Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
palm of a glove
بخشی از دستگش که کف دست را می پوشاند
Other Matches
pile cap
دال بتنی که سر شمعها را می پوشاند
wrists
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
wrist
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
flattest
تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
flat
تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
pile helmet
کلاهکی که سر شمعها را می پوشاند تا در موقع چکش کاری صدمهای وارد نیاید
epicanthus
لایه کوچکی از پوست که گاهی گوشه درونی چشم رامی پوشاند
scissoring
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
scattered design
طرح افشان
[طرحی مخلوط و پرکار از انواع نگاره ها که بسیار پر کار بوده و تمام فضاهای متن فرش را می پوشاند.]
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
rhomb design
طرح قاب لوزی
[این طرح گاه مانند قاب خشتی کل متن را می پوشاند و گاه به تعداد محدود در مرکز فرش حالت یک ترنج را به آن می بخشد.]
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
portion
بخشی
as part of
بخشی از
dichotomous
دو بخشی
sectorial
بخشی
tripartite
سه بخشی
portions
بخشی
regional
<adj.>
بخشی
sectoral
بخشی
fractions
بخشی از
local
<adj.>
بخشی
fraction
بخشی از
bisection
دو بخشی
Centigrade
صد بخشی
sextets
شش بخشی
partial
بخشی
sextet
شش بخشی
trichotomous
سه بخشی
ninefold
نه بخشی
triarchy
سه بخشی
divisor
بخشی
parochial
بخشی
hexaploid
شش بخشی
triplet
سه بخشی
polychotomy
چند بخشی
satisfactoriness
رضایت بخشی
sectoral integation
یکپارچگی بخشی
haxamerous
شش بخشی شش قسمتی
pleasurableness
فرح بخشی
pleasurability
لذت بخشی
stanza
بخشی از بازی
stanzas
بخشی از بازی
fraction
1-بخشی از یک واحد
effectiveness
تاثیر بخشی
rehabilitation
توان بخشی
effectiveness
اثر بخشی
fractions
1-بخشی از یک واحد
part way
بخشی از راه
sectoral integation
ادغام بخشی
dezincification
فرسودگی بخشی
triploid
سه قسمتی سه بخشی
stanine score
نمره نه بخشی
stanine scale
مقیاس نه بخشی
slice
بخشی از چیزی
slices
بخشی از چیزی
part
بخشی از چیزی
heptamerous
هفت بخشی
healthfulness
صحت بخشی
animation
جان بخشی
animations
جان بخشی
contribute
هم بخشی کردن
partial
بخشی قسمتی
contributed
هم بخشی کردن
contributes
هم بخشی کردن
contributing
هم بخشی کردن
two sector economy
اقتصاد دو بخشی
two sector model
الگوی دو بخشی
vivification
حیات بخشی
stens
مقیاس ده بخشی
personification
شخصیت بخشی
equipartition principle
اصل هم بخشی
refreshments
نیرو بخشی
trichotomy
سه بخشی بودن
physical medicine
طب توان بخشی
drill tang
بخشی از مته
vitalization
حیات بخشی
efficiency
اثر بخشی
fytte
بخشی ازشعر
genbraliztion
کلیت بخشی
refreshment
نیرو بخشی
phases
بخشی از فرآیند بزرگتر
flushing
فایل یا بخشی از حافظه
partial
نیمه کاره بخشی از
courses
بخشی از غذا اموزه
course
بخشی از غذا اموزه
array
بخشی از داده در آرایه
sectoral planning
برنامه ریزی بخشی
phase
بخشی از فرآیند بزرگتر
a rosy future
آینده امید بخشی
coursed
بخشی از غذا اموزه
arrays
بخشی از داده در آرایه
subsegment
بخشی کوچک یک سگمنت
flush
فایل یا بخشی از حافظه
flushes
فایل یا بخشی از حافظه
vocational rehabilitation
توان بخشی شغلی
phased
بخشی از فرآیند بزرگتر
revivification
باز جان بخشی
staves
مقیاس پنج بخشی
fetch
دستیابی به بخشی از حافظه
lobe
بخشی از عضله یا مغز
charitableness
خیرخواهی صدقه بخشی
cost effectiveness
تاثیر بخشی هزینه
contribution
هم بخشی همکاری وکمک
barge-course
[بخشی از سفال بام]
lobes
بخشی از عضله یا مغز
nose band
بخشی از کلگی اسب
tag
بخشی از دستور کامپیوتری
stanzas
بخشی ازبازی هاکی
fetched
دستیابی به بخشی از حافظه
stanza
بخشی ازبازی هاکی
contributions
هم بخشی همکاری وکمک
fetches
دستیابی به بخشی از حافظه
tags
بخشی از دستور کامپیوتری
box section leg
ساق یا پایه بخشی از جعبه
building unit
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
physical medicine
درمان بدنی و توان بخشی
cost effectiveness analysis
تحلیل تاثیر بخشی هزینه ها
A part of Iranian territory.
بخشی از خاک ( سرزمین) ایران
the pale
بخشی از ایرلند که در قلمردانگلیس است
selective
نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
overlapped
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
selectively
نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
inter sectoral planning
برنامه ریزی بین بخشی
filed
بخشی از داده روی کامپیوتر
overlap
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlaps
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
reviviscence
بهوش اوری نیرو بخشی
moto
بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
file
بخشی از داده روی کامپیوتر
to put in a piece of work
بخشی از کار دیگران را انجام دادن
satellites
کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
selectively
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
maiden over
بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
moto scramble
مسابقه چند بخشی درمسیرهای گوناگون
metaplasm
بخشی ازسفیده که موادیاخته ساز درانست
parterre
بخشی ازتماشاخانه که پشت سرنوازندگان است
beginning
حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginnings
حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
front line
9 بخش اول زمین 81 بخشی گلف
front
بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
fronting
بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
bungs
بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
usenet
بخشی از اینترنت که حاوی مجمعی است
titillate
بطور لذت بخشی تحریک کردن
introsusception
دخول بخشی از روده در بخش دیگر
highlight
جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
titillated
بطور لذت بخشی تحریک کردن
highlighted
جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlights
جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
intussusception
دخول بخشی از روده در بخش دیگر
titillates
بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillating
بطور لذت بخشی تحریک کردن
selective
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
bunged
بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
rehabilitation
تجدید قوا کردن توان بخشی
bunging
بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
municipality
شهریا بخشی که دارای شهرداری است
carriers
وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
zero
پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
internal
دستوری که بخشی از سیستم عامل است
zeros
پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
storage
بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
municipalities
شهریا بخشی که دارای شهرداری است
branch
جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
carrier
وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
satellite
کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
branches
جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
bung
بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
zeroes
پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
nine
قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
absolute address
برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
backplane
بخشی از ساختمان کامپیوتر که حاوی تختههای مدار
fails
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
transients
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
deposits
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
transient
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
margins
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margin
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
attentions
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attention
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
machine address
برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
nines
قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
deposit
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
failed
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
fail
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
addressing
روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
hexadecimal notation
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hex
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
operation
بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
executing
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executes
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executed
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
execute
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
cut
حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
descender
بخشی از حرف چاپ شده که زیر خط است
electron gun
بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
nasopharynx
بخشی از گلو گاه که بابینی راه دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com