Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (3 milliseconds)
English
Persian
machining
براده برداری
metal cutting work
براده برداری
metal cutting
براده برداری
removal of chips
براده برداری
Search result with all words
machinability
قابلیت براده برداری
machinable
قابل براده برداری
machining method
روش براده برداری
machining practice
تکنیک و روش براده برداری
machining requirments
شرایط براده برداری
machining time
زمان براده برداری
metal cutting element
عنصر براده برداری
metal cutting machine
دستگاه براده برداری
metal cutting machine tool
ماشین ابزار براده برداری
metal removing capacity
قدرت براده برداری
non cutting shaping
فرم دهی بدون براده برداری
Other Matches
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
abrasive grit
براده
filings
براده
swarf
براده
filing
براده
machines
براده برداشتن
removal of chips
برداشت براده
cuttings
براده فلزات
shot blasting
براده اهن
scobs
براده اهن
drillings
براده فلزات
iron filings
براده اهن
machined
براده برداشتن
machine
براده برداشتن
flow chip
براده پیوسته
borings
براده فلز
discontinuous chip
براده گسسته
fragmental chip
براده فلز
metal removal
برداشت براده
discharge of chips
تخلیه براده ها
curly chip
براده پیچیده
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
steel wool
براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
decerebration
مخ برداری
vectors
برداری
embodiment
در برداری
vector
برداری
ingathering
خرمن برداری
utilization
بهره برداری
insurability
بیمه برداری
vector pair
زوج برداری
swindled
کلاه برداری
duplicate
نسخه برداری
duplicated
نسخه برداری
duplicates
نسخه برداری
duplicating
نسخه برداری
mapping
نقشه برداری
vector diagram
نمودار برداری
vector display
نمایش برداری
lobectomy
قطعه برداری
swindle
کلاه برداری
land surveying
نقشه برداری
vector power
توان برداری
swindles
کلاه برداری
fraudulence
کلاه برداری
extirpation
اندام برداری
arrow diagram
نمودار برداری
gaud
کلاه برداری
vectorical angle
زاویه برداری
vectored interrupt
وقفه برداری
weight lifting
وزنه برداری
enervation
عصب برداری
rip-off
کلاه برداری
rip-offs
کلاه برداری
cannibalization
قطعه برداری
deafferentation
اوران برداری
decerebellation
مخچه برداری
biopsy
بافت برداری
denervation
عصب برداری
topography
نقشه برداری
exploitation
بهره برداری
sampling
نمونه برداری
vector product
حاصلضرب برداری
vector processor
پردازنده برداری
footsteps
گام برداری
footstep
گام برداری
i know him by his step
از گام برداری
hemispherectomy
نیمکره برداری
gyrectomy
شکنج برداری
vector quantity
کمیت برداری
vector quantities
اندازههای برداری
treads
گام برداری
treading
گام برداری
tread
گام برداری
vector analysis
تحلیل برداری
usage
بهره برداری
survey
نقشه برداری
copying
کپی برداری
using
بهره برداری
copying
نسخه برداری
copy
کپی برداری
surveyed
نقشه برداری
listings
سیاهه برداری
listing
سیاهه برداری
surveys
نقشه برداری
exploitation
[utilization]
بهره برداری
utilisation
[British]
بهره برداری
copy
نسخه برداری
copies
کپی برداری
gained
بهره برداری
gain
بهره برداری
marching
قدم برداری
marches
قدم برداری
marched
قدم برداری
march
قدم برداری
utilizations
بهره برداری ها
gains
بهره برداری
fraud
کلاه برداری
copies
نسخه برداری
copied
کپی برداری
usages
بهره برداری ها
copied
نسخه برداری
subordination
فرمان برداری
frauds
کلاه برداری
utilisations
بهره برداری ها
resultant
جمع برداری
surveyor's level
ترازنقشه برداری
ovariectomy
تخمدان برداری
surveying
نقشه برداری
decoding
رمز برداری
topectomy
تکه برداری
duplication
نسخه برداری
photogeny
عکس برداری
operation
بهره برداری
stripping
قالب برداری
samplery
نمونه برداری
vector field
میدان برداری
core drilling
نمونه برداری با مته
sampling rate
نرخ نمونه برداری
survey land
نقشه برداری زمین
emergency operation
بهره برداری اضطراری
weight program
تمرین وزنه برداری
dynamic dump
نسخه برداری پویا
crazing
ترک برداری سطحی
with intent to defraud
بقصد کلاه برداری
mapping
نقشه برداری کردن
operating budget
بودجه بهره برداری
operating cost
هزینه بهره برداری
replicable
<adj.>
قابل کپی برداری
stock talking
سیاهه برداری از موجودی
stencil plate
الگوی نقشه برداری
disk copying
نسخه برداری از دیسک
i know you by your walk
من شما را از گام برداری
survey control
کنترل نقشه برداری
field survey
نقشه برداری زمینی
source listing
لیست برداری منبع
sand pit
گود ماسه برداری
surveying polygon
شبکه نقشه برداری
surveying instrument
الات نقشه برداری
safing
چاشنی برداری کردن
surveying insatrument
اسباب نقشه برداری
incline bench
تخته وزنه برداری
skiagraphy
عکس برداری ازسایه
surveyers notebook
دفتر نقشه برداری
surveying error
خطای نقشه برداری
selective listing
سیاهه برداری گزیده
surveyor's staff
ژالون نقشه برداری
ready for use
اماده بهره برداری
quick march
گام برداری تند
ground survey
نقشه برداری زمینی
topographical surveying
نقشه برداری ارتفاعی
flying levels
خط تراز نقشه برداری
to pace off
باگام برداری شمردن
tacheometer
دوربین نقشه برداری
polling list
سیاهه نمونه برداری
vector graphics
نگاره سازی برداری
leveling staff
ژالون نقشه برداری
maximum value
مقدار بهره برداری
vector potential of a solenoidal vector
پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
split spoon
قاشق نمونه برداری
gross f.
کلاه برداری بزرگ
scalar quantity
کمیت غیر برداری
transcription
سواد برداری رونوشت
utilizing
بهره برداری کردن
utilizes
بهره برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
utilises
بهره برداری کردن
surveying
مساحی نقشه برداری
transcription
نسخه برداری سواد
transcriptions
سواد برداری رونوشت
duplicators
ماشین نسخه برداری
duplicator
ماشین نسخه برداری
transcriptions
نسخه برداری سواد
obediently
از روی فرمان برداری
gangs
مشی گام برداری
gang
مشی گام برداری
utilised
بهره برداری کردن
surveying
نقشه برداری ممیزی
defrauding
کلاه برداری کردن
tapped
بهره برداری کردن از
cannibalising
محل قطعه برداری
tap
بهره برداری کردن از
cross product
ضرب برداری
[ریاضی]
vector product
ضرب برداری
[ریاضی]
directed area product
ضرب برداری
[ریاضی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com