Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
English
Persian
ribald
بدزبان ادم هرزه
Other Matches
foul mouthed
بدزبان
foul-mouthed
بدزبان
fishwife
زن بدزبان
vituperative
بدزبان
fishwives
زن بدزبان
sharp tongued
بدزبان
profane
بدزبان
foulmouthed
بدزبان
fish fag
زن بدزبان یابد دهان
abusive
بدزبان توهین امیز
bitch
زن هرزه
love alce
هرزه
giglot
زن هرزه
foulmouthed
هرزه گو
giglet
زن هرزه
limmer
زن هرزه
bitching
زن هرزه
bitches
زن هرزه
bitched
زن هرزه
sloven
هرزه
tart
زن هرزه
harlots
هرزه
harlot
هرزه
tarts
زن هرزه
libertine
هرزه
libertines
هرزه
rakish
هرزه
salacious
هرزه
ribald
هرزه
licentious
هرزه
sordid
هرزه
filth
هرزه
prurient
هرزه
rep
زن هرزه
immoral
هرزه
lubricousor lubricious
هرزه
minx
زن هرزه
rakehelly
هرزه
trollop
زن هرزه
sluttish
هرزه
rake
هرزه
rammish
هرزه
rakes
هرزه
raking
هرزه
jade
زن هرزه
lewd
هرزه
scabrous
هرزه
bawdy
هرزه
rakehell
هرزه
profligate
هرزه
lubricious
هرزه
pornerastic
هرزه
lascivious
هرزه
dissolute
هرزه
rantipole
هرزه
frivolity
هرزه درایی
whoremonger
ادم هرزه
whoremaster
ادم هرزه
crapulent
هرزه خور
rep
مرد هرزه
roue
ادم هرزه
reprobates
هرزه محرومیت
obscence
هرزه وقیح
lasciviously
هرزه وار
philistia
ادم هرزه
prater
هرزه درای
prattfall
هرزه درای
gangue
هرزه سنگ
gamester
هرزه و مهمل
foulmouthed
هرزه دهن
forb
علف هرزه
footle
هرزه درایی
rankly
بطورهرزه یا هرزه
famester
ادم هرزه
demimonde
زنان هرزه
debauchee
ادم هرزه
debauch
هرزه کردن
dander
هرزه گرد
nighthawk
هرزه شب گرد
weedy
پر از علف هرزه
loose
هرزه بی بندوبار
looser
هرزه بی بندوبار
swivel
هرزه گرد
loosest
هرزه بی بندوبار
brush
علف هرزه
reprobate
هرزه محرومیت
lechers
ادم هرزه
lecher
ادم هرزه
cackle
هرزه درایی
weed
علف هرزه
graceless
هرزه بی فرافت
palaver
هرزه درایی
cackling
هرزه درایی
cackles
هرزه درایی
cackled
هرزه درایی
perverse
گمراه هرزه
weeding
علف هرزه
philistines
ادم هرزه
brushes
علف هرزه
goats
مرد هرزه
goat
مرد هرزه
pornography
هرزه نگاری
weeded
علف هرزه
philistine
ادم هرزه
broadest
پهناور زن هرزه
swivelled
هرزه گرد
broader
پهناور زن هرزه
broad
پهناور زن هرزه
swivels
هرزه گرد
weeding
کندن علف هرزه
weedless
بدون علف هرزه
weed
کندن علف هرزه
prate
هرزه درایی کردن
slut
زن هرزه وشهوت پرست
perversely
بطور هرزه یافاسد
pruriently
از روی هرزه خیالی
Pica
[disorder]
هرزه خواری
[پزشکی]
sluts
زن هرزه وشهوت پرست
weeded
کندن علف هرزه
he has a loose conduct
ادم هرزه ایست
pinioning
دنده هرزه گرد
blackgurad
ولگرد ادم هرزه
pinion
دنده هرزه گرد
traipsing
هرزه گردی کردن
traipses
هرزه گردی کردن
traipsed
هرزه گردی کردن
traipse
هرزه گردی کردن
gas bag
یاوه سرا هرزه گو
weediness
پوشیدگی ازعلف هرزه
jaw
هرزه درایی کردن
journals
شفت هرزه گرد
journal
شفت هرزه گرد
jaws
هرزه درایی کردن
pinions
دنده هرزه گرد
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
weeder
متصدی چیدن علف هرزه
rogue
از علف هرزه پاک کردن
sprawling
گشاد نشستن هرزه روییدن
rogues
از علف هرزه پاک کردن
sprawl
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls
گشاد نشستن هرزه روییدن
cocotte
زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
straggled
هرزه روییدن سرگردان بودن
straggles
هرزه روییدن سرگردان بودن
straggle
هرزه روییدن سرگردان بودن
straggling
هرزه روییدن سرگردان بودن
crapulent
وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
spud
بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
spuds
بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
pivot
توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
cultivators
ماشین شخم زنی وعلف هرزه کنی
cultivator
ماشین شخم زنی وعلف هرزه کنی
pivoted
توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
pivots
توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
gad
با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
spinning wheel
چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
spinning wheels
چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
scatology
وسواس هرزه گویی وسواس نجاست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com