Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
invertebrate
بدون استخوان پشت
Other Matches
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick
شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
zygoma
استخوان قوس وجنه استخوان گونه
astragalus
استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
syynostosis
ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium
استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
periosteum
پوشش استخوان ضریع استخوان
occiput
استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
boneless
بی استخوان
osteotome
استخوان بر
natchbone
استخوان
tarsus
استخوان مچ پا
bone
استخوان
boning
استخوان
ossicle
استخوان چه
boned
استخوان
bones
استخوان
jawbones
استخوان فک
fleshiest
بی استخوان
fleshier
بی استخوان
fleshy
بی استخوان
jawbone
استخوان فک
epiphysis
شاخ استخوان
fractured
شکستگی استخوان
sacrum
استخوان خاجی
kneecaps
استخوان کشگک
ossific
استخوان ساز
kneecap
استخوان کشگک
bone marrow
مغز استخوان
zygomatic
استخوان گونه
marrow
مغز استخوان
os pubis
استخوان شرمگاه
scalping iron
استخوان تراش
ethmoid
استخوان غربالی
ethmoid
استخوان پرویزنی
humeri
استخوان بازو
fractures
شکستگی استخوان
humeri
استخوان عضله
scaular
استخوان شانه
humerus
استخوان بازو
xyster
استخوان تراش
humerus
استخوان عضله
humeruses
استخوان بازو
humeruses
استخوان عضله
orthopedics
جراحی استخوان
bonemeal
گرد استخوان
raspatory
استخوان تراش
To set a bone.
استخوان جا انداختن
maxillary bone
استخوان ارواره
occipital bone
استخوان قمحدوه
pubis
استخوان شرمگاه
shoulder blades
استخوان شانه
cheekbone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
ckeek bone
استخوان گونه
hulking
درشت استخوان
raspatory
استخوان ساب
reckets
نرمی استخوان
marrows
مغز استخوان
caries
پوسیدگی استخوان
reckets
ملاست استخوان
bonemeal
استخوان کوبیده
bonemeal
آرد استخوان
shoulder blade
استخوان شانه
fracture
شکستگی استخوان
reckets
استخوان نرمی
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
zygomatic bone
استخوان گونه
osteal
شبیه استخوان
stapes
استخوان رکابی
talus
استخوان قاپ
shacklebone
استخوان قاپ
tarsometatarsus
استخوان مچ پاواستخوان کف پا
osteomalacia
نرمی استخوان
temporal bone
استخوان گیجگاه
bony
استخوان دار
osteoma
ورم استخوان
osteology
استخوان شناسی
carcases
استخوان بندی
osteologist
استخوان شناس
patella
استخوان کشکک
patellae
استخوان کشکک
boney
استخوان دار
wishbones
استخوان جناق
wishbone
استخوان جناق
frontal bone
استخوان پیشانی
rickety
نرم استخوان
stirrup bone ;stirrup bone
استخوان رکابی
jawbones
استخوان ارواره
spillikin
ریزه استخوان
jawbone
استخوان ارواره
skelton
استخوان بندی
osteomalacia
ملاست استخوان
thigh bone
استخوان ران
carcass
استخوان بندی
frameworks
استخوان بندی
stirrup
استخوان رکابی
framework
استخوان بندی
osteitis
اماس استخوان
stirrups
استخوان رکابی
parietal
استخوان اهیانه
shacklebone
استخوان مچ دست
osteitis
ورم استخوان
fracturing
شکستگی استخوان
exostosis
برامدگی استخوان
palating
استخوان کام
fish bone
استخوان ماهی
osteogenesis
پیدایش استخوان
thighbone
استخوان ران
carcasses
استخوان بندی
osteoid
استخوان وار
osteography
شرح استخوان ها
ostosis
استخوان سازی
skeleton
استخوان بندی
skeletons
استخوان بندی
ungual bone
استخوان ناخنی
osteogenesis
تشکیل استخوان
foot bone
خرده استخوان پا
scroll bone
استخوان فرفرهای
kneepan
استخوان کشگک
anvil bone
استخوان سندانی
anklebone
استخوان قوزک
ankle bone
استخوان قوزک
pith
مخ استخوان اهمیت
incus
استخوان سندانی
metacarpal
استخوان کف دست
dengue
تب استخوان شکن
illium
استخوان حرقفی
anvil
استخوان سندانی
anvils
استخوان سندانی
rickets
نرمی استخوان استخوان نرمی
carcse
استخوان بندی
carcass
استخوان بندی
barebone
استخوان خالی
hyperostosis
برامدگی استخوان
baleen
استخوان نهنگ
structuring
استخوان بندی
structures
استخوان بندی
structure
استخوان بندی
innominate bone
استخوان بی نام
ossification
تشکیل استخوان
ilium
استخوان حرقفی
femur
استخوان ران
femurs
استخوان ران
cartilage
نرمه استخوان
the humeral bone
استخوان عضد
the humeral bone
استخوان بازو
hollownes
پوکی استخوان
humeeerus
استخوان عضد
humeeerus
استخوان بازو
huckle bone
استخوان لگن
femora
استخوان ران
aitch bone
استخوان کفل
shinbone
استخوان قلم پا
hyoid bone
استخوان لامی
huckle bone
استخوان چاربند
dislocation
دررفتگی استخوان
breast bone
استخوان سینه
funny bones
استخوان ارنج
funny bone
استخوان ارنج
carpale
استخوان مچ دست
merrythought
استخوان جناغ
calcaneum
استخوان پاشنه
scapulas
استخوان کتف
malleus
استخوان چکشی
malleolus
استخوان غوزک
cannon bone
استخوان ساق پا
malar bone
استخوان گونه
luxation
در رفتگی استخوان
cariosity
پوسیدگی استخوان
blade
استخوان پهن
knucklebone
استخوان قوزک
hammers
استخوان چکشی
hammered
استخوان چکشی
scapula
استخوان کتف
bone ache
استخوان درد
hammer
استخوان چکشی
navicular bone
استخوان زورقی
joint of the foot
قوزک پا
[استخوان بندی]
splint bone
استخوان ساق نازک نی
short ribs
گوشت با استخوان دنده
ankle joint
قوزک پا
[استخوان بندی]
osprey
همای استخوان خوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com