English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
project section بخش تهیه طرحها
Other Matches
project manager مدیر طرحها
pattern perception test ازمون ادراک طرحها
target materials مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
preparations تهیه
preparation تهیه
procurement تهیه
housing تهیه جا
ministration تهیه
seating تهیه جا
off hand بی تهیه
purveys تهیه
purveyed تهیه
purvey تهیه
purveying تهیه
provision تهیه
counter preparation ضد تهیه
supplying تهیه
supply تهیه
supplied تهیه
provided <adj.> <past-p.> تهیه شده
prepare تهیه کردن
preparation fire تیر تهیه
procures تهیه کردن
procuring تهیه کردن
preparation fire اتش تهیه
preparation of food تهیه خوراک
preparation time زمان تهیه
weaponry تهیه سلاح
appropriated <adj.> <past-p.> تهیه شده
provided [that] <conj.> تهیه شده
procured تهیه کردن
procure تهیه کردن
data processing تهیه و تولیداطلاعات
purveyance تهیه خواربار
blend تهیه کردن
blends تهیه کردن
provisionment تهیه خواربار
cater تهیه کردن
catered تهیه کردن
catering تهیه کردن
caters تهیه کردن
supplied تهیه کردن
prepares تهیه کردن
preparing تهیه کردن
prepare mortar تهیه ملات
preparatorily بعنوان تهیه
preparator تهیه کننده
data processing تهیه اطلاعات
photo imagery تهیه عکس
lighting feeder تهیه روشنایی
administer تهیه کردن
administered تهیه کردن
administering تهیه کردن
administers تهیه کردن
placement تهیه کار
placement تهیه شغل
placements تهیه کار
placements تهیه شغل
base development تهیه پایگاه
processes تهیه کردن
fabricator تهیه کننده
supplier تهیه کننده
suppliers تهیه کننده
pitched تهیه دیده
process تهیه کردن
laid on <past-p.> تهیه شده
parasceve روز تهیه
provide تهیه دیدن
provide تهیه کردن
provides تهیه دیدن
provides تهیه کردن
afford تهیه کردن
afforded تهیه کردن
affording تهیه کردن
affords تهیه کردن
on the stocks د رشرف تهیه
counter preparation تیر ضد تهیه
to find in تهیه کردن
to make provision تهیه دیدن
preparations اتش تهیه
preparations تهیه مقدمات
preparation تهیه و ارایش
to bargain for تهیه دیدن
the water supply of tehran تهیه اب تهران
the preparation day روز تهیه
supplying تهیه کردن
vacuum-packed تهیه شده
preparations تهیه و ارایش
victualage تهیه اذوقه
victual تهیه اذوقه
triplicity تهیه در سه نسخه
triplication تهیه در سه نسخه
preparation اتش تهیه
furtherance تهیه وسایل
preparation تهیه مقدمات
provision تهیه کردن
supply تهیه کردن
programmer تهیه کننده برنامه
melinite مخصوص تهیه چاشنی
budgeteer تهیه کننده بودجه
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
bill تهیه کردن صورتحساب
gets تهیه کردن فهمیدن
bills تهیه کردن صورتحساب
area projection تهیه تصویر منطقه
area projection تهیه نقشه از منطقه
tasty باسلیقه تهیه شده
tastiest باسلیقه تهیه شده
artillery preparation تیر تهیه توپخانه
conserving کنسرو تهیه کردن
barrier tactics تاکتیک تهیه موانع
beach unit یکان تهیه بارانداز
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
conserve کنسرو تهیه کردن
conserved کنسرو تهیه کردن
conserves کنسرو تهیه کردن
preparation تهیه کردن اتش
artillery preparation اتش تهیه توپخانه
tastier باسلیقه تهیه شده
getting تهیه کردن فهمیدن
forge تهیه جنس قلابی
forges تهیه جنس قلابی
advancing قبلا تهیه شده
topography تهیه نقشه از عوارض
budgeter تهیه کننده بودجه
prearranged از پیش تهیه شده
process تهیه و تولید کردن
information providers تهیه کنندگان اطلاعات
hydrography تهیه نقشه دریایی
he is an adequate provider برای تهیه خواربار
advances قبلا تهیه شده
duplicators ماشین تهیه رونوشت
effigies تمثال تهیه کردن
acetylene generator دستگاه تهیه استیلن
effigy تمثال تهیه کردن
lyonnaise باپیاز تهیه شده
programme برنامه تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
preparations تهیه کردن اتش
advance قبلا تهیه شده
programmers تهیه کننده برنامه
it is in preparation در دست تهیه است
duplicator ماشین تهیه رونوشت
furred تهیه شده باخز
rotogravure تهیه گراور غلتکی
extemporising فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
extemporizing فورا تهیه کردن
preparatory students شاگردان تهیه یا مقدماتی
procure تهیه و تحویل اماد
get تهیه کردن فهمیدن
procured تهیه و تحویل اماد
harnessing اشیاء تهیه کردن
harnessed اشیاء تهیه کردن
procures تهیه و تحویل اماد
harness اشیاء تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
program section بخش تهیه برنامه ها
quadruplication تهیه چیزی درچهارنسخه
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
host تهیه تسهیلات ورزشی
hosted تهیه تسهیلات ورزشی
hosting تهیه تسهیلات ورزشی
hosts تهیه تسهیلات ورزشی
scripting تهیه فایل اغازگر
fund تهیه وجه کردن
funded تهیه وجه کردن
preparatory مربوط به تهیه یامقدمات
stenciler تهیه کننده استنسیل
stenciller تهیه کننده استنسیل
project section بخش تهیه پروژه ها
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
procuring تهیه و تحویل اماد
procurement تهیه و تحویل اماد
prearrange قبلا تهیه کردن
polychromy فن تهیه نقوش الوان
polychrome تهیه عکسهای رنگی
whomp up بسرعت تهیه کردن
affordable قابل تهیه و خریداری
cold turkey بدون تهیه وتدارک
foresees قبلا تهیه دیدن
foresee قبلا تهیه دیدن
processes تهیه و تولید کردن
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com