English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (5 milliseconds)
English Persian
beneficence بخشش نیکوکاری
Other Matches
charity نیکوکاری
righteousness نیکوکاری
charities نیکوکاری
charity خیرات نیکوکاری
charities خیرات نیکوکاری
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
bounty بخشش
generosity بخشش
pardon بخشش
gifts بخشش
gift بخشش
donations بخشش
donation بخشش
endowments بخشش
baksheesh بخشش
benefaction بخشش
remittal بخشش
munificence بخشش
largess بخشش
gratia بخشش
givig بخشش
dotation بخشش
bountifulness بخشش
bestowment بخشش
boons بخشش
pardons بخشش
pardoning بخشش
lot بخشش
release بخشش
released بخشش
releases بخشش
clemency بخشش
boon بخشش
pardoned بخشش
bestowal بخشش
grants بخشش
pity بخشش
granted بخشش
endowment بخشش
grant بخشش
remission بخشش
pities بخشش
absolution بخشش
forgiveness بخشش
profusion بخشش
pitied بخشش
gifted دارای بخشش
debt relief بخشش بدهکای
to ask for quarter بخشش طلبیدن
magneficence بخشش کرم
debt forgiveness بخشش بدهکای
gracing بخشش بخت
graces بخشش بخت
absolutory بخشش امیز
apanage متعلفات بخشش
grace بخشش بخت
irremissibility بخشش ناپذیری
mercy بخشش مرحمت
forgivingly از روی بخشش
absolvable بخشش پذیر
graced بخشش بخت
debt cut بخشش بدهکای
forgivable بخشیدنی بخشش پذیر
pardoning بخشش فرمان عفو
irremissibly بطور بخشش ناپذیر
deprecation دعای بخشش یاشفاعت
pardons بخشش فرمان عفو
pardon بخشش فرمان عفو
remission of sins بخشش یا امرزش گناهان
pardoned بخشش فرمان عفو
excusable قابل بخشش و معافیت بخشیدنی
pardoable امرزش پذیر قابل بخشش
donatory گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه
haircut بخشش بدهکای [اصطلاح مجازی]
irremissible بخشش ناپذیر غیر قابل عفو
I think we are out of the woods. <idiom> فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
liberal gift بخششی که نماینده رادی ونظری بلندی دهنده باشد بخشش کافی
acquest مال بدست اورده ازدسترنج یا بخشش مال غیرموروثی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com