English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (39 milliseconds)
English Persian
rubricate بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
Other Matches
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
storm warning پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
infrared line scan ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
redden قرمز کردن
flushing قرمز کردن
reddens قرمز کردن
flushes قرمز کردن
reddening قرمز کردن
reddened قرمز کردن
encrimson قرمز کردن
rubefy قرمز کردن
flush قرمز کردن
crimson لاکی قرمز کردن
to tinge with red کمی قرمز کردن
ruddle گل اخری زدن به قرمز کردن
natural dyes رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
refers توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
to commit to paper نوشتن ثبت کردن
infrared ray اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
aperture mask استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribed نسخه نوشتن تعیین کردن
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
spells املاء کردن درست نوشتن
spell املاء کردن درست نوشتن
prescribing نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribes نسخه نوشتن تعیین کردن
annotations نوشتن تذکرات تقریظ کردن
prescribe نسخه نوشتن تعیین کردن
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
annotation نوشتن تذکرات تقریظ کردن
spelled املاء کردن درست نوشتن
overwrite جانویسی کردن جای نوشتن
interpage در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
macro کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
infra red link سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
write protect قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
ponceau قرمز
red line خط قرمز
aka قرمز
laky a قرمز
sanguineous قرمز
red <adj.> قرمز
erythrean قرمز
redder قرمز
rubrics خط قرمز
reddest قرمز
cramoisy قرمز
raddle گل قرمز
bloodshot قرمز
redhead مو قرمز
gules قرمز
redheads مو قرمز
vinaceous قرمز
vermilion قرمز
coralline قرمز
vermillion قرمز
reds قرمز
erythroid قرمز
vermeil قرمز
rubric خط قرمز
rubescent قرمز شونده
angrier قرمز شده
gold fish ماهی قرمز
redlining خط قرمز کشیدن
phenol red قرمز فنول
minium اکسید قرمز
chilli pepper فلفل قرمز
angry قرمز شده
cochineal قرمز دانه
cochineal قرمز شراب کش
Red chilli فلفل قرمز
minium شنجرف قرمز
angriest قرمز شده
elms نارون قرمز
rubefaction قرمز سازی
rel pole قطب قرمز
hot pepper فلفل قرمز
goldfish ماهی قرمز
rubefacient قرمز کننده
staring red قرمز زننده
chlorophennol red قرمز کلروفنول
congo red قرمز کنگو
red nucleus هسته قرمز
redden قرمز شدن
reddened قرمز شدن
red letter با حروف قرمز
ripe lips لبهای قرمز
reddening قرمز شدن
reddens قرمز شدن
red lips لبهای قرمز
gorcock با قرقره قرمز
cresol red قرمز کرزول
ruddy قرمز رنگ
dressed inred قرمز پوش
neutral red قرمز خنثی
infera red مادون قرمز
roucou قرمز بویا
rosily برنگ قرمز
oxide of copper توتیای قرمز
crimson قرمز روناسی
caramels مایل به قرمز
caramel مایل به قرمز
infra-red زیر قرمز
infra red زیر قرمز
red brick اجر قرمز
murrey قرمز ارغوانی
red card کارت قرمز
nacarat قرمز روشن
Cayenne فلفل قرمز
infrared زیر قرمز
infrared مادون قرمز
red lead سرب قرمز
crimson قرمز سیر
body brick اجر قرمز
red lights چراغ قرمز
first class brick اجر قرمز
kidney beans لوبیا قرمز
scarlet قرمز جگری
scarlet قرمز لاکی
rufous قرمز کم رنگ
kidney bean لوبیا قرمز
ruby of arsenic زرنیخ قرمز
red peppers فلفل قرمز
methyl red قرمز متیل
ruffous قرمز کم رنگ
red light چراغ قرمز
martagon سوسن قرمز
hot line تلفن قرمز
hot lines تلفن قرمز
red pepper فلفل قرمز
bright red قرمز روشن
safflower carmine قرمز کافیشه
rubious قرمز یاقوتی
elm نارون قرمز
ladyfinger فلفل قرمز
bays سرخ مایل به قرمز
rubricate قرمز نشان دادن
baying سرخ مایل به قرمز
ultrared انطرف اشعه قرمز
bloody خون الود قرمز
bloodiest خون الود قرمز
rubricize قرمز نشان دادن
bloodier خون الود قرمز
kermes قرمزدانه :کرم قرمز
rudd ماهی گول قرمز
ochreish قرمز چون گل اخری
auburn قهوهای مایل به قرمز
infrared absorption جذب زیر قرمز
infrared spectrum طیف زیر قرمز
plover page ابیای پشت قرمز
infrared viewer دوربین مادون قرمز
scarlet قرمز مایل به زرد
near infrared زیر قرمز نزدیک
red clause credit اعتبار با ماده قرمز
far infrared زیر قرمز دور
incarnadine رنگ قرمز گوشتی
farouche یونجه گل قرمز کمرو
zincite اکسید قرمز روی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com