Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (5 milliseconds)
English
Persian
peer
بدقت نگریستن
peered
بدقت نگریستن
peering
بدقت نگریستن
Other Matches
glom
نگریستن
by the square
بدقت
accurately
بدقت
punctually
بدقت
tenty
بدقت
precisely
بدقت
closely
بدقت
nighly
بدقت
to look at each other
به یکدیگر نگریستن
to look fixedly
خیره نگریستن
cross-questions
بدقت جویاشدن از
perusing
بدقت خواندن
cross-questioned
بدقت جویاشدن از
cross-question
بدقت جویاشدن از
cross-examining
بدقت جویاشدن از
cross-examines
بدقت جویاشدن از
cross-examined
بدقت جویاشدن از
look through
بدقت دیدن
cross-examine
بدقت جویاشدن از
peruses
بدقت خواندن
perused
بدقت خواندن
peruse
بدقت خواندن
cross-questioning
بدقت جویاشدن از
looked
نگاه کردن نگریستن
view favourably
با نظر مساعد نگریستن
regarded
وابسته بودن به نگریستن
look down on
<idiom>
با نظر حقارت نگریستن
looks
نگاه کردن نگریستن
regard
وابسته بودن به نگریستن
look
نگاه کردن نگریستن
regards
وابسته بودن به نگریستن
scrutinizing
بدقت بررسی کردن
to call for a
احتیاج بدقت داشتن
scrutinises
بدقت بررسی کردن
scrutinising
بدقت بررسی کردن
scrutinize
بدقت بررسی کردن
scrutinized
بدقت بررسی کردن
scrutinizes
بدقت بررسی کردن
scrutinised
بدقت بررسی کردن
To look down on someone.
کسی را به چشم حقارت نگریستن
look down on someone
<idiom>
باحقارت واحساس برتری نگریستن
it needs to be done carefully
باید بدقت کرده شود
gaping stock
چیزی که موجب خیره نگریستن گرد د
to look at
نگاه کردن به
[نگریستن به]
[به نظر آمدن]
To view something approvingly ( favourably ) .
چیزی را با نظر موافق ( مساعد ) نگریستن
To weep over ones misfortunes.
به بد بختی ها ( بد بیار یهای ) خود نگریستن
gape seed
چیزی که مایه حیرت وموجب خیره نگریستن گرد د
weigh it a
بدقت بکش درست بکش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com