار
tolaugh.atany thing لبخند زدن
crack a smile <idiom> لبخند زدن
maternal smile لبخند مادرانه
sunny smile لبخند ملیح
constrained smile لبخند زورکی
smiling لبخند زدن
smiles لبخند زدن
smiled لبخند زدن
smile لبخند زدن
to salute with a smile با لبخند تلقی کردن
he smiled away my anger با لبخند خشم مرا فرو نشاند
to smile a person into a mood کسیرا با لبخند بحالت ویژهای در ژوردن
smirks لبخند مغرورانه زدن پوزخند زدن
smirking لبخند مغرورانه زدن پوزخند زدن
smirked لبخند مغرورانه زدن پوزخند زدن
smirk لبخند مغرورانه زدن پوزخند زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com