English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 268 (25 milliseconds)
English Persian
mischoose بد انتخاب کردن
Search result with all words
click دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
elect انتخاب کردن برگزیده منتخب
elect انتخاب کردن
electing انتخاب کردن برگزیده منتخب
electing انتخاب کردن
elects انتخاب کردن برگزیده منتخب
elects انتخاب کردن
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
select جدا کردن انتخاب کردن
select انتخاب کردن
selected جدا کردن انتخاب کردن
selected انتخاب کردن
selects جدا کردن انتخاب کردن
selects انتخاب کردن
despatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatching انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dial انتخاب کردن
dialed انتخاب کردن
dialled انتخاب کردن
dials انتخاب کردن
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
chap انتخاب کردن شکاف دادن
opt انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
opting انتخاب کردن
opts انتخاب کردن
to make a choice of انتخاب کردن
sift انتخاب کردن
sifted انتخاب کردن
sifts انتخاب کردن
designate انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designating انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
choose انتخاب کردن
chooses انتخاب کردن
choosing انتخاب کردن
scan شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scans شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
single انتخاب کردن
audio ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
screen انتخاب کردن
screened انتخاب کردن
screening, screenings انتخاب کردن
screens انتخاب کردن
coopt انتخاب کردن ودر میان خوداوردن
destine قبلا انتخاب کردن
disfranchise از حق رای یا انتخاب محروم کردن
pick out انتخاب کردن دریافتن
pitch upon انتخاب کردن
preselect قبلا انتخاب کردن
preselect انتخاب کردن مقدماتی
reelect تجدید انتخاب کردن
to ballot for بارای پنهان انتخاب کردن
to have one's pick انتخاب کردن
to pitch upon something چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
to run in گرفتار کردن انتخاب کردن
wale تیر افقی انتخاب کردن
pick out <idiom> انتخاب کردن
Other Matches
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
choice انتخاب
suffrage حق انتخاب
franc حق انتخاب
choicer انتخاب
choices انتخاب
choicest انتخاب
francs حق انتخاب
selection انتخاب
delegacy انتخاب
excerption انتخاب
selections انتخاب
franchises حق انتخاب
franchise حق انتخاب
selecting انتخاب
drafts انتخاب
option حق انتخاب
options حق انتخاب
election انتخاب
options انتخاب
drafted انتخاب
draft انتخاب
option انتخاب
selective انتخاب کننده
project selection انتخاب پروژه
route selection انتخاب مسیر
selectively مبنی بر انتخاب
cooptation انتخاب درونی
freedom of choice ازادی انتخاب
outvoter انتخاب کننده
selectively انتخاب کننده
election انتخاب نماینده
economic choice انتخاب اقتصادی
selective قابل انتخاب
freedom to choose ازادی در انتخاب
selective مبنی بر انتخاب
selectively قابل انتخاب
break انتخاب شود
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
re election انتخاب مجدد
re election تجدید انتخاب
re-election انتخاب مجدد
re-election تجدید انتخاب
elector انتخاب کننده
elected انتخاب شده
selectivity حسن انتخاب
selection switch گزینه انتخاب
options شق انتخاب شده
selection of position انتخاب موضع
the polls انتخاب گاه
option شق انتخاب شده
pickup انتخاب رشد
switched line خط انتخاب شده
choosy انتخاب کننده
electors انتخاب کننده
natural selection انتخاب طبیعی
impluse action انتخاب شماره
faulty selection انتخاب غلط
picked انتخاب شده
impluse stepping انتخاب شماره
impluse selection انتخاب ایمپولز
breaks انتخاب شود
selector انتخاب کننده
selectors انتخاب کننده
seller's option انتخاب فروشنده
chose انتخاب کرده
check boxes چهارگوشهای انتخاب
cs انتخاب تراشه
chip select انتخاب تراشه
elective دارای حق انتخاب
self-service با انتخاب ازاد
scracity and choice کمیابی و انتخاب
hit انتخاب یک کلید
direct selection انتخاب مستقیم
ikons راهنمای انتخاب
hits انتخاب یک کلید
get in انتخاب شدن
chooser انتخاب کننده
icons راهنمای انتخاب
social selection انتخاب اجتماعی
menus فهرست انتخاب
icon راهنمای انتخاب
choosey انتخاب کننده
menu فهرست انتخاب
circuit switching انتخاب مدار
electives دارای حق انتخاب
hitting انتخاب یک کلید
reelection تجدید انتخاب
self service با انتخاب ازاد
eligible شایسته انتخاب
eligible قابل انتخاب
mischoice انتخاب غلط
choice of technology انتخاب تکنولوژی
choiceless محروم از حق انتخاب
preselection انتخاب مقدماتی
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
preelection وابسته به پیش از انتخاب
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
hit the nail on the head <idiom> یافتن انتخاب صحیح
default option انتخاب قرار دادی
automatic message switching انتخاب خودکار پیام
configure انتخاب سخت افزار
keystroke عمل انتخاب کلید
preelection promises وعدههای پیش از انتخاب
presidential انتخاب رئیس جمهور
selections عمل یا فرآیند انتخاب
ineligible نا شایسته برای انتخاب
presidential election انتخاب رئیس جمهور
main menu فهرست انتخاب اصلی
Whichever she chooses . هر کدام را که انتخاب کند
constituents انتخاب کننده موکل
probabilism انتخاب وجه احتمالی
ineligbility ناشایستگی برای انتخاب
display menu فهرست انتخاب نمایشی
options عملی که انتخاب میشود
electress خانم انتخاب کننده
electorate هیئت انتخاب کنندگان
user defined تعریف یا انتخاب کاربر
option عملی که انتخاب میشود
consumer's choice انتخاب مصرف کننده
target designation سیستن انتخاب هدف
selector channel کانال انتخاب کننده
target designation روش انتخاب هدف
selector switch گزینه انتخاب کننده
selection عمل یا فرآیند انتخاب
consumer choice انتخاب مصرف کننده
eligibility شایستگی برای انتخاب
electorates هیئت انتخاب کنندگان
compilation جمع اوری و انتخاب
compilations جمع اوری و انتخاب
constituent انتخاب کننده موکل
action در حقیقت آن منو انتخاب میشود
actions در حقیقت آن منو انتخاب میشود
filter انتخاب کلمه چند بیتی
filters انتخاب کلمه چند بیتی
natural selection فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
selections دسته یا هیات انتخاب شده
menus صورت غذا فهرست انتخاب
menu صورت غذا فهرست انتخاب
theory of consumer's choice نظریه انتخاب مصرف کننده
Hobson's choice انتخاب از روی ناچاری ناگزیر
selectable آنچه قابل انتخاب باشد
associated file وقتی فایل را انتخاب می کنید
associated document وقتی فایل را انتخاب می کنید
clicks انتخاب شده حرکت کند
capped انتخاب برای تیم ملی
cap انتخاب برای تیم ملی
clicked انتخاب شده حرکت کند
click انتخاب شده حرکت کند
electronic یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
mix selector دستگاه انتخاب مخلوطهای بتن
suffragist طرفداران دادن حق رای یا حق انتخاب
port به آن وصل است را انتخاب کند
qualifier انتخاب شده برای دوربرد
selection دسته یا هیات انتخاب شده
addressing انتخاب یک ثبات و بررسی یک بیت از آن
preselection انتخاب از قبل [دستگاه سازی]
qualifiers انتخاب شده برای دوربرد
electoral college هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
electress خانمیکه عضوهیئت انتخاب کنندگان است
selectively دارای حسن انتخاب گلچین کننده
actions عمل کاربر مانند انتخاب یک کلید
volunteer snooker اسنوکر انگلیسی با انتخاب ازادهر گوی
selective آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
selective دارای حسن انتخاب گلچین کننده
pickup هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
action عمل کاربر مانند انتخاب یک کلید
masking عمل انتخاب بیتهای مختلف در کلمه
selectively آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
marquees فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
eligible واجد شرایط برای انتخاب شدن
suffragist هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
bank انتخاب بانک حافظه مخصوص از یک گروه
banks انتخاب بانک حافظه مخصوص از یک گروه
menu driven program برنامه بافهرست انتخاب تنظیم شده
marquee فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
optional آنچه قابل انتخاب شدن باشد
interrogation ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
selectable آنچه توسط کاربر قابل انتخاب است
ambiguities خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
ambiguity خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
ineligibly بدون داشتن شرایط لازم برای انتخاب
diction عبارت انتخاب لغت برای بیان مطلب
filter انتخاب رکوردهای مختلف از فایل پایگاه داده ها
interrogations ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
smorgasbord میز غذاهای متنوع که شخص از ان انتخاب میکند
self selection انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
The presidensial election is the topic of the day. انتخاب ریاست جمهوری موضوع روز است
filters انتخاب رکوردهای مختلف از فایل پایگاه داده ها
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com