Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
the i. parts of a whole
بخش هایی مکمل یک چیزدرست
Other Matches
entirety
چیزدرست ودست نخورده
lisped
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisps
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisp
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisping
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
complement
مکمل
complemented
مکمل
integrant
مکمل
completive
مکمل
nine's complement
مکمل 9
one's complement
مکمل یک
ten's complement
مکمل 01
complements
مکمل
supplementary
مکمل
supplements
مکمل
supplementing
مکمل
supplemented
مکمل
supplement
مکمل
complementing
مکمل
complementary
مکمل
two's complement
مکمل 2
complementarity
مکمل
supplementary costs
هزینههای مکمل
self complementing code
کد خود مکمل
supplementary
اضافی مکمل
complementary
زاویه مکمل
radix complement
مکمل مبنا
objective complement
مکمل موضوع
complementary demand
تقاضای مکمل
complementary factors
عوامل مکمل
complementary goals
اهداف مکمل
complementary goods
کالاهای مکمل
complementary colors
رنگهای مکمل
codicillary
مکمل وصیتنامه
fan cameras
دوربینهای مکمل
integral part
جزء مکمل
additional moment
لنگر مکمل
integrant
جزء مکمل
codicils
مکمل وصیتنامه
codicil
مکمل وصیتنامه
complementary resources
منابع مکمل
nine's complement
مکمل دهدهی
complements
مکمل دهدهی
true complement
مکمل واقعی
complemented
مکمل دهدهی
complemented
حد مجاز مکمل
complementing
متمم مکمل
complement
متمم مکمل
complement
حد مجاز مکمل
true complement
مکمل صحیح
complementing
حد مجاز مکمل
complemented
متمم مکمل
complements
حد مجاز مکمل
complement
مکمل دهدهی
additional
<adj.>
مکمل اضافی
complements
متمم مکمل
complementing
مکمل دهدهی
supplement
الحاق زاویه مکمل
additional bending moment
لنگر خشمی مکمل
makeweight
چیز یاعضو مکمل
supplements
الحاق زاویه مکمل
supplementing
الحاق زاویه مکمل
supplemented
الحاق زاویه مکمل
complementing
رقم دودویی که مکمل شده است
complemented
رقم دودویی که مکمل شده است
complements
رقم دودویی که مکمل شده است
complement
رقم دودویی که مکمل شده است
back up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back-up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
complement
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complement
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
frame
کنترل هایی
divers statements
گفته هایی چند
What vegetables do you have?
چه سبزی هایی دارید؟
mews
طویله هایی که گرداگردمیدانی بسازند
colours
جدول شماره هایی که ویندوز
Photos are accepted world
عکس هایی مقبولی دنیا
pearly teeth
دندان هایی چون مروارید
in qviries r. to the accident
پرسش هایی درباره آن رویداد
the tree shoot out brances
ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
colour
جدول شماره هایی که ویندوز
the city has been proclaimed
قدغن هایی در شهربرقرارکرده اند
line ahead
کشتی هایی که پشت سر هم میروند
it was skirted by trees
درخت هایی در کنار ان بود
ccd
محفظه هایی برای ذخیره داده
Green architecture
[ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
corbel-table
[ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
button
کلید هایی که اعمالی انجام می دهند
Ersatz architecture
[معماری الکتریکی با نقش هایی در مرکز]
to e. figures upon astone
صورت هایی بر سنگ نقش کردن
buttoned
کلید هایی که اعمالی انجام می دهند
foundation pile
میله هایی که در فونداسیون قرار می گیرد
krantz
خاره هایی که دیواری ازانهادرست شود
the strangers in tehran
بیگانگان یاخارجی هایی که در تهران هستند
class
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classed
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classes
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classing
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
buttoning
کلید هایی که اعمالی انجام می دهند
socket
[وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
pipped
دانه یاتخم میوه هایی مثل سیب
pipping
دانه یاتخم میوه هایی مثل سیب
C-scroll
[پیچک هایی به شکل سی و اس بویژه در تزئینات روکوکو]
pip
دانه یاتخم میوه هایی مثل سیب
Decalogue
[قسمت هایی از دیوار یا پرده ی پشت محراب]
clock
سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند
clocks
سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند
rag bolt
میخ پیچی که میله ان خارهایابرامدگی هایی دارد
rose window
پنجره گرد که ارایش هایی بشکل گل دارد
database
مجموعه برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد
knickerbocker
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
databases
مجموعه برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد
acid fast
دارای لکه هایی که بااسید زائل نمیشود
pips
دانه یاتخم میوه هایی مثل سیب
arrays
آرایهای که عناصرش می توانند به صورت رشته هایی
array
آرایهای که عناصرش می توانند به صورت رشته هایی
flyings
رشته هایالیف هایی که ازچیزی جداشده بهوامیرود
castles
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
electric
تعداد اتم هایی که شارژ شده اند.
