English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
hull بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
hulls بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
Other Matches
bulkhead دهلیزداخلی دهلیز تانک
bulkheads دهلیزداخلی دهلیز تانک
belt frame اسکلت محیطی بدنه هواپیما
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
hulk بدنه کشتی
hull بدنه کشتی
hulls بدنه کشتی
hulks بدنه کشتی
hulls بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
hull بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
firing bay دهلیز تیراندازی دهلیز اتش
escape hatch دهلیز فرار دهلیز نجات
bog توپچی سینه کشتی یا توپچی جلو تانک باطلاق
bogs توپچی سینه کشتی یا توپچی جلو تانک باطلاق
on فرمان سمت خوب درتیراندازی با تانک لوله تانک در سمت هدف است
cabin دهلیز جنگی دهلیز
cabins دهلیز جنگی دهلیز
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
buoyant mine case بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
staging اسکلت
carcasses اسکلت
carcass اسکلت
skeletons اسکلت
skeleton اسکلت
carcse اسکلت
carcass اسکلت
carcases اسکلت
compartments دهلیز
gallery دهلیز
hatch دهلیز
galleries دهلیز
ward دهلیز
couloir دهلیز
compartment دهلیز
hatched دهلیز
hatches دهلیز
corridor دهلیز
gully دهلیز
vestibules دهلیز
gulleys دهلیز
wards دهلیز
cross compartment دهلیز تو در تو
vestibule دهلیز
corridors دهلیز
gullies دهلیز
truss bridge پل اسکلت فلزی
chassis اسکلت کالبد
framework اسکلت خرپا
cracassing اسکلت سازی
centering اسکلت چوبی
frame منطق اسکلت
cross-rail اسکلت چوبی
airframe اسکلت هواپیما
carcassing اسکلت سازی
frameworks اسکلت خرپا
atomy اسکلت انسان
carcase اسکلت فلزی
escape trunk دهلیز فرار
fire bay دهلیز اتش
hatch cover درب دهلیز
cargo compartment دهلیز بار
compartments دهلیز جنگی
compartment دهلیز جنگی
fire bay دهلیز تیراندازی
firing bay دهلیز تیر
cross compartment دهلیز عرضی
ante-nave پیش دهلیز
structures ساختمان اسکلت فلزی
truss bridge پل دارای اسکلت اهنی
structuring ساختمان اسکلت فلزی
structure ساختمان اسکلت فلزی
building steel lathing اسکلت فلزی ساختمان
reinforced concrete carcase اسکلت بتن فولادی
auricle دهلیز قلب گوشک دل
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
stonewall formation اسکلت پیادهای دیوار سنگی
carcase استخوان بندی اسکلت ساختمان
structural steel work اسکلت بندی فلزی ساختمان
atrioventricular مابین دهلیز و بطن قلب
degagement [حریم محصور بین راهرو و دهلیز]
foundation اسکلت اصلی فرش [شامل تار و پود]
timber dam سدی که اسکلت ان از چوب ساخته شده باشد
tankers تانک
antitank ضد تانک
antiarmor ضد تانک
water towers تانک اب
anti-tank ضد تانک
panzer تانک
water tower تانک اب
tanker تانک
bazooka ضد تانک
reservoir تانک
bazookas ضد تانک
tank تانک
reservoirs تانک
stalled tank تانک ایستاده
antitank obstacle مانع ضد تانک
drop tank تانک موقت
flail tank تانک ضد مین
intermediate frequency tank circuit مدار تانک
amphibious tank تانک اب خاکی
antitank artillery توپخانه ضد تانک
main battle tank تانک اصلی
tank deck شاسی تانک
tank destroyer توپ ضد تانک
caterpillar tracks وسائلنقلیهسنگینمثل"تانک"
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
armor group گروه زره تانک
tankage گنجایش تانک یا مخزن
turret برجک توپ یا تانک
hull defilade سنگر گرفتن تانک
track tension تنظیم شنی تانک
control vehicle تانک نافم حرکت
turrets برجک توپ یا تانک
fuel tank vent هواکش تانک سوخت
antitank launcher موشک انداز ضد تانک
skirting armor زره دامنه تانک
decked سکوی جلوی تانک
landing craft tank ناو تانک پیاده کن
decks سکوی جلوی تانک
stalled tank تانک از کار افتاده
cupolas برجک فرماندهی تانک
cupola برجک فرماندهی تانک
deck سکوی جلوی تانک
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
hangers اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hanger اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
main battle tank قوی ترین تانک رزمی
high explosive antitank گلوله سوختار شدید ضد تانک
scorpions نوعی تانک سبک شناسایی
scorpion نوعی تانک سبک شناسایی
flail tank تانک غلطک دار ضد مین
whippet سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
tank recovery vehicle خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
ullage حجم بالای سطح مایع تانک
entac موشک ضد تانک هدایت شونده فرانسوی
compass course مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
whippets سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
intercoms سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
intercom سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
skirting armor ضخیم ترین قسمت زره تانک
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
scorpions تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
hull down قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
knock down زدن با تانک یا توپ هواپیما از کار انداختن
gunnery توپچی گری تانک تیراندازی با توپ یاتفنگ
scorpion تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
haul defilade قرار دادن قنداق تانک درپناه سنگر
main armament جنگ افزار اصلی تانک یاهواپیما یا ناو
secondary armament جنگ افزار فرعی تانک یاهواپیما یا ناو
sprocket دنده ملخی مین چرخ گرداننده نهایی در تانک
integral tank تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
contour بدنه
fuselage بدنه
casings بدنه
hull بدنه
trunks بدنه
trunk بدنه
hulls بدنه
casing بدنه
body بدنه
shafts بدنه
shaft بدنه
framework بدنه
bridge deck بدنه پل
compartments بدنه
frameworks بدنه
compartment بدنه
fuselages بدنه
bodies بدنه
housing بدنه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com