Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
absolutory
بخشش امیز
Other Matches
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
admonitory
نصیحت امیز توبیخ امیز
tricky
خدعه امیز مهارت امیز
incriminatory
تهمت امیز اتهام امیز
suasive
ترغیب امیز تحریک امیز
antagonistic
خصومت امیز رقابت امیز
trickiest
خدعه امیز مهارت امیز
gratulant
تهنیت امیز تبریک امیز
expostulatory
سرزنش امیز تعرض امیز
trickier
خدعه امیز مهارت امیز
pardoned
بخشش
pardoning
بخشش
donations
بخشش
munificence
بخشش
pardons
بخشش
generosity
بخشش
forgiveness
بخشش
gifts
بخشش
remittal
بخشش
gift
بخشش
largess
بخشش
givig
بخشش
pity
بخشش
pities
بخشش
pitied
بخشش
bountifulness
بخشش
bestowment
بخشش
benefaction
بخشش
gratia
بخشش
dotation
بخشش
clemency
بخشش
pardon
بخشش
bounty
بخشش
grants
بخشش
granted
بخشش
grant
بخشش
boons
بخشش
boon
بخشش
remission
بخشش
baksheesh
بخشش
released
بخشش
release
بخشش
profusion
بخشش
releases
بخشش
endowment
بخشش
donation
بخشش
endowments
بخشش
absolution
بخشش
bestowal
بخشش
lot
بخشش
mercy
بخشش مرحمت
graced
بخشش بخت
grace
بخشش بخت
debt cut
بخشش بدهکای
gracing
بخشش بخت
absolvable
بخشش پذیر
debt relief
بخشش بدهکای
graces
بخشش بخت
forgivingly
از روی بخشش
gifted
دارای بخشش
irremissibility
بخشش ناپذیری
beneficence
بخشش نیکوکاری
debt forgiveness
بخشش بدهکای
to ask for quarter
بخشش طلبیدن
apanage
متعلفات بخشش
magneficence
بخشش کرم
deprecation
دعای بخشش یاشفاعت
pardoning
بخشش فرمان عفو
remission of sins
بخشش یا امرزش گناهان
pardons
بخشش فرمان عفو
pardon
بخشش فرمان عفو
pardoned
بخشش فرمان عفو
irremissibly
بطور بخشش ناپذیر
forgivable
بخشیدنی بخشش پذیر
donatory
گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه
excusable
قابل بخشش و معافیت بخشیدنی
haircut
بخشش بدهکای
[اصطلاح مجازی]
pardoable
امرزش پذیر قابل بخشش
irremissible
بخشش ناپذیر غیر قابل عفو
I think we are out of the woods.
<idiom>
فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
liberal gift
بخششی که نماینده رادی ونظری بلندی دهنده باشد بخشش کافی
acquest
مال بدست اورده ازدسترنج یا بخشش مال غیرموروثی
murmurous
غر غر امیز
synalepha
هم امیز
synaloepha
هم امیز
contrarious
مخالفت امیز
conciliar
توط ئه امیز
competetive
رقابت امیز
pacificatory
صلح امیز
calumniatory
افترا امیز
conciliative
صلح امیز
confusional
اغتشاش امیز
chimerical
هوس امیز
color mixer
رنگ امیز
collusive
دسیسه امیز
censurable
انتقاد امیز
caustically
بطورطعنه امیز
commendatory
تقدیر امیز
caressive
نوازش امیز
based on private motives
غرض امیز
consultatory
مشورت امیز
catastrophical
مصیبت امیز
pejorative
تحقیر امیز
provocative
تحریک امیز
jocular
شوخی امیز
peremptory
شتاب امیز
riskful
مخاطره امیز
sardonic
کنایه امیز
sardonically
طعنه امیز
sardonically
کنایه امیز
beatific
سعادت امیز
honorifics
افتخار امیز
honorific
افتخار امیز
flattering
تملق امیز
insidious
دسیسه امیز
pacific
مسالمت امیز
slanderous
افترا امیز
advised
مصلحت امیز
antagonistic
مخالفت امیز
competitive
رقابت امیز
competitiveness
رقابت امیز
educative
تربیت امیز
sniffy
اهانت امیز
diverting
تفریح امیز
affeluo'so a
عاطفه امیز
affetionate
محبت امیز
afflictive
مصیبت امیز
affrontive
توهین امیز
affrontive
دشنام امیز
amusive
تفریح امیز
applausive
تحسین امیز
approbative
تحسین امیز
adversative
نقض امیز
apologetic
پوزش امیز
adventurously
بطورمخاطره امیز
glamorous
طلسم امیز
venturesome
مخاطره امیز
abrogative
نسخ امیز
acclamatory
تحسین امیز
acrimenious
تعنه امیز
admissive
تصدیق امیز
admonitive
نصیحت امیز
adulatory
تملق امیز
approbatory
تحسین امیز
impetratory
لابه امیز
iron ical
طعنه امیز
justificatory
توجیه امیز
minatory
تهدید امیز
monitive
اندرز امیز
objurgatory
سرزنش امیز
repoachful
سرزنش امیز
obreptitious
خدعه امیز
ostensive
تظاهر امیز
philosophistic
سفسطه امیز
intimidatory
تهدید امیز
intermedial
وساطت امیز
impetratory
استغاثه امیز
imputative
تهمت امیز
impostrous
دغل امیز
impostrous
تزویر امیز
imprecatory
نفرین امیز
imprecatory
لعنت امیز
incensive
هیجان امیز
indemnificatory
غرامت امیز
intercessorial
شفاعت امیز
intercessory
شفاعت امیز
praiseful
ستایش امیز
prankful
شوخی امیز
supplicatory
التماس امیز
tolerantly
مدارا امیز
tragical
مصیبت امیز
traitorous
خیانت امیز
vexatious
رنجش امیز
vindicative
حمایت امیز
vituperatory
سرزنش امیز
vituperatory
توبیخ امیز
wailful
تاثر امیز
sportiveŠetc
شوخی امیز
preachy
موعظه امیز
procrastinatory
طفره امیز
protreptic
موعظه امیز
recommendatory
توصیه امیز
reconciliatory
مصالحه امیز
reprehensive
ملامت امیز
revelatory
مکاشفه امیز
scorner
استهزاء امیز
smoothe
تعارف امیز
sophistic
سفسطه امیز
corruptive
فساد امیز
encomiastic
ستایش امیز
eulogistic
ستایش امیز
exaggeratedly
بطوراغراق امیز
exaggerative
اغراق امیز
exaggeratory
اغراق امیز
excomminucative
تکفیر امیز
exculpatory
تبرئه امیز
excusatory
پوزش امیز
execratory
لعنت امیز
exonerative
تبرئه امیز
elusory
طفره امیز
Recent search history
Search history is
off
.
Activate
✘ Close
✘
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
◀—
ش
س
ئ
ی
ب
ل
أ
آ
ا
ت
ن
م
ک
گ
[]
ظ
ط
ژ
ز
ر
ذ
د
پ
ؤ
و
ء
.
!
؟
()
نیم فاصله
Space
نیم فاصله
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com
Close
Previous
Next
Loading...