English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
hot بدون تاثیرگذاری روی عملیات طبیعی
hotter بدون تاثیرگذاری روی عملیات طبیعی
hottest بدون تاثیرگذاری روی عملیات طبیعی
Other Matches
recoveries برگشتن به عملیات طبیعی پس ازخطا
recovery برگشتن به عملیات طبیعی پس ازخطا
operational اطلاعات درباره عملیات طبیعی سیستم
aerobatics عملیات اکروباتی با هواپیما یاهواپیمای بدون موتور
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
storage TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
operate نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operated نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operates نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
perspectives روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
perspective روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
OS نرم افزاری که عملیات سخت افزاری ابتدایی و سطح پایین را انجام میدهد و مدیریت فایل بدون نیاز به کاربر
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
naturalism فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
accelerationists شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagating خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation عملیات کنترل زمین عملیات
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
time resolution جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
physical طبیعی
natural طبیعی
natural bridge پل طبیعی
naturals طبیعی
normal طبیعی
home born طبیعی
homebred طبیعی
crude copper مس طبیعی
indigenous طبیعی
natural foundation پی طبیعی
silvan طبیعی
natural right حق طبیعی
innate طبیعی
continuous climbing صعود طبیعی
natural rubber لاستیک طبیعی
matten of course چیز طبیعی
matter of course چیز طبیعی
hevea rubber لاستیک طبیعی
orthochromatic رنگ طبیعی
original ground زمین طبیعی
guardian by nature قیم طبیعی
aptitudes تمایل طبیعی
aptitude تمایل طبیعی
naturalising طبیعی شدن
naturalize طبیعی شدن
naturalizes طبیعی شدن
normal fault گسل طبیعی
naturalizing طبیعی شدن
crude gas گاز طبیعی
galenite سرب طبیعی
naturalises طبیعی شدن
metaphisical غیر طبیعی
full scale اندازه طبیعی
native language زبان طبیعی
physically با قواعد طبیعی
asphaltic bitumen قیر طبیعی
uncanny غیر طبیعی
secundine naturam بطور طبیعی
physiology علم طبیعی
apparence شباهت طبیعی
immanent justice عدالت طبیعی
so matic طبیعی جسمی
sophisticate غیر طبیعی
preposterous غیر طبیعی
in vivo در محیط طبیعی
inartificial طبیعی غیرصنعتی
natural vibration نوسان طبیعی
full-size اندازه طبیعی
au naturel بحالت طبیعی
physico theology الهیات طبیعی
nonrepresentational غیر طبیعی
physiography جغرافیای طبیعی
full size اندازه طبیعی
standard طبیعی یا معمولی
naturally بطور طبیعی
standards طبیعی یا معمولی
bees wax موم طبیعی
resource endowment منابع طبیعی
asphaltite قیر طبیعی
natural economy اقتصاد طبیعی
natural monopoly انحصار طبیعی
natural number عدد طبیعی
natural obstacle مانع طبیعی
natural order نظم طبیعی
natural person شخص طبیعی
natural persons اشخاص طبیعی
natural phenomena اثار طبیعی
natural products مواد طبیعی
natural purification پالایش طبیعی
natural recharge تغذیه طبیعی
natural reserves ذخائر طبیعی
natural resin صمغ طبیعی
natural silk ابریشم طبیعی
natural magnet مغناطیس طبیعی
propensities تمایل طبیعی
propensity تمایل طبیعی
natural endowment موهبت طبیعی
natural endowments موهبت طبیعی
natural erosion فرسایش طبیعی
natural excitation تحریک طبیعی
natural frequency بسامد طبیعی
natural frequency فرکانس طبیعی
natural ground زمین طبیعی
natural group گروه طبیعی
natural habitat بوم طبیعی
natural language زبان طبیعی
natural law حقوق طبیعی
natural logarithm لگاریتم طبیعی
natural sources منابع طبیعی
natural easement حق ارتفاق طبیعی
subnormal غیر طبیعی
natural asphalt قیر طبیعی
natural asphalt اسفالت طبیعی
eupnoea تنفس طبیعی
natural agents عوامل طبیعی
emmetropis بینایی طبیعی
emmetropia بینایی طبیعی
natural abundace فراوانی طبیعی
natural year سال طبیعی
pozzolan earth سیمان طبیعی
naturalistic observation مشاهده طبیعی
nature reserve اندوختگاه طبیعی
natrual cement سیمان طبیعی
neperian logarithm لگاریتم طبیعی
natural bed بستر طبیعی
natural capacity فرفیت طبیعی
natural ventilation تهویه طبیعی
natural disaster حوادث طبیعی بد
normalizes طبیعی کردن
normalize طبیعی کردن
normalising طبیعی کردن
normalises طبیعی کردن
natural disaster بلایای طبیعی
normalised طبیعی کردن
natural competition رقابت طبیعی
natively بطور طبیعی
landscapes منظره طبیعی
trim size اندازه طبیعی
pudding stone شفته طبیعی
war of the elements انقلابات طبیعی
phenomenon اثر طبیعی
debris مانده طبیعی
natural selection انتخاب طبیعی
natural history تاریخ طبیعی
wildwood جنگل طبیعی
trass سیمان طبیعی
preternatural غیر طبیعی
tincal or kal بوره طبیعی
landscaped منظره طبیعی
landscape منظره طبیعی
jardin anglo-chinois باغچه طبیعی
intrinsic طبیعی ذهنی
natural silk ابریشم طبیعی
naturalness طبیعی بودن
terrestrial occurrence وفور طبیعی
natural color رنگ طبیعی
tincal بوره طبیعی
supernatural فوق طبیعی
life science علوم طبیعی
natural gas گاز طبیعی
falsettos غیر طبیعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com