Total search result: 307 (6 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
undoubted |
بدون شک |
doubtlessly |
بدون شک |
undoubtedly |
بدون شک |
indubitable |
بدون شک |
and no mistake |
بدون شک |
i'll warrant |
بدون شک |
to a certainty |
بدون شک |
|
|
Search result with all words |
|
unaccompanied |
بدون همراه |
unaccompanied |
بدون مصاحب |
unaccompanied |
بدون ملتزمین رکاب |
overrun |
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد |
overrunning |
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد |
overruns |
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد |
unruffled |
بدون موج |
well |
بدون اشکال اوه |
wells |
بدون اشکال اوه |
burst |
انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه |
bursts |
انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه |
accurate |
بدون هر گونه خطا |
accurately |
به درستی و بدون هر گونه خطا |
free love |
عشق ورزی ومجامعت بدون مراعات ایین ازدواج |
unbiased |
بدون تبعیض |
neutral |
بدون جانبداری خنثی |
neutral |
بدون هیچ وضعیت یا در پایه یا ولتاژ 0 |
message |
اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه |
messages |
اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه |
integrated |
پایگاه داده که قادر به تامین اطلاعات برای نیازهای مختلف بدون داده افزودنه است |
director |
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک |
directors |
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک |
machine |
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد |
machine |
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود |
machine |
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود |
machined |
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد |
machined |
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود |
machined |
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود |
machines |
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد |
machines |
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود |
machines |
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود |
logic |
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا |
halt |
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود |
halted |
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود |
halts |
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود |
demur |
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی |
demurred |
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی |
demurring |
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی |
demurs |
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی |
cylinder |
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است |
cylinders |
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است |
fan |
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند |
fanned |
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند |
fanning |
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند |
fans |
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند |
analogue |
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
analogues |
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
lie |
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار |
lied |
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار |
lies |
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار |
ram |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory |
rammed |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory |
rams |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory |
smooth |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
smoothed |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
smoothest |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
smooths |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
background |
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود |
backgrounds |
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود |
manual |
ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر |
manual |
انجام شده توسط اپراتور و بدون کمک ماشین |
dead |
دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود |
direct |
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم |
directed |
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم |
directs |
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم |
blank |
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن |
blankest |
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن |
penalties |
پرتاب خطای بدون امتیاز |
penalty |
پرتاب خطای بدون امتیاز |
unleaded |
بدون سرب |
travelling |
حرکت بدون پوشش ومراقبت |
perfectly |
بدون اشتباه یا درست |
unformed |
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان |
terra firma |
قطعه اصلی خطه بدون جزیره |
bare |
بدون روکش |
bare |
بدون روپوش لخت |
bared |
بدون روکش |
bared |
بدون روپوش لخت |
barer |
بدون روکش |
barer |
بدون روپوش لخت |
bares |
بدون روکش |
bares |
بدون روپوش لخت |
barest |
بدون روکش |
barest |
بدون روپوش لخت |
baring |
بدون روکش |
baring |
بدون روپوش لخت |
amorphous |
بدون تقسیم بندی |
bluntly |
بدون تعارف ونزاکت |
Taoism |
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت |
spineless |
بدون ستون فقرات |
freedom |
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت |
freedoms |
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت |
freely |
بدون محدودیت |
eternities |
بدون سرانجام وسراغاز |
eternity |
بدون سرانجام وسراغاز |
harmlessly |
بدون صدمه |
promptly |
بدون معطلی |
disingenuous |
بدون صراحت لهجه |
disingenuous |
دورو بدون صمیمیت |
irresponsibly |
بدون داشتن مسئولیت |
Other Matches |
|
without any reservation |
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا |
informally |
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی |
