Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
hibernate
بخواب زمستانی رفتن
hibernated
بخواب زمستانی رفتن
hibernates
بخواب زمستانی رفتن
hibernating
بخواب زمستانی رفتن
Other Matches
snoozle
بخواب رفتن
to fall a
بخواب رفتن
to go off
بخواب رفتن
drop off
بخواب رفتن
winter quarters
پادگان زمستانی اقامتگاه زمستانی
winter crookneck
کدوی زمستانی کدوی گردن کج زمستانی
i fell a
بخواب رفتم
hypnic
متعلق بخواب
he pretended to be asleep
خودرا بخواب زد
to sleep away one's time
بخواب گذراندن
dreamful
معتاد بخواب دیدن
The child is going to go to bed.
بچه دارد می رود بخواب
mesmeric
مربوط بخواب مصنوعی درحالت خواب مغناطیسی گیرنده
wintry
زمستانی
brumal
زمستانی
wintery
زمستانی
winterish
زمستانی
hymal
زمستانی
hibernal
زمستانی
hiemal
زمستانی
hiberbal
زمستانی
brumous
زمستانی
hibernaculum
جایگاه زمستانی
winterization
زمستانی شدن
jack frost
لولوی زمستانی
winterberry
راج زمستانی
winter solstice
انقلاب زمستانی
winterization
زمستانی کردن
winterly
زمستانی بی نشاط
winterization
بصورت زمستانی در امدن
winter olympic
بازیهای المپیک زمستانی
hibernaculum
گلخانه گلهای زمستانی
midwinter
چله زمستان انقلاب زمستانی
tuque
کلاه بافته پشمی زمستانی
to weather something in winter
چیزی را در معرض
[ آب و]
هوای زمستانی گذاشتن
harmattan
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
storm window
پنجره زمستانی کرکره چوبی بادشکن
snow tire
لاستیک مخصوص حرکت روی برف تایر زمستانی
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
Early to bed and early to rise .
<proverb>
زود بخواب و زود بر خیز .
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
winter
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
winters
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
to run off
در رفتن
puttered
ور رفتن
puttering
ور رفتن
putters
ور رفتن
to go back ward
پس رفتن
to go to mess
رفتن
swipe
کش رفتن
to boil over
سر رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to get over
رفتن از
to pair off
رفتن
twiddles
ور رفتن
retract
تو رفتن
retracted
تو رفتن
going
رفتن
sinks
ته رفتن
twiddled
ور رفتن
putter
ور رفتن
retire
پس رفتن
snook
کش رفتن
swiped
کش رفتن
swiping
کش رفتن
abstract
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstracts
کش رفتن
go
رفتن
goes
رفتن
shrinks
اب رفتن
shrinking
اب رفتن
shrink
اب رفتن
to go bang
در رفتن
to go backward
پس رفتن
retires
پس رفتن
twiddling
ور رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
twiddle
ور رفتن
gangs
رفتن
gang
رفتن
retrograde
پس رفتن
to fall short
کم رفتن
to hang back
پس رفتن
to flow over
سر رفتن
admit
رفتن
admits
رفتن
to get away
رفتن
meddle
ور رفتن
to foot it
رفتن
admitting
رفتن
regressing
پس رفتن
regress
پس رفتن
regressed
پس رفتن
filch
کش رفتن
filched
کش رفتن
filches
کش رفتن
sink
ته رفتن
meddles
ور رفتن
retracting
تو رفتن
retracts
تو رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
to do a guy
در رفتن
to do out of
کش رفتن
meddled
ور رفتن
to fly off
در رفتن
to fall away
رفتن
to fall away
پس رفتن
to make ones getaway
در رفتن
filching
کش رفتن
regresses
پس رفتن
crawl
رفتن
recede
پس رفتن
niggles
ور رفتن
bleneh
پس رفتن
to peter out
پس رفتن
betake
رفتن
to whisk away or off
رفتن
short-change
کش رفتن
make off
در رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
jauk
ور رفتن
fribble
ور رفتن
short-changing
کش رفتن
to take to ones heels
در رفتن
short-changes
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
pullback
پس رفتن
pilfer
کش رفتن
break loose
در رفتن
snitching
کش رفتن
snitches
کش رفتن
recedes
پس رفتن
snitched
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
niggled
ور رفتن
nim
کش رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
mog
رفتن
niggle
ور رفتن
receded
پس رفتن
to break loose
در رفتن
glom on to
کش رفتن
to sleep fast
رفتن
snipping
کش رفتن
crawls
رفتن
snipped
کش رفتن
snip
کش رفتن
receding
پس رفتن
To go
رفتن
departures
رفتن
snitch
کش رفتن
hang around
ور رفتن
crawled
رفتن
go over
به ان سو رفتن
hedges
در رفتن
departure
رفتن
hedged
در رفتن
hedge
در رفتن
to skirt along the coast
رفتن
go off
در رفتن
atrophy
تحلیل رفتن
soars
بالا رفتن
nosediving
شیرجه رفتن
atrophies
تحلیل رفتن
outrages
ازجا در رفتن
to go on the stump
منبر رفتن
atrophying
تحلیل رفتن
outraging
ازجا در رفتن
waded
بسختی رفتن
Mt
بالا رفتن
outraged
ازجا در رفتن
to blaze up
ازجادر رفتن
outrage
ازجا در رفتن
to go on pilrimage
زیارت رفتن
Mts
بالا رفتن
wades
بسختی رفتن
atrophied
تحلیل رفتن
soar
بالا رفتن
wabble
یله رفتن
escalating
از دست رفتن
wade into the water
راه رفتن در اب
wading
بسختی رفتن
nosedived
شیرجه رفتن
to go to school
باموزشگاه رفتن
escalate
از دست رفتن
to go to the devil
بجهنم رفتن
escalated
از دست رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com