English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
unconditional بدون قیدوشرط
Search result with all words
clean bill of lading بارنامه بدون قیدوشرط
de jure recognition شناسایی کامل و دایمی و بدون قیدوشرط یک دولت که در مقابل ان شناسایی عملی وجود دارد
Other Matches
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
ex- بدون
undoubted بدون شک
and no mistake بدون شک
obtrusively بدون حق
wanting بدون
to a certainty بدون شک
unstressed بدون مد
ex بدون
i'll warrant بدون شک
bottomless بدون ته
doubtlessly بدون شک
acheilous بدون لب
acheilos بدون لب
without بدون
but بدون
not nearctic بدون
sans بدون
undoubtedly بدون شک
indubitable بدون شک
goalless بدون گل
prosaically بدون لطافت
unmanned بدون سرنشین
unexceptional بدون استثنا
consistently بدون تناقض
unceasing بدون وقفه
air dry بدون رطوبت
faceless بدون ویژگی
faceless بدون صورت
in vain <idiom> بدون تفثیروموفقیت
acranial بدون کاسهء سر
acid free بدون اسید
inoperculate بدون دریچه
to be sure <idiom> مطمئنا ،بدون شک
achromic بدون ترخیم
recoilless بدون لنگر
nonstop بدون توقف
achromatic بدون ترخیم
acold بدون احساسات
achlamydeous بدون پوشش
under one's own steam <idiom> بدون کمک
wing it <idiom> بدون آمادگی
quiescently بدون جنبش
constantly بدون تغییر
ametabolic بدون دگردیسی
bareheaded بدون کلاه
nonsyllabic بدون هجایی
unwary بدون نگرانی
disposed بدون پوشش
indiscriminately بدون تمیز
standstill بدون حرکت
nonboresafe بدون ضامن
irrespective بدون مراعات
decaffeinated بدون کافئین
awless بدون بیم
ametabolous بدون دگردیسی
anechoic بدون انعکاس
nothing if not <idiom> مطمئنا،بدون شک
safely بدون خطر
excluding meals بدون غذا
unoccupied بدون مستاجر
pathless بدون جاده
without milk بدون شیر
asymptomatic بدون علامت
on the square بدون کجی
avirulent بدون شدت
seamless بدون درز
vibrationless بدون لرزه
bachelor بدون عیال
bachelors بدون عیال
toothless بدون دندانه
inaction بدون فعالیت
unpromising بدون امید
tenantless بدون مستاجر
unmennerly بدون اداب
unmannered بدون اداب
unsigned بدون امضاء
untitled بدون عنوان
untitled بدون سراغاز
continuously بدون توقف
strikeless بدون ضربت
valveless بدون سوپاپ
vacant succession بدون جانشین
humble بدون ارتفاع
humblest بدون ارتفاع
unvocal بدون موسیقی
unvalued بدون ارج
termless بدون شرط
unmaned بدون سرنشین
undeviating بدون تردیدرای
undeviating بدون انحراف
immediately بدون واسطه
toeless بدون پنجه
notwithstanding بدون توجه
unadvised بدون اطلاع
unblushing بدون شرم
bloodless بدون خونریزی
unfeigned بدون تصنع
insecure بدون ایمنی
unfinanced بدون پشتوانه
unsprung بدون فنر
unspotted بدون الودگی
involuntarily بدون اراده
indubitable بدون تردید
terrorless بدون ترس
unlined بدون پوشش
unlined بدون استر
unfunded بدون سرمایه
unaligned بدون صف ارایی
unresponsive بدون احتیاط
faultless بدون خطا
unequivocal بدون ابهام
unequivocally بدون ابهام
sans recours بدون رجوع
scoreless بدون امتیاز
without recourse بدون رجوع
searchless بدون جستجو
unalloyed بدون الیاژ
adrift بدون هدف
workless بدون عمل
cold turkey بدون آمادگی
acarpous بدون میوه
backless بدون پشتی
backless بدون پشت
run on بدون وقفه
unselfish بدون خودخواهی
sans ceremonie بدون تشریفات
zero elasticity بدون کشش
without recourse بدون حق مراجعه
stemless بدون ساقه
stemless بدون تنه
undue بدون مداخله
weanting بدون بی منهای
wayless بدون جاده
warless بدون جنگ
unfurnished بدون اثاثیه
voteless بدون رای
with in compass بدون مبالغه
expired بدون اعتبار
inoffensive بدون زنندگی
shadeless بدون سایه
unattended بدون متصدی
without justification بدون مجوز
shockless بدون ضربه
vainly بدون نتیجه
blankly بدون مقصودیامعنی
endless بدون پایان
soilless بدون خاک
confidently بدون شبهه
hands down بدون احتیاط
cordless بدون سیم
indolently بدون درد
exclusive of بدون در نظرگرفتن
immethodical بدون اسلوب
incommunicable بدون رابطه
immusical بدون هماهنگی
dealated بدون بال
free of tax [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
static بدون تحرک
degas بدون گازکردن
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
exempt from taxation [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
faultless <adj.> بدون مشکل
holdless بدون گیره
impeccable <adj.> بدون مشکل
sound <adj.> بدون مشکل
flawless <adj.> بدون مشکل
immaculate <adj.> بدون مشکل
free from error <adj.> بدون مشکل
off hand بدون آمادگی
incognizant بدون شناسایی
deice بدون یخ کردن
disconnectedly بدون ارتباط
discontinuously بدون اتصال
baring بدون روکش
barest بدون روکش
bares بدون روکش
barer بدون روکش
wireless <adj.> بدون سیم
bared بدون روکش
cordless <adj.> بدون سیم
bare بدون روکش
unleaded بدون سرب
free from taxes <adj.> بدون مالیات
dimensionless بدون بعد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com