flattest |
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری |
flat |
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری |
independently |
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال |
of no interest |
بدون اهمیت [بدون جلب توجه] |
parataxis |
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر |
lynch law |
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی |
unstressed |
بدون اضطراب بدون کشش |
offhand |
بدون مقدمه بدون تهیه |
achylous |
بدون کیلوس بدون قیلوس |
unbranched |
بدون انشعاب بدون شعبه |
recoilless |
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی |
inoperculate |
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش |
wanting |
بدون |
bottomless |
بدون ته |
ex |
بدون |
ex- |
بدون |
unstressed |
بدون مد |
obtrusively |
بدون حق |
sans |
بدون |
acheilos |
بدون لب |
without |
بدون |
acheilous |
بدون لب |
goalless |
بدون گل |
but |
بدون |
not nearctic |
بدون |
ametabolous |
بدون دگردیسی |
ametabolic |
بدون دگردیسی |
constantly |
بدون تغییر |
unceasing |
بدون وقفه |
unmanned |
بدون سرنشین |
air dry |
بدون رطوبت |
consistently |
بدون تناقض |
unexceptional |
بدون استثنا |
achromic |
بدون ترخیم |
prosaically |
بدون لطافت |
vainly |
بدون نتیجه |
acid free |
بدون اسید |
quiescently |
بدون جنبش |
acold |
بدون احساسات |
recoilless |
بدون لنگر |
to be sure <idiom> |
مطمئنا ،بدون شک |
under one's own steam <idiom> |
بدون کمک |
achromatic |
بدون ترخیم |
achlamydeous |
بدون پوشش |
wing it <idiom> |
بدون آمادگی |
acranial |
بدون کاسهء سر |
in vain <idiom> |
بدون تفثیروموفقیت |
faceless |
بدون ویژگی |
immediately |
بدون واسطه |
anechoic |
بدون انعکاس |
nonsyllabic |
بدون هجایی |
nonstop |
بدون توقف |
unwary |
بدون نگرانی |
indiscriminately |
بدون تمیز |
standstill |
بدون حرکت |
nonboresafe |
بدون ضامن |
irrespective |
بدون مراعات |
seamless |
بدون درز |
non delay |
بدون تاخیر |
bareheaded |
بدون کلاه |
unoccupied |
بدون مستاجر |
nothing if not <idiom> |
مطمئنا،بدون شک |
safely |
بدون خطر |
excluding meals |
بدون غذا |
decaffeinated |
بدون کافئین |
pathless |
بدون جاده |
without milk |
بدون شیر |
asymptomatic |
بدون علامت |
disposed |
بدون پوشش |
on the square |
بدون کجی |
avirulent |
بدون شدت |
awless |
بدون بیم |
no doubt |
بدون تردید |
faceless |
بدون صورت |
continuously |
بدون توقف |
toothless |
بدون دندانه |
unsigned |
بدون امضاء |
bachelor |
بدون عیال |
bachelors |
بدون عیال |
tenantless |
بدون مستاجر |
inaction |
بدون فعالیت |
unpromising |
بدون امید |
termless |
بدون شرط |
untitled |
بدون عنوان |
untitled |
بدون سراغاز |
vibrationless |
بدون لرزه |
strikeless |
بدون ضربت |
valveless |
بدون سوپاپ |
vacant succession |
بدون جانشین |
humble |
بدون ارتفاع |
humblest |
بدون ارتفاع |
unvocal |
بدون موسیقی |
unvalued |
بدون ارج |
unmennerly |
بدون اداب |
unmannered |
بدون اداب |
terrorless |
بدون ترس |
undeviating |
بدون تردیدرای |
undeviating |
بدون انحراف |
toeless |
بدون پنجه |
unadvised |
بدون اطلاع |
notwithstanding |
بدون توجه |
bloodless |
بدون خونریزی |
unblushing |
بدون شرم |
unaligned |
بدون صف ارایی |
unfeigned |
بدون تصنع |
insecure |
بدون ایمنی |
unmaned |
بدون سرنشین |
unsprung |
بدون فنر |
unspotted |
بدون الودگی |
indubitable |
بدون تردید |
unlined |
بدون پوشش |
unlined |
بدون استر |
unfunded |
بدون سرمایه |
unfinanced |
بدون پشتوانه |
involuntarily |
بدون اراده |
faultless |
بدون خطا |
unalloyed |
بدون الیاژ |
unequivocal |
بدون ابهام |
unequivocally |
بدون ابهام |
sans recours |
بدون رجوع |
scoreless |
بدون امتیاز |
without recourse |
بدون رجوع |
adrift |
بدون هدف |
workless |
بدون عمل |
cold turkey |
بدون آمادگی |
acarpous |
بدون میوه |
backless |
بدون پشتی |
backless |
بدون پشت |
run on |
بدون وقفه |
unselfish |
بدون خودخواهی |
sans ceremonie |
بدون تشریفات |
zero elasticity |
بدون کشش |
searchless |
بدون جستجو |
without recourse |
بدون حق مراجعه |
stemless |
بدون تنه |
undue |
بدون مداخله |
unfurnished |
بدون اثاثیه |
weanting |
بدون بی منهای |
wayless |
بدون جاده |
warless |
بدون جنگ |
confidently |
بدون شبهه |
voteless |
بدون رای |
stemless |
بدون ساقه |
expired |
بدون اعتبار |
shadeless |
بدون سایه |
unattended |
بدون متصدی |
without justification |
بدون مجوز |
shockless |
بدون ضربه |
blankly |
بدون مقصودیامعنی |
endless |
بدون پایان |
soilless |
بدون خاک |
inoffensive |
بدون زنندگی |
unresponsive |
بدون احتیاط |
tax-exempt <adj.> |
بدون مالیات |
discontinuously |
بدون اتصال |
with in compass |
بدون مبالغه |
barrier-free |
بدون حائل |
cordless <adj.> |
بدون سیم |
non-taxable <adj.> |
بدون مالیات |
non-assessable <adj.> |
بدون مالیات |
taxless <adj.> |
بدون مالیات |
free from taxes <adj.> |
بدون مالیات |
wireless <adj.> |
بدون سیم |
disconnectedly |
بدون ارتباط |
dimensionless |
بدون بعد |
static |
بدون تحرک |
degas |
بدون گازکردن |
dealated |
بدون بال |
incommunicable |
بدون رابطه |
indistinctively |
بدون فرق |
indolently |
بدون درد |
cordless |
بدون سیم |
incognizant |
بدون شناسایی |
deice |
بدون یخ کردن |
inapproachable |
بدون دسترسی |
diamensionless |
بدون بعد |
diamensionless |
بدون اندازه |
irresponsibly |
بدون حس مسئولیت |
stateless |
بدون تابعیت |
frozen |
بدون ترقی |
off hand |
بدون آمادگی |
glabrous |
بدون کرک |
flavorless |
بدون مزه |
problem-free <adj.> |
بدون زحمت |
trouble-free <adj.> |
بدون زحمت |
fruitlessly |
بدون نتیجه |
free trader |
بدون گمرک |
direct <adj.> |
بدون واسطه |
free of tax |
بدون مالیات |
free play |
بدون محدودیت |
free from slip |
بدون لغزش |
free from backlash |
بدون لقی |
problem-free <adj.> |
بدون دردسر |
trouble-free <adj.> |
بدون دردسر |
immethodical |
بدون اسلوب |
immusical |
بدون هماهنگی |
free of tax [only after nouns] <adj.> |
بدون مالیات |
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> |
بدون مالیات |