Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (8 milliseconds)
English
Persian
subdivision
بخش ریزه
subdivisions
بخش ریزه
Search result with all words
fallout
ریزه پرتوزا
midget
ریز اندام ریزه
midgets
ریز اندام ریزه
teenier
ریزه
teeniest
ریزه
teeny
ریزه
hash
ریزه ریزه کردن
tinier
ریزه
tiniest
ریزه
tiny
ریزه
detail
ریزه کاری
detailing
ریزه کاری
statuette
تندیس ریزه اندام
statuettes
تندیس ریزه اندام
bead
کوچک و لاغر ریزه
beads
کوچک و لاغر ریزه
frost
سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
frosts
سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
intricacies
تودرتویی ریزه کاری
intricacy
تودرتویی ریزه کاری
mince
ریزه
minces
ریزه
detritus
ریزه
pore
ریزه سوراخ
pores
ریزه سوراخ
shiver
ریزه
shivered
ریزه
shivering
ریزه
elegance
ریزه کاری
chip
ژتن ریزه
chips
ژتن ریزه
bit
ریزه
bits
ریزه
puny
ریزه اندام
petite
ریزه اندام
gravelly
دارای سنگ ریزه
particle
ریزه
particles
ریزه
snowflake
برف ریزه
snowflakes
برف ریزه
animalcule
جانوار ریزه
animalculum
جانور ریزه
atomic fallout
ریزه پرتوزا
radioactive fallout
ریزه پرتوزا
biochip
تلاش صنعت کامپیوتر برای تبدیل ارگانیزم زنده به ریزه تراشه ها
delicacy of touch
ریزه کاری
detail drawing
نقشه ریزه کاری
esker
برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
fal lal
ریزه کاری
foofaraw
ریزه کاری پر زرق وبرق ناراحتی
gleaner
ریزه خور
gleanings
ریزه فراری
gleanings
ریزه باقی
grit blasting
سنگ ریزه
hoarfrost
سرما ریزه پژه
mammock
ریزه
mammock
ریزه کردن قطعه کردن
mote
ریزه
noil
پشم ریزه
orts
ریزه
phagotroph
ریزه پرواره بیگانه خوار
quenelle
کوفته ریزه
raggle
یکی از شیارهای سنگتراشی ریزه
rime
سرما ریزه پله
sabulous
دارای شن ریزه
sherd
حزف ریزه
snow flake
برف ریزه
spall
سنگ ریزه با چکش تراش دادن وبشکل دراوردن
spillikin
ریزه استخوان
to stab in the back
ریزه خوانی
Lilliputian
ریزه اندام
tiddlier
ریزه
tiddliest
ریزه
tiddly
ریزه
calion
سنگ ریزه
calyon
سنگ ریزه
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com