castle
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
lateral route
جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
gar
نوعی ماهی که ارواره هایی شبیه منقاردارد
boring tubes
لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
applet
برنامه هایی که از Panel Contral آغاز می شوند
interplane strut
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
isoperimetry
گفتار در شکل هایی که محیط هاشان برابر است
grangerism
ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
gear cluster
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
the forth bristled with guns
توپهای ان در مانندسیخ هایی بودکه به هرسوراست شده باشد
foxtail
یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
Atari ST
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
proofroom
اطاق غلط گیری نمونه هایی چاپی مطبعه
pin compatible
تراشه هایی که عملکردمشابهی دارند و می توانندبجای هم قرار گیرند
conchoidal
دارای پستی وبلندی هایی شبیه داخل صدف
protonotary apostoloc
یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
microscopist
کسیکه میتواند با ریز بین ازمایش هایی بکند
terpene
هیدروکربن هایی موجود در اسانس بفرمول 61H 01C
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
in love - engaged - married
عاشق . نامزد . متاهل
[مرحله هایی که تا ازدواج طی میشوند]
divide
پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
clocks
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
clock
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
divides
پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
automation
استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
link
لیست داده هایی که هر ورودی آدرس بعدی را دارد
architecture
طراحی سیستم کامپیوتری در لایه هایی طبق کارایی و خصوصیاتشان
windlasses
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
intrusive thoughts
اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
cycled
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
hanging committee
انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
haplont
موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند
cycles
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
windlass
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
crow steps
لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
intercalated strata
چینه هایی که ازروی بی ترتیبی در میان چینههای دیگرقرارگرفته باشند
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
fits units with ... connection
مناسب برای دستگاه هایی با اتصال ...
[الکترونیک مهندسی برق]
demands of providing healthy living and working conditions
خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
desktop
نشانه هایی که روی صفحه کار نمایش داده می شوند
toolbar
پنجرهای که حاوی نشانه هایی است که به ابزار دستیابی دارند
paragraph
- بیتی که آدرس شانزده هایی را شروع میکند که ضریب دو باشد
paragraphs
- بیتی که آدرس شانزده هایی را شروع میکند که ضریب دو باشد
slsi
Intergration Scale SuperLarge تراشه هایی با تراکم ماوراء بزرگ
farrow
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
farrowed
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
farrowing
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
farrows
همه بچه خوک هایی که دریک وهله زاییده می شوند
cycle
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
generation
زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
decision
مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
decisions
مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
generations
زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
hardware
دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
operation
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
communication
پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
windbreak
درختستان یابوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته میشوند
bar winding
میله هایی که به عنوان سیم پیچی در رتور به کار برده میشود
bear's foot
نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
center
سوراخ هایی که اطراف مرکز نوار کاغذی پانچ شده اند
gymnopaedic
درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
code level
تعداد بیت هایی که برای نمایش یک کاراکتر معین بکارمی روند
queue
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queued
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queueing
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
nuclide
انواع اتم هایی که حاوی پروتون و نوترون و مقداری نیرو میباشند
overhouse wires
سیم هایی که بر بام خانه نصب شده باشد نه بر روی تیر
cont line
فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
radialized
دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
windbreaks
درختستان یابوته هایی که برای جلوگیری از وزش باد کاشته میشوند
queues
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
crown-steps
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
backbones
گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com