English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
decaffeinated بدون کافئین
Search result with all words
decaffeined coffee قهوه بدون کافئین
Other Matches
caffeine کافئین
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
acheilos بدون لب
unstressed بدون مد
i'll warrant بدون شک
doubtlessly بدون شک
undoubtedly بدون شک
ex بدون
ex- بدون
and no mistake بدون شک
sans بدون
acheilous بدون لب
obtrusively بدون حق
wanting بدون
not nearctic بدون
bottomless بدون ته
goalless بدون گل
but بدون
undoubted بدون شک
without بدون
indubitable بدون شک
to a certainty بدون شک
acranial بدون کاسهء سر
acold بدون احساسات
unwary بدون نگرانی
to be sure <idiom> مطمئنا ،بدون شک
nothing if not <idiom> مطمئنا،بدون شک
prosaically بدون لطافت
quiescently بدون جنبش
under one's own steam <idiom> بدون کمک
in vain <idiom> بدون تفثیروموفقیت
nonsyllabic بدون هجایی
wing it <idiom> بدون آمادگی
nonstop بدون توقف
disposed بدون پوشش
faceless بدون ویژگی
faultless بدون خطا
unexceptional بدون استثنا
consistently بدون تناقض
unmanned بدون سرنشین
irrespective بدون مراعات
nonboresafe بدون ضامن
acid free بدون اسید
standstill بدون حرکت
achlamydeous بدون پوشش
achromatic بدون ترخیم
achromic بدون ترخیم
recoilless بدون لنگر
indiscriminately بدون تمیز
unceasing بدون وقفه
air dry بدون رطوبت
constantly بدون تغییر
on the square بدون کجی
unspotted بدون الودگی
awless بدون بیم
seamless بدون درز
bareheaded بدون کلاه
immediately بدون واسطه
ametabolic بدون دگردیسی
ametabolous بدون دگردیسی
anechoic بدون انعکاس
excluding meals بدون غذا
safely بدون خطر
without milk بدون شیر
unoccupied بدون مستاجر
pathless بدون جاده
asymptomatic بدون علامت
avirulent بدون شدت
faceless بدون صورت
confidently بدون شبهه
untitled بدون عنوان
bachelor بدون عیال
bachelors بدون عیال
unsigned بدون امضاء
inaction بدون فعالیت
toothless بدون دندانه
unpromising بدون امید
tenantless بدون مستاجر
untitled بدون سراغاز
unvalued بدون ارج
vibrationless بدون لرزه
unresponsive بدون احتیاط
continuously بدون توقف
valveless بدون سوپاپ
vacant succession بدون جانشین
humble بدون ارتفاع
humblest بدون ارتفاع
unvocal بدون موسیقی
unmennerly بدون اداب
unmannered بدون اداب
termless بدون شرط
undeviating بدون تردیدرای
undeviating بدون انحراف
toeless بدون پنجه
notwithstanding بدون توجه
unadvised بدون اطلاع
unblushing بدون شرم
unaligned بدون صف ارایی
involuntarily بدون اراده
unfeigned بدون تصنع
unfinanced بدون پشتوانه
unmaned بدون سرنشین
unsprung بدون فنر
indubitable بدون تردید
terrorless بدون ترس
unlined بدون پوشش
unlined بدون استر
unfunded بدون سرمایه
insecure بدون ایمنی
bloodless بدون خونریزی
cold turkey بدون آمادگی
unequivocally بدون ابهام
unalloyed بدون الیاژ
sans recours بدون رجوع
scoreless بدون امتیاز
searchless بدون جستجو
shadeless بدون سایه
unequivocal بدون ابهام
adrift بدون هدف
acarpous بدون میوه
backless بدون پشتی
backless بدون پشت
run on بدون وقفه
sans ceremonie بدون تشریفات
unselfish بدون خودخواهی
zero elasticity بدون کشش
workless بدون عمل
without recourse بدون رجوع
without recourse بدون حق مراجعه
unattended بدون متصدی
with in compass بدون مبالغه
stemless بدون تنه
strikeless بدون ضربت
undue بدون مداخله
weanting بدون بی منهای
wayless بدون جاده
warless بدون جنگ
voteless بدون رای
stemless بدون ساقه
expired بدون اعتبار
shockless بدون ضربه
without justification بدون مجوز
vainly بدون نتیجه
endless بدون پایان
blankly بدون مقصودیامعنی
soilless بدون خاک
inoffensive بدون زنندگی
unfurnished بدون اثاثیه
cordless بدون سیم
indolently بدون درد
indistinctively بدون فرق
immethodical بدون اسلوب
immusical بدون هماهنگی
incommunicable بدون رابطه
free of tax [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
dealated بدون بال
exempt from taxation [only after nouns] <adj.> بدون مالیات
degas بدون گازکردن
inelastic بدون کشش
ingenuously بدون تزویر
faultless <adj.> بدون مشکل
exclusive of بدون در نظرگرفتن
impeccable <adj.> بدون مشکل
sound <adj.> بدون مشکل
flawless <adj.> بدون مشکل
immaculate <adj.> بدون مشکل
free from error <adj.> بدون مشکل
off hand بدون آمادگی
zero-rated <adj.> بدون مالیات
static بدون تحرک
dimensionless بدون بعد
disconnectedly بدون ارتباط
discontinuously بدون اتصال
baring بدون روکش
barest بدون روکش
wireless <adj.> بدون سیم
bares بدون روکش
cordless <adj.> بدون سیم
barer بدون روکش
bared بدون روکش
unleaded بدون سرب
bare بدون روکش
barrier-free بدون حائل
freely بدون محدودیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com