English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
feminism برابری طلبی زنان
Other Matches
isonomy برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
defiance مبارزه طلبی
nomadism اوارگی طلبی
contentiousness نزاع طلبی
royalism سلطنت طلبی
secessionism تجزیه طلبی
combativeness مبارزه طلبی
ambition جاه طلبی
monopolization انحصار طلبی
monopolism انحصار طلبی
meliorism بهبود طلبی
poriomania اوارگی طلبی
opportunism فرصت طلبی
reformism اصلاح طلبی
expandsionism توسعه طلبی
authoritarianism قدرت طلبی
monarchical سلطنت طلبی
ambitions جاه طلبی
pacifism صلح طلبی
abasement خواری طلبی
ambitiousness جاه طلبی
isolationism انزوا طلبی
alarmism اشوب طلبی
bellicosity جنگ طلبی
indolence راحت طلبی
militancy نزاع طلبی
expansionism توسعه طلبی
expansionist توسعه طلبی
adventurously باجرات مخاطره طلبی
hedonism مکتب رفاه طلبی
gage مبارزه طلبی گروگذاشتن
anarchism هرج و مرج طلبی
pacifism ارامش طلبی صلحجویی
quarrelsomeness نزاع طلبی جنگجوئی
reformism تجدید نظر طلبی
separatism تفکیک تجزیه طلبی
revisionism تجدید نظر طلبی
Unbounded ambition. جاه طلبی بی حد واندازه
He is a man of leisure. مردراحت طلبی است
agoraphobia مرض انزوا طلبی
pacificism ارامش طلبی صلحجویی
equity برابری
equations برابری
equation برابری
equality برابری
equities برابری
rivalship برابری
isogony برابری
coequality برابری
parity برابری
conformation برابری
inequality نا برابری
comparisons برابری
iso quant برابری
parallelism برابری
equivalents برابری
evenness برابری
equivalent برابری
equalness برابری
comparison برابری
inequalities نا برابری
par برابری
equalization برابری
owelty برابری
anarchistic وابسته به هرج و مرج طلبی
bad dept طلبی که امکان وصول ان کم باشد
He is an opportunist. آدم فرصت طلبی است
he fell a v to his ambition قربانی جاه طلبی خودشد
secession تجزیه طلبی انشعاب حزبی
quarelsomeness نزاع طلبی فتنه جوئی
power politics سیاست جبر زور طلبی
subjective equality برابری ذهنی
counterbalance برابری کردن
manifoldness چند برابری
equal sign علامت برابری
oneness برابری وحدت
musicality برابری با موسیقی
exchange parity برابری ارز
equality ciroui مدار برابری
musicalness برابری با موسیقی
commensuteness برابری دراندازه
coeternity برابری درابدیت
homology همسانی برابری
gold parity برابری طلا
equal gate دریچه برابری
ties رابطه برابری
counterbalances برابری کردن
counterbalanced برابری کردن
tie رابطه برابری
accommodation coefficient ضریب برابری
equity versus efficiency برابری در مقابل کارائی
counterweigh پارسنگ برابری کردن با
purchasing power parity برابری قدرت خرید
to make odds even نا برابری ها را از میان بردن
exchange parity نرخ برابری ارز
exchange rate parity نرخ برابری ارز
equal sacrifice theory نظریه برابری فداکاری
modernness برابری بااصول امروزی ها
equipollence برابری درمعنی یاقوه
par value of currencies نرخ برابری اسعار
par of exchange نرخ برابری ارز
isopolity برابری در حقوق سیاسی
emulated برابری جستن با پهلو زدن
emulates برابری جستن با پهلو زدن
emulate برابری جستن با پهلو زدن
emulating برابری جستن با پهلو زدن
equipoise برابری دروزن متعادل ساختن
radicalism روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
feminism عقیده به برابری زن ومرد طرفداری اززنان
devaluation تنزل نرخ برابری پول تضعیف پولی
metamerism برابری در ترکیب و وزن ودگرگونی در خواص شیمیایی
fair sex زنان
womenfolk زنان
feminine زنان
womankind زنان
applaudingly کف زنان
feminism عقیده به برابری زن و مرد ومبارزه در راه وصول به این تساوی
vauntingly لاف زنان
when will women have the vote? زنان کی حق رای
gyringly چرخ زنان
gynocracy حکومت زنان
women's army corps ارتش زنان
the female sex زنان ودختران
boxers مشت زنان
gynecocracy حکومت زنان
gynaecocracy حکومت زنان
pantingly نفس زنان
womankind گروه زنان
plumes پر کلاه زنان تل
menses قاعدگی زنان
reelingly چرخ زنان
period قاعده زنان
menstruation قاعدگی در زنان
petticoats rule تسلط زنان
hirsutism نابجارویی مو در زنان
womanish مربوط به زن یا زنان
mutch زنان وکودکان
women's dres جامه زنان
asymetrical bars پارالل زنان
demimonde زنان هرزه
wifely درخور زنان
periods قاعده زنان
boastingly لاف زنان
beauty زنان زیبا
uneven parallel bars پارالل زنان
beauties زنان زیبا
feminicide قتل زنان
gaspingly نفس زنان
flutteringly پروبال زنان
catamenia قاعدگی زنان
gynecology پزشکی زنان
plume پر کلاه زنان تل
greensickness کم خونی زنان
feminity طبقه زنان
womenfolk جماعت زنان
womanly در خور زنان
evadingly طفره زنان
lorenz curve منحنی که نمایشگر انحراف توزیع درامداز وضع برابری کامل است
ladykiller مرد محبوب زنان
women's army corps قسمت زنان ارتش
to catch napping چرت زنان گرفتن
ladykillers مرد محبوب زنان
sapphism همجنس خواهی زنان
phlegmasia alba dolens ورم سفیدران زنان
premenstrual قبل از قاعدگی زنان
heat تحریک جنسی زنان
heats تحریک جنسی زنان
women labor force نیروی کار زنان
fluor قاعدگی زنان سیال
menstruation قاعدگی زنان طمث
catamenia عادت ماهیانه زنان
gynecologist متخصص بیماریهای زنان
lothario گمراه کننده زنان
chlorosis سبزرنگی زنان کم خون
female participation rate نرخ مشارکت زنان
demimonde جهان زنان هرجایی
columbia round تیراندازی مخصوص زنان
feminist طرفدار حقوق زنان
music stool کرسی پیانو زنان
feminists طرفدار حقوق زنان
imperialism استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
steatopygia بزرگی وفربهی کفل زنان
evadingly گریز زنان بابهانه یاحیله
gynaecophysiology علم ووفایف جهازتناسلی زنان
a comparison of men's salaries with those of women مقایسه حقوق مردان با زنان
diva سردسته زنان خواننده اپرا
leucorrhoea سوزنک مزمن غیرمسری زنان
housecoats لباسی که زنان درخانه می پوشند
plead for the widow در حق بیوه زنان دادخواهی کنید
suffragettes زن طرفدار حق رای وانتخاب زنان
suffragette زن طرفدار حق رای وانتخاب زنان
housecoat لباسی که زنان درخانه می پوشند
height of the volleyball net 34/2متر برای مردان و 42/2 متربرای زنان
wimple روسری زنان قرون وسطی چرخ
abbess رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
women students زنان دانش اموز محصلین اناث
modiste کسی که کلاه وجامه زنان رامیفروشد
chatelaine زنجیرکمربند که زنان کلیدوساعت ومدادومانندانهابدان می اویزند
accoucheur پزشک متخصص قابلگی وبیماریهای زنان
YWCAs مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com