Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
English
Persian
sibling
برادر یاخواهر
siblings
برادر یاخواهر
Other Matches
fra
برادر
Br
برادر
brotherless
بی برادر
bro
برادر
bru
برادر
brorher in law
برادر زن
brother in low
برادر زن
brothers-in-law
برادر زن
brother-in-law
برادر زن
brothers
برادر
fratricide
برادر کش
brother
برادر
relatives
برادر
brother in law
برادر زن
uterine brother
برادر امی
full blood
برادر ابوینی
half brother
برادر ناتنی
Big Brother
برادر بزرگتر
sib
برادر یا خواهر
nepew
پسر برادر
full blood
برادر تنی
foster brother
برادر رضاعی
brother of half blood
برادر ناتنی
half-brother
برادر ناتنی
sisters-in-law
خواهرشوهر زن برادر
sister-in-law
خواهرشوهر زن برادر
nephews
پسر برادر
nephew
پسر برادر
half-brothers
برادر ناتنی
brother of full blood
برادر تنی
bigbrother
برادر بزرگتر
fratricide
برادر کشی
aaron
برادر موسی
blood brothers
برادر خوانده
blood brothers
برادر هم خون
blood brother
برادر خوانده
blood brother
برادر هم خون
niece
دختر برادر یا خواهر
nieces
دختر برادر یا خواهر
fraternal
برادر وار ائتلافی
half-brother
برادر امی یا ابی
half-brothers
برادر امی یا ابی
My younger brother and sister .
برادر وخواهر کوچک من
grand nephew
نوه برادر یا خواهر
grand niece
نوه برادر یا خواهر
grandnephew
نوه برادر یا خواهر
grandniece
نوه برادر یا خواهر
half blood brother
برادر امی یا ابوی
imeant his brother
مقصودم برادر اوست
sister in law
خواهر شوهر زن برادر
billies
برادر مخفف نام william
billy
برادر مخفف نام william
You are sure a dead ringer for muy brother.
تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
nepotism
انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
brother in low
برادر شوهر شوهر خواهر باجناغ
brorher in law
برادر شوهر شوهر خواهر
nepew
پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com