Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
roughdry
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
Other Matches
smooth
صافکاری کردن
smoothed
صافکاری کردن
smoothest
صافکاری کردن
smoothen
صافکاری کردن
smooths
صافکاری کردن
spreading
صافکاری
blinding
صافکاری
blindingly
صافکاری
blindage
صافکاری ساختمان
bright finish
صافکاری براق
pallet
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallets
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through
<idiom>
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
deice
بدون یخ کردن
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
disequilibrate
بدون تعادل کردن
unseam
بدون درز کردن
delousing
بدون شپش کردن
delouse
بدون شپش کردن
depolarize
بدون قطب کردن
deloused
بدون شپش کردن
degum
بدون صمغ کردن
delouses
بدون شپش کردن
denitrify
بدون نیترات کردن
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
live in a small way
بدون سر و صدا زندگی کردن
prejudging
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudge
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-lib
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbed
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libs
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing
بدون نوشته صحبت کردن
unvoice
بدون صدا ادا کردن
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
lynches
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
smoothest
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth
صاف کردن بدون اشکال بودن
lynched
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
lynch
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
cohabit
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
glides
پرواز کردن بدون نیروی موتور
glide
پرواز کردن بدون نیروی موتور
do without
<idiom>
بدون هیچ چیزی کار کردن
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
glided
پرواز کردن بدون نیروی موتور
obtrude
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
drip-dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
cohabits
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabited
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
to grope women
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to feel women up
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
smoothed
صاف کردن بدون اشکال بودن
obtruding
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
to make a grab at women
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
obtruded
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
smooths
صاف کردن بدون اشکال بودن
cohabiting
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
free lance
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
multi tasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
adlib
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
Give the benefit of the doubt
<idiom>
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
multitasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
pirated
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirating
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
goose step
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
to do without any thing
ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
To play for love .
عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
seamless integration
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
standalone
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
bottoming reamer
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
licenses
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
fans
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tiles
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fanned
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fan
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tile
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
intensive cultivation
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifles
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
dehydrogenate
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenize
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
trojan horse
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
window
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
but
بدون
obtrusively
بدون حق
goalless
بدون گل
wanting
بدون
unstressed
بدون مد
undoubted
بدون شک
not nearctic
بدون
ex
بدون
ex-
بدون
acheilous
بدون لب
undoubtedly
بدون شک
indubitable
بدون شک
doubtlessly
بدون شک
and no mistake
بدون شک
bottomless
بدون ته
i'll warrant
بدون شک
to a certainty
بدون شک
acheilos
بدون لب
without
بدون
sans
بدون
impeccable
<adj.>
بدون مشکل
termless
بدون شرط
bare
بدون روکش
sound
<adj.>
بدون مشکل
awless
بدون بیم
free trader
بدون گمرک
unwary
بدون نگرانی
tenantless
بدون مستاجر
flawless
<adj.>
بدون مشکل
immaculate
<adj.>
بدون مشکل
free play
بدون محدودیت
faultless
<adj.>
بدون مشکل
diamensionless
بدون اندازه
diamensionless
بدون بعد
bared
بدون روکش
holdless
بدون گیره
unfurnished
بدون اثاثیه
unequivocal
بدون ابهام
dimensionless
بدون بعد
cordless
<adj.>
بدون سیم
terrorless
بدون ترس
safely
بدون خطر
wireless
<adj.>
بدون سیم
bareheaded
بدون کلاه
bares
بدون روکش
barest
بدون روکش
achromic
بدون ترخیم
confidently
بدون شبهه
unresponsive
بدون احتیاط
quiescently
بدون جنبش
undeviating
بدون انحراف
continuously
بدون توقف
unequivocally
بدون ابهام
free of tax
بدون مالیات
endless
بدون پایان
baring
بدون روکش
unruffled
بدون موج
free from backlash
بدون لقی
free from error
<adj.>
بدون مشکل
discontinuously
بدون اتصال
unalloyed
بدون الیاژ
free from slip
بدون لغزش
acid free
بدون اسید
air dry
بدون رطوبت
constantly
بدون تغییر
barer
بدون روکش
unceasing
بدون وقفه
direct
<adj.>
بدون واسطه
unmaned
بدون سرنشین
unpromising
بدون امید
unexceptional
بدون استثنا
unattended
بدون متصدی
shadeless
بدون سایه
unmennerly
بدون اداب
unmanned
بدون سرنشین
unmannered
بدون اداب
unprofitable
بدون سود
shockless
بدون ضربه
flavorless
بدون مزه
unsigned
بدون امضاء
unadvised
بدون اطلاع
smokeless
بدون دود
unaligned
بدون صف ارایی
intestate
بدون وصیت
fruitlessly
بدون نتیجه
alcohol-free
<adj.>
بدون الکل
vibrationless
بدون لرزه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com