Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
deuce
برابر درامتیاز 04
Other Matches
fives
هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
howitzer
توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
sensitive to corrosion
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
triplicate
سه برابر سه برابر کردن
without recourse
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
homological
برابر
one hundred times as many
صد برابر
abreast
برابر
he is twice the man he was
دو برابر
level with each other
برابر
equals
برابر
one fold
یک برابر
squaring
برابر
tantamount
برابر
breast
برابر
breasts
برابر
opposite
برابر
squared
برابر
opposites
برابر
ninefold
نه برابر
squares
برابر
euqal
برابر
equipollent
برابر
decuple
ده برابر
doubled
دو برابر
double
دو برابر
equal
برابر
equaled
برابر
equaling
برابر
identical
برابر
equalled
برابر
doubled up
دو برابر
as much a
دو برابر
versus
در برابر
bracketed
برابر
for
در برابر
triple
سه برابر
tripled
سه برابر
triples
سه برابر
tripling
سه برابر
equalling
برابر
paripassu
برابر
vs
در برابر
sixfold
شش برابر
square
برابر
symmetric
برابر
threefold
سه برابر
tenfold
ده برابر
three fold
سه برابر
even
<adj.>
برابر
sextuple
شش برابر
two fold
دو برابر
eq
برابر با
EC
پیشوند برابر با ex-
under the same conditions
شرایطی برابر
doubled
دو برابر کردن
doubled up
اندازه دو برابر
doubled
دو برابر بزرگتر
doubled up
دو برابر بزرگتر
mustn't
برابر است با not must
doubled
اندازه دو برابر
doubled up
: دو برابر دوتا
doubled up
دو برابر کردن
doubled
: دو برابر دوتا
double
اندازه دو برابر
level
سطح برابر
leveled
سطح برابر
levelled
سطح برابر
levels
سطح برابر
double
دو برابر کردن
identical
کاملا" برابر
equalization
برابر کردن
dead even
دقیقا برابر
double
: دو برابر دوتا
millionfold
یک میلون برابر
double
دو برابر بزرگتر
water resistant
مقاوم در برابر اب
treble our casualties
سه برابر تلفات ما
humbled to the dust
باخاک برابر
level out
برابر کردن
leveler
برابر کننده
leveller
برابر کننده
life long
برابر با یک عمر
money worth
برابر پول
sextuple
شش برابر کردن
sevenfold
هفت برابر
septuple
هفت برابر
senary
شش برابر ششگانه
reduplicate
دو برابر کردن
quintuple
پنج برابر
nip and tuck
تقریبا برابر
octuple
هشت برابر
quadraple
چهار برابر
prallelize
برابر کردن
ge
بزرگتر از یا برابر با
fivefold
پنج برابر
trebly
بطور سه برابر
triply
بطور سه برابر
manifold
چند برابر
fair play
شرایط برابر
triplex
سه برابر کردن
antitheses
برابر نهاده
antithesis
برابر نهاده
against payment
در برابر پول
anti thesis
برابر نهاد
triple precision
دقت سه برابر
doubler
دو برابر کننده
eight fold
هشت برابر
peer to each other
برابر با یکدیگر
equality gate
برابر سازی
equalze
برابر کننده
triple precision
با دقت سه برابر
eualize
برابر کردن
parallelize
برابر کردن
parallels
برابر خط موازی
equal
برابر مساوی
equaled
برابر مساوی
parallel
برابر خط موازی
equaling
برابر مساوی
paralleled
برابر خط موازی
equalled
برابر مساوی
paralleling
برابر خط موازی
equalling
برابر مساوی
tie
برابر شدن
equivalents
برابر مشابه
equivalent
برابر مشابه
plains
صاف برابر
counterbalances
نیروی برابر
counterbalanced
نیروی برابر
counterbalance
نیروی برابر
equalizer
برابر کننده
equalizers
برابر کننده
par
برابر کردن
lifelong
برابر یک عمر
peer
برابر بودن با
peered
برابر بودن با
equals
برابر مساوی
ties
برابر شدن
trebles
سه برابر کردن
multiple
چند برابر
parallelling
برابر خط موازی
trebled
سه برابر کردن
trebling
سه برابر کردن
treble
سه برابر کردن
counterweight
وزنه برابر
counterweights
وزنه برابر
parallelled
برابر خط موازی
plainer
صاف برابر
plain
صاف برابر
equilateral
دو پهلو برابر
peering
برابر بودن با
plainest
صاف برابر
creep resistant
مقاوم در برابر خزش
iso cost curve
منحنی هزینه برابر
delay equalizer
برابر کننده تاخیر
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
isopod
برابر پای جورپای
fourfold
چهار برابر چهارگانه
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
equal cost lines
خطوط هزینه برابر
equalizing force
نیروی برابر کننده
equipotent
دارای اثرات برابر
voltage doubler
دو برابر کننده ولتاژ
overkill
کشتار چند برابر
hydrotaxis
ایجاد واکنش در برابر اب
isopodan
برابر پای جورپای
keep up with some one
با کسی برابر بودن
resistant to heat
مقاوم در برابر گرما
resistance to tempering
مقاوم در برابر بازپخت
resistance to failure
مقاوم در برابر ترک
resistance to cracking
مقاوم در برابر شکستگی
pattern offense
موضعگیری در برابر حریف
payment against documents
پرداخت در برابر اسناد
quintuplicate
پنج برابر کردن
quadruple fission
انشقاق چهار برابر
phase equalizer
برابر کننده فاز
pull up with
با چیزی برابر شدن
pull up to
با چیزی برابر شدن
principle of equal advantage
اصل مزیت برابر
multiple precision
دقت چند برابر
multifold
چند برابر چندگانه
septuple
هفت برابر کردن
keep up with some one
با کسی برابر شدن
torsion resistant
مقاوم در برابر پیچش
le
to Equal or Than Less کمتر از یا برابر با
to set off
انداختن برابر کردن
to pay one out
با کسی برابر شدن
liability for damages
مسئولیت در برابر خسارت
libra
برابر با61 اونس
manifolding
چند برابر سازی
lightfast
مقاوم در برابر نور
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com