English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
shield بدنه محافظ دیواره محافظ
shields بدنه محافظ دیواره محافظ
Other Matches
banch wall دیواره محافظ
bulwarks دیواره محافظ
bulwark دیواره محافظ
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
guards صفحه محافظ روکش محافظ
guarding صفحه محافظ روکش محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
herder محافظ
preservatives محافظ
preservative محافظ
keepers محافظ
guard محافظ
guards محافظ
preserver محافظ
guarding محافظ
shelterer محافظ
keeper محافظ
screening, screenings محافظ
screens محافظ
guardian محافظ
guardians محافظ
screen محافظ
screened محافظ
protective محافظ
casing لوله محافظ
protective switch کلید محافظ
helmet ماسک محافظ
squirrel cage قفسه محافظ
protective reactor راکتانس محافظ
soil saving dam سد محافظ خاک
shielded plate صفحه محافظ
guarding محافظ گارد
casings لوله محافظ
guard محافظ گارد
goggles عینک محافظ
frigate ناو محافظ
guards محافظ گارد
parried محافظ باش
parries محافظ باش
light shield محافظ نور
jet blast deflector توری محافظ
heel cut محافظ پاشنه پا
guard plank تخته محافظ
face guard ماسک محافظ
conservator نگهدارنده محافظ
fender curbs جدول محافظ
backing material مواد محافظ
escort guard گارد محافظ
cowling روپوش محافظ
line choking coil پیچک محافظ
line choking coil پیچک محافظ خط
mouthguard محافظ دندان
parry محافظ باش
parrying محافظ باش
frigates ناو محافظ
protective earthing زمین محافظ
protective cover روکش محافظ
protective contact کنتاکت محافظ
protective clothing روپوش محافظ
exposure suit لباس محافظ
protect fuse فیوز محافظ
preservative coating روکش محافظ
thoracopods قفسه محافظ
controlled atmosphere گاز محافظ
surveillant محافظ بپا
helmets ماسک محافظ
vizard نقاب محافظ
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
pod پوسته محافظ
pods پوسته محافظ
sustentacular نگهدارنده محافظ
escort of the standard گارد محافظ پرچم
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
shells عامل محافظ حفاظ
tutelary دارای محافظ وحامی
facing روکش محافظ دیوار
bracer محافظ بازوی کمانگیر
hood پوشش محافظ چیزی
escort of the color گارد محافظ پرچم
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
face mask ماسک محافظ صورت
packing ماده محافظ کالاها.
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
protective layer لایه یا روکش محافظ
on guard بحالت محافظ باش
shell عامل محافظ حفاظ
loricate دارای پوسته محافظ
shelling عامل محافظ حفاظ
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
fire curtain پرده محافظ اتش
windshield شیشه محافظ باد
facings روکش محافظ دیوار
chain case جعبه محافظ زنجیر
bibs محافظ گلوی شمشیرباز
bib محافظ گلوی شمشیرباز
protective coat لایه یا قشر محافظ
glacis حصاریا مانع محافظ
shield حفاظ پوشش محافظ
shields حفاظ پوشش محافظ
handshield سپر محافظ جوشکاری
coquille محافظ دست شمشیرباز
bent محافظ قالب بتن
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
hoods پوشش محافظ چیزی
leathers لباس چرمی محافظ
sconce پرده یاپوشش محافظ
windshields شیشه محافظ باد
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
scattershield پوشش محافظ کلاچ و پدال
voltage surge protector محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
eave [محافظ روی پشت بام]
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
fault current protective switch کلید محافظ جریان خطا
fault tension protective switch کلید محافظ ولتاژ عیب
dustcover پوشش محافظ برای یک ماشین
radiator shutter پنجره فلزی محافظ رادیاتور
cable duct لوله محافظ کابل برق
concierges پلیس محافظ درب ورودی
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
escort ship ناو محافظ کاروان دریایی
anti skid chain زنجیر محافظ در برابر لغزش
concierge پلیس محافظ درب ورودی
channelling لوله محافظ حاوی کابل ها و سیم ها
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
slipped محل توپگیر پشت محافظ میله
slip محل توپگیر پشت محافظ میله
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
slips محل توپگیر پشت محافظ میله
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
armguard قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
radome پوشش محافظ روی رادار یاانتن
plastron محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
screen saver utility برنامه کمکی محافظ صفحه نمایش
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
cases پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
shelling صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
conduit لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
gas mixture shielded metal arc welding جوشکاری قوسی با ماسک محافظ- مخلوط گاز
conduits لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
surcharged wall دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
shells صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
fence روکش محافظ [یا نرده] [بویژه در اره کمانه ای ] [مهندسی]
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
long spot موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
periodontics مبحث امراض لثه وبافتهای محافظ اطراف دندان
rack سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
wracked سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
chest protector لایی کلفت محافظ سینه توپگیریا داور بیس بال
wracks سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
racked سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
universal receiver گیرندهای که با دی سی و هم ا سی کار میکند و دارای وسایل محافظ متعددی است
racks سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
burladero دیوار چوبی محافظ هنگام تعقیب شدن گاوباز بوسیله گاو
resisted ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisting ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resists ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resist ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
snick توپی که با لبه چوب ضربه خورده و به عقب به سمت محافظ میله می رود
optical شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
rack فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
racked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
lohmannizing غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
duct لولهای که حاوی کابل هایی است که اطراف یک گروه کابل یک پوشش محافظ قرار دارد
blocked [ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
totems روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totem روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
escort guard محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
buoyant mine case بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
partition دیواره
cliffs دیواره
curtains دیواره
partitions دیواره
barrier دیواره
bulwarks دیواره سد
cliff دیواره
bulwark دیواره سد
parapets دیواره
echal دیواره
escarpments دیواره
escarpment دیواره
barriers دیواره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com