English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 286 (30 milliseconds)
English Persian
delouse بدون شپش کردن
deloused بدون شپش کردن
delouses بدون شپش کردن
delousing بدون شپش کردن
Search result with all words
fan بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
smooth صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths صاف کردن بدون اشکال بودن
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
tile مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
glide پرواز کردن بدون نیروی موتور
glided پرواز کردن بدون نیروی موتور
glides پرواز کردن بدون نیروی موتور
pirate بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirating بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
licence اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
prejudge بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging بدون رسیدگی قضاوت کردن
lynch بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynched بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynches بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
cohabit با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabited با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabits با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
adlib بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
degum بدون صمغ کردن
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
deice بدون یخ کردن
denitrify بدون نیترات کردن
depolarize بدون قطب کردن
disequilibrate بدون تعادل کردن
earom Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
free lance کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
live in a small way بدون سر و صدا زندگی کردن
multi tasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multitasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
roughdry بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
seamless integration فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
standalone که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
to do without any thing ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
trojan horse برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
unseam بدون درز کردن
unvoice بدون صدا ادا کردن
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
To play for love . عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
cold turkey <idiom> ترک کردن اعتیاد بدون دارو
do without <idiom> بدون هیچ چیزی کار کردن
knock about <idiom> بدون برنامه ریزی سفر کردن
run through <idiom> ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
to grope women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
to feel women up عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
to make a grab at women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
Other Matches
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
without بدون
ex بدون
ex- بدون
and no mistake بدون شک
but بدون
undoubted بدون شک
goalless بدون گل
bottomless بدون ته
indubitable بدون شک
acheilous بدون لب
obtrusively بدون حق
not nearctic بدون
sans بدون
i'll warrant بدون شک
doubtlessly بدون شک
to a certainty بدون شک
acheilos بدون لب
unstressed بدون مد
undoubtedly بدون شک
wanting بدون
sans ceremonie بدون تشریفات
inelastic بدون کشش
cold turkey بدون آمادگی
intestate بدون وصیت
acarpous بدون میوه
tenantless بدون مستاجر
inapproachable بدون دسترسی
without recourse بدون حق مراجعه
unattended بدون متصدی
zero elasticity بدون کشش
Nothing down. بدون بیعانه.
notwithstanding بدون توجه
flavorless بدون مزه
intolerantly بدون بردباری
indiscriminately بدون تمیز
standstill بدون حرکت
inviscid بدون لزوجت
incommunicable بدون رابطه
stagnant بدون حرکت
indolently بدون درد
without recourse بدون رجوع
awless بدون بیم
to be sure <idiom> مطمئنا ،بدون شک
free from backlash بدون لقی
termless بدون شرط
terrorless بدون ترس
avirulent بدون شدت
asymptomatic بدون علامت
smokeless بدون دود
backless بدون پشتی
anechoic بدون انعکاس
unruffled بدون موج
workless بدون عمل
backless بدون پشت
incognizant بدون شناسایی
prosaically بدون لطافت
run on بدون وقفه
under one's own steam <idiom> بدون کمک
free from slip بدون لغزش
faceless بدون ویژگی
soilless بدون خاک
humblest بدون ارتفاع
hands down بدون احتیاط
nothing if not <idiom> مطمئنا،بدون شک
unwary بدون نگرانی
unbiased بدون تبعیض
disposed بدون پوشش
air dry بدون رطوبت
unresponsive بدون احتیاط
unconditional بدون قیدوشرط
searchless بدون جستجو
in vain <idiom> بدون تفثیروموفقیت
ametabolic بدون دگردیسی
confidently بدون شبهه
immusical بدون هماهنگی
guilelessly بدون تزویر
immethodical بدون اسلوب
undue بدون مداخله
shadeless بدون سایه
excluding meals بدون غذا
continuously بدون توقف
recoilless بدون لنگر
decaffeinated بدون کافئین
safely بدون خطر
without milk بدون شیر
acranial بدون کاسهء سر
shockless بدون ضربه
acold بدون احساسات
bloodless بدون خونریزی
problem-free <adj.> بدون زحمت
trouble-free <adj.> بدون زحمت
problem-free <adj.> بدون دردسر
trouble-free <adj.> بدون دردسر
smooth <adj.> بدون دشواری
indistinctively بدون فرق
sans recours بدون رجوع
free trader بدون گمرک
unprofitable بدون سود
quiescently بدون جنبش
unequivocally بدون ابهام
ametabolous بدون دگردیسی
unequivocal بدون ابهام
wing it <idiom> بدون آمادگی
achromic بدون ترخیم
free play بدون محدودیت
free of tax بدون مالیات
inoperculate بدون دریچه
achlamydeous بدون پوشش
inofficial بدون اجازه
achromatic بدون ترخیم
fruitlessly بدون نتیجه
scoreless بدون امتیاز
bares بدون روکش
barest بدون روکش
glabrous بدون کرک
unfurnished بدون اثاثیه
baring بدون روکش
involuntarily بدون اراده
stemless بدون ساقه
stemless بدون تنه
strikeless بدون ضربت
endless بدون پایان
aimlessly بدون مقصد
bare بدون روکش
ingenuously بدون تزویر
bared بدون روکش
barer بدون روکش
faceless بدون صورت
diamensionless بدون بعد
free from taxes <adj.> بدون مالیات
unsigned بدون امضاء
taxless <adj.> بدون مالیات
non-assessable <adj.> بدون مالیات
blankly بدون مقصودیامعنی
non-taxable <adj.> بدون مالیات
untitled بدون عنوان
untitled بدون سراغاز
undoubted بدون تردید
unpromising بدون امید
dimensionless بدون بعد
nonboresafe بدون ضامن
vainly بدون نتیجه
indubitable بدون تردید
tax-exempt <adj.> بدون مالیات
tax-free <adj.> بدون مالیات
consistently بدون تناقض
valveless بدون سوپاپ
immediately بدون واسطه
stateless بدون تابعیت
irresponsibly بدون حس مسئولیت
faultless بدون خطا
exposed بدون پوشش
unalloyed بدون الیاژ
adrift بدون هدف
vacant succession بدون جانشین
discontinuously بدون اتصال
zero-rated <adj.> بدون مالیات
exempt from taxation [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
unvalued بدون ارج
unvocal بدون موسیقی
free of tax [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
disconnectedly بدون ارتباط
cordless بدون سیم
constantly بدون تغییر
barrier-free بدون حائل
cordless <adj.> بدون سیم
wireless <adj.> بدون سیم
unaccompanied بدون همراه
unaccompanied بدون مصاحب
no doubt بدون تردید
undeviating بدون انحراف
undeviating بدون تردیدرای
unblushing بدون شرم
inaction بدون فعالیت
degas بدون گازکردن
toeless بدون پنجه
bloodlessly بدون خونریزی
static بدون تحرک
bachelors بدون عیال
unadvised بدون اطلاع
unaligned بدون صف ارایی
bachelor بدون عیال
unfeigned بدون تصنع
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com