English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (4 milliseconds)
English Persian
to live in reproach بخواری یا مذلت زیستن
Other Matches
despicably بخواری
to swallow a bitter pill تن بکاردشواری دردادن بخواری تن در دادن
to swallow the pill تن بکاردشواری دادن بخواری تن دردادن
shack زیستن
exists زیستن
existed زیستن
exist زیستن
shacks زیستن
livable قابل زیستن
liveable قابل زیستن
to give one's life to please درعیاشی زیستن
to live at hack and manger درفراوانی زیستن
to live in luxury درنعمت زیستن
relived باز زیستن
reliving باز زیستن
relives باز زیستن
to pull together باتفاق زیستن
viability قابلیت زیستن
relive باز زیستن
luxuriating درتجمل زیستن
luxuriates درتجمل زیستن
coexist باهم زیستن
coexisted باهم زیستن
coexisting باهم زیستن
coexists باهم زیستن
freewheel بازادگی زیستن
freewheeled بازادگی زیستن
freewheels بازادگی زیستن
kennel درلانه سگ زیستن
kennel درلانه زیستن
kennels درلانه سگ زیستن
kennels درلانه زیستن
luxuriate درتجمل زیستن
luxuriated درتجمل زیستن
be زیستن شدن
lived : زندگی کردن زیستن
live : زندگی کردن زیستن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com