English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (27 milliseconds)
English Persian
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
Other Matches
cartridge shell بدنه پوکه فشنگ
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
shell پوکه فشنگ
cartridge case پوکه فشنگ
shelling پوکه فشنگ
shells پوکه فشنگ
mandrel قالب پوکه فشنگ
distance wadding بوش داخل پوکه فشنگ
cartridge shell بدنه پوکه
slugs گلوله باران کردن
slugged گلوله باران کردن
slug گلوله باران کردن
shell off گلوله باران کردن
cannonade گلوله باران کردن
crimping نشاندن گلوله روی پوکه
cannelure شیار استقرار پوکه روی گلوله
bombardments گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardment گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombarded بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard بمباران کردن گلوله باران کردن
bombards بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing بمباران کردن گلوله باران کردن
blank cartridge فشنگ بی گلوله
bullets گلوله فشنگ
bullet گلوله فشنگ
wildcat فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
wildcats فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
bombardment گلوله باران
bombarded گلوله باران
bombarding گلوله باران
bombards گلوله باران
bombard گلوله باران
bombardments گلوله باران
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
peels پوست کندن کندن
barks پوست کندن
unhusk پوست کندن
pared پوست کندن
excorticate پوست کندن
flayed پوست کندن از
barking پوست کندن
flench پوست کندن
flay پوست کندن از
hull پوست کندن
peel to پوست کندن
to strip something off کندن [پوست]
flays پوست کندن از
ross پوست کندن
flense پوست کندن
peel پوست کندن
hulls پوست کندن
bark پوست کندن
peels پوست کندن
barked پوست کندن
flaying پوست کندن از
rinds پوست کندن
pelt پوست کندن
slipe پوست کندن از
scalps پوست کندن از سر
rind پوست کندن
pelted پوست کندن
scalp پوست کندن از سر
debark پوست کندن از
pelts پوست کندن
pares پوست کندن
decorticate پوست کندن از
excoriate پوست کندن از
pare پوست کندن
barked پوست کندن درخت
To scalp someone. To crucify someone. پوست از سر کسی کندن
bark پوست کندن درخت
debarkation کندن پوست درخت
debark پوست درخت را کندن
to strip something off کندن پوست [میوه]
barks پوست کندن درخت
hide نهفتن پوست کندن
barking پوست کندن درخت
hides نهفتن پوست کندن
to strip something off کندن پوست [درخت]
shelling پوست کندن از مغز میوه را دراوردن
shells پوست کندن از مغز میوه را دراوردن
shell پوست کندن از مغز میوه را دراوردن
husking دوستان وهمسایگان برای پوست کندن ذرت
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
ammunition chest شانه فشنگ قلاب نوار فشنگ
extracts گلنگدن زدن اخراج کردن پوکه
extracting گلنگدن زدن اخراج کردن پوکه
extract گلنگدن زدن اخراج کردن پوکه
extracted گلنگدن زدن اخراج کردن پوکه
banjo axle پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
cook off گل کردن فشنگ
flake جرقه پوسته پوسته شدن
flaked جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate پوسته پوسته شامه دار
flaking جرقه پوسته پوسته شدن
rainstorms باد و باران باران شدید
rainsquall باد و باران باران شدید
rainstorm باد و باران باران شدید
triggered پرتاب کردن فشنگ
triggers پرتاب کردن فشنگ
trigger پرتاب کردن فشنگ
loads پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
grubs جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubbed جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grub جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
sand blast شن باران کردن
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
missile موشک باران کردن
shoot تیر باران کردن
missiles موشک باران کردن
shoots تیر باران کردن
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
scabs پوسته پوسته شدن
exfoliate پوسته پوسته شدن
scabrous زبر پوسته پوسته
desquamate پوسته پوسته شدن
scab پوسته پوسته شدن
spaced armor دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
shelling پوکه
bullet case پوکه
shells پوکه
wads پوکه
wads زه پوکه
wad پوکه
wad زه پوکه
cartridge case پوکه
catridge پوکه
shell پوکه
To stone someone . کسی راسنگ باران ( سنگسار) کردن
buoyant mine case بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
breeze concrete بتن پوکه
breeze concrete بتن پوکه
scour and fill کندن و پر کردن
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
to have your share of something [negative] چیزی [بدی] را اجبارا تحمل کردن [باران یا سرزنش]
ejector پوکه کش بیرون کشنده
scoops گود کردن کندن
drill مته کردن کندن
scooping گود کردن کندن
pick up کندن منظم کردن
tusks سوراخ کردن یا کندن
tusk سوراخ کردن یا کندن
scoop گود کردن کندن
scooped گود کردن کندن
ingrave کندن- نقر کردن
drilled مته کردن کندن
scauper کندن مغبون کردن
drills مته کردن کندن
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dud منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
grub زمین کندن جستجو کردن
grubs زمین کندن جستجو کردن
grubbed زمین کندن جستجو کردن
drill سوراخ کردن چاه کندن
drills سوراخ کردن چاه کندن
drilled سوراخ کردن چاه کندن
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
launching به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
ejector وسیله پرتاب کننده پوکه به خارج
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
angle drill ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
ball گلوله کردن
clew گلوله کردن
to round up گلوله کردن
bullet-proof ضد گلوله کردن
reventment روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
to cull wool پشم چیدن [کندن و جمع آوری کردن]
pull کندن پشم کندن از
pulls کندن پشم کندن از
cyaniding عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
spots مشاهده کردن گلوله ها
shoot پرتاب کردن گلوله
spot مشاهده کردن گلوله ها
shoots پرتاب کردن گلوله
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com