English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
auto body sheet بدنه اتومبیل
automobile body sheet بدنه اتومبیل
Search result with all words
modified stock car اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
streamline body بدنه اتومبیل یاهواپیماکه ....تیزی شکل خودکمترباجریان هوامقاومت کند
Other Matches
slingshot مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshots مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
hot rod اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock-car اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-cars اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock car اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
windscreen پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobile اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreens پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobiles اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
buoyant mine case بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
bridge deck بدنه پل
contour بدنه
hulls بدنه
casing بدنه
casings بدنه
compartments بدنه
housing بدنه
frameworks بدنه
hull بدنه
fuselage بدنه
shaft بدنه
fuselages بدنه
framework بدنه
body بدنه
trunk بدنه
shafts بدنه
compartment بدنه
bodies بدنه
trunks بدنه
buffer body بدنه دافع
airframe بدنه هواپیما
side wall of a lock بدنه سد دریچهای
box type van body بدنه صندوق
to connect to frame اتصال به بدنه
shell بدنه ساختمان
white body بدنه سفید
the body of a carriage بدنه یک کالسکه
hull column پایه بدنه
stocked بدنه رنده
trunks بدنه ستون
trunk بدنه ستون
shelling بدنه ساختمان
shells بدنه ساختمان
shafts بدنه چوبه
westwork بدنه غربی
shaft بدنه چوبه
turbin casing بدنه توربین
head شبکه یا بدنه
hulks بدنه کشتی
hulk بدنه کشتی
tige بدنه ساقه
stock بدنه رنده
hulls بدنه قایق
elevator casing بدنه بالابر
hull insurance بیمه بدنه
magnet case بدنه اهنربا
gate leaf بدنه دریچه سد
fuselage refrence line خط مبنای بدنه
ground اتصال بدنه
hull بدنه کشتی
revetment پوشش بدنه
hull بدنه قایق
furnace body بدنه کوره
hulls بدنه کشتی
magnet housing بدنه اهنربا
monohull قایق با یک بدنه
motor casing بدنه موتور
cartridge shell بدنه پوکه
fuselage بدنه هواپیما
pressure hull بدنه ضد فشار
fuselages بدنه هواپیما
costa تیغه در بدنه
pump casting بدنه پمپ
loop body بدنه حلقه
die stock بدنه رنده
hulls بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
hulls بدنه یک هواپیمای دریایی
bottom line طناب زیر بدنه
ideal energy radiator رادیاتور بدنه سیاه
hull بدنه یک هواپیمای دریایی
hull بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
trunks تلگراف یا تلفن بدنه
trunk تلگراف یا تلفن بدنه
hull down بدنه پشت حفاظ
engine block قالب یا بدنه موتور
trimaran قایق با 3 بدنه موازی
trimarans قایق با 3 بدنه موازی
selected material لایه بدنه راه
multihull قایق با بیش از یک بدنه
seacock شیرهای بدنه ناو
aviation structural mechanic مکانیک بدنه هواپیما
saddletree بدنه چوبی زین
steering gear housing بدنه جعبه فرمان
thallus ساقه بدنه گیاه
freeboard بدنه فوقانی ناو
cartridge shell بدنه پوکه فشنگ
airframe mechanic تعمیرکار بدنه هواپیما بامجوز اف ا ا
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
catamaran قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
catamarans قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
belt frame اسکلت محیطی بدنه هواپیما
cocooning روکش دادن بدنه هواپیما
bonding گیره اتصالی اتصال بدنه
heels قسمت عقبی بدنه قایق
heel قسمت عقبی بدنه قایق
underbody قسمت بدنه قایق در زیر اب
head بعد بالایی کتاب یا بدنه
forebody بدنه قسمت جلوی ناو
crotch محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
gaps فاصله بین نوک قلاب و بدنه
topsides قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
crotches محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
hulls بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
gap فاصله بین نوک قلاب و بدنه
waterline خط روی بدنه قایق که حد اب را نشان میدهد
hull بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
rock حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocks حرکت دورانی بال به دور بدنه
empty weight وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
low mid wing بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
hoist line کابلی که بدنه اسکریپر را بالاو پایین میبرد
planing hull بدنه قایق که در سرعت زیاداز اب بیرون می اید
maximum junction to case thermal impedan مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
air foil سطوح ایرودینامیک هواپیماپوششهای قابل انعطاف بدنه هواپیما
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
herdic کالسکهای که بدنه کوتاهی دارد واز عقب سوار ان میشوند
webs جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
heel کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
web جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
shelling بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
heels کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
cantilever wing بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
break حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
angle drill ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
breaks حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
jacks جک اتومبیل
sqark plug در اتومبیل
cars اتومبیل
car اتومبیل
jack جک اتومبیل
horseless carriage اتومبیل
car jack جک اتومبیل
autocar اتومبیل
automobiles اتومبیل
pony car اتومبیل دو در
automobile اتومبیل
hobby car اتومبیل دو در
motor coach jack جک اتومبیل
speedway اتومبیل رو
caban طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
bench check ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
tyros لاستیک اتومبیل
tyres لاستیک اتومبیل
pneumatic tube لاستیک اتومبیل
carbody اطاق اتومبیل
car owner مالک اتومبیل
racing car اتومبیل مسابقه
tyre لاستیک اتومبیل
berm داشبورد اتومبیل
belt molding زه روکوب اتومبیل
automobile battery باتری اتومبیل
automobile engine موتور اتومبیل
automotive engine موتور اتومبیل
automobile fuse فیوز اتومبیل
automobile gear transmission گیربکس اتومبیل
automobile radio equipment رادیوی اتومبیل
accidents تصادف اتومبیل
automotive صنعت اتومبیل
saloon car اتومبیل کالسکهای
automotive industry صنعت اتومبیل
motorcar industry صنعت اتومبیل
automotive wrench اچار اتومبیل
accident تصادف اتومبیل
baloon tire لاستیک اتومبیل
auto radio رادیوی اتومبیل
auto radio گیرنده اتومبیل
patrol wagon اتومبیل پلیس
interior heater بخاری اتومبیل
fan پروانه اتومبیل
heater plug شمع اتومبیل
fanned پروانه اتومبیل
fanning پروانه اتومبیل
garageman تعمیرکار اتومبیل
fans پروانه اتومبیل
licence plate پلاک اتومبیل
jackshaft دنده دو در اتومبیل
jitney اتومبیل کرایهای
ignition coil کویل اتومبیل
hooting signal سیگنال اتومبیل
motor vehicle tax فرمان اتومبیل
motorcar engine موتور اتومبیل
dead load شاسی اتومبیل